سورهٔ ۳۰ · جلد ۱۶ المیزان

تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ روم

بنصر الله ينصر من يشاء وهو العزيز

سورهٔ ۳۰ · آیهٔ ۵

بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

به یاریِ خدا؛ او هر کس را بخواهد یاری می‌کند، و او توانای شکست‌ناپذیر و مهربان است.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

و سخن خدای متعال: « وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ »؛ یعنی شکست‌ناپذیری است که با یاری‌اش هر که را بخواهد عزت می‌بخشد، و مهربانی است که هر که را بخواهد مشمول رحمت ویژهٔ خویش می‌سازد.

ایرادِ این دیدگاه آن است که این معنا با جملهٔ پس از آن، یعنی « يَنْصُرُ مَنْ يَشٰاءُ » (هر کس را بخواهد یاری می‌کند)، سازگاری ندارد.

یکی دیگر از این وجوه آن است که مراد از نصرت، یاری‌کردنِ مؤمنان با راست درآمدنِ خبرشان دربارهٔ پیروزیِ رومیان است. برخی نیز گفته‌اند: مراد از نصرت، چیره شدنِ گروهی از کافران بر گروهی دیگر، پراکنده شدنِ اتحادشان و در هم شکستنِ شوکتِ آنان است. امّا این دو وجه و نظایر آن‌ها، احتمالاتی بی‌ارزش‌اند که نباید بدان‌ها اعتنا کرد.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۴ و ۵ با هم

خدای متعال می‌فرماید: « وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّٰهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » (و در آن روز، مؤمنان به یاریِ خدا شادمان می‌شوند؛ هر که را بخواهد یاری می‌کند، و اوست شکست‌ناپذیرِ مهربان). قید زمان («يَوْمَئِذٍ») به «يَفْرَحُ» وابسته است و همچنین عبارتِ « يَنْصُرُ »؛ و معنا چنین است: «و روزی که رومیان پیروز شوند، مؤمنان از اینکه خدا رومیان را یاری کرده شادمان می‌گردند». سپس سخن را از نو آغاز کرده و فرموده است: « يَنْصُرُ مَنْ يَشٰاءُ » (هر که را بخواهد یاری می‌کند) تا تثبیت و تأکیدی بر این سخن پیشین باشد که: « لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ » (فرمانروایی پیش از این و پس از این از آنِ خداست).

دربارهٔ این آیه، وجوه ضعیف دیگری نیز یاد کرده‌اند:

یکی از آن‌ها این است که گفته‌اند: عبارتِ « وَ يَوْمَئِذٍ » عطف بر « مِنْ قَبْلُ » است و مراد از آن، فراگیری سلطنت خدای متعال بر هر سه زمان گذشته، آینده و حال است؛ گویی فرموده باشد: «لله الأمر من قبل و من بعد و يومئذ» (فرمانروایی پیش از این، پس از این و در این روز از آنِ خداست)، و آنگاه کلامی تازه آغاز شده و آمده است: «يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّٰهِ» (مؤمنان به یاریِ خدا شادمان می‌شوند). اشکال این وجه آن است که برهم می‌زند انسجام و پیوستگی آیه را، و پیوندِ بخش پایانی آیه با آغاز آن را می‌گسلد.

یکی دیگر از آن وجوه این است که عبارتِ « بِنَصْرِ » متعلق به « اَلْمُؤْمِنُونَ » است نه « يَفْرَحُ » [یعنی: کسانی که به یاریِ خدا ایمان دارند، شادمان می‌شوند]، و این سخن به دلالت التزامی و با توجه به سیاق کلام نشان می‌دهد که پیروزی رومیان، با یاری و نصرتی از جانب خدا بوده است.

اشکال این سخن آن است که لازمه‌اش این خواهد بود که مؤمنان هم در روز پیروزی ایرانیان و هم در روز پیروزی رومیان شادمان گردند؛ چراکه در هر پیروزی نوعی نصرت وجود دارد و هر نصرتی از جانب خداست؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» (و هیچ پیروزی و یاری‌ای نیست مگر از جانب خدای شکست‌ناپذیرِ فرزانه؛ آل‌عمران: ۱۲۶). بنابراین، محدود ساختن شادمانی مؤمنان از نصرت الهی به روز پیروزی رومیان، ترجیح بلامرجح (برتری دادنِ بدون دلیل) خواهد بود؛ پس در این نکته دقت کن.

یکی دیگر از دیدگاه‌ها این است که مراد از یاریِ خدا («بِنَصْرِ اللّٰهِ»)، پیروزیِ مؤمنان بر مشرکان در روز بدر است، نه پیروزیِ رومیان بر ایرانیان، هرچند این دو پیروزی از نظر زمانی هم‌زمان رخ داده باشند؛ گویی گفته شده است: رومیان در چند سال آینده پیروز خواهند شد، و روزی که آنان پیروز شوند، مؤمنان نیز بر مشرکان چیره می‌گردند و از یاریِ خدا به خودشان شادمان می‌شوند.

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۴ و ۵ با هم

خداوند می‌فرماید: « لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ-وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّٰهِ » (فرمانروایی پیش از این و پس از این از آنِ خداست، و در آن روز مؤمنان به یاریِ خداوند شادمان می‌شوند) [روم: ۴-۵]. سفیان گفت: شنیدم که رومیان در همان روزِ [نبردِ] بدر پیروز شدند.

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۵ با هم

می‌گویم: در این‌باره روایت‌های دیگری نیز هست که مضامینِ آن‌ها در مجموع با یکدیگر اختلاف دارد؛ در برخی از آن‌ها آمده است که شرط‌بندی (قمار) میان ابوبکر و اُبَیّ بن خَلَف بود، در برخی دیگر آمده که میان مسلمانان و مشرکان روی داد و ابوبکر از جانبِ مسلمانان و اُبَیّ از جانبِ مشرکان بود، در پاره‌ای از آن‌ها آمده که میان دو گروه رخ داد، و در برخی دیگر آمده که میان ابوبکر و مشرکان بود، چنان‌که در همین روایت آمده است. ادامه در متن کامل

همچنین مهلتِ تعیین‌شده در پاره‌ای از این روایات، سه سال، در برخی پنج سال، در برخی شش سال و در برخی دیگر هفت سال آمده است. ادامه در متن کامل

و در برخی از آن‌ها آمده است که مهلت تعیین‌شدهٔ نخستین که هفت سال بود در مکه سپری شد، و ابوبکر به فرمان پیامبر (ص) دو سال دیگر به آنان مهلت داد (مدت را تمدید کرد) و سپس رومیان پیروز شدند؛ و در برخی روایات بر خلاف این آمده است. ادامه در متن کامل

سپس در پاره‌ای روایات آمده است که مهلت دوم در مکه به پایان رسید، و در برخی دیگر آمده است که پس از هجرت سپری شد و پیروزی رومیان در روز جنگ بدر رخ داد، و در برخی دیگر، روز حدیبیه ذکر شده است. ادامه در متن کامل

و در برخی روایات آمده است که چون ابوبکر با پیروزی رومیان در قمار بر آنان چیره شد، مالِ شرط‌بندی را که صد شتر جوان بود از آنان گرفت و نزد پیامبر (ص) آورد؛ آن حضرت فرمود: «إنه سحت تصدق به» (این مال، حرام است؛ آن را صدقه بده). ادامه در متن کامل

و آنچه همهٔ این روایات بر آن هم‌داستان‌اند، این است که او با آنان قمار (شرط‌بندی) کرد و بر آنان پیروز شد و این قمار با اشاره و سفارش پیامبر (ص) بوده است؛ و این امر را چنین توجیه کرده‌اند که این ماجرا پیش از تحریم قمار رخ داده، چراکه قمار همراه با شراب در سورهٔ مائده تحریم شد و این سوره در اواخر دوران پیامبر (ص) نازل شده است. ادامه در متن کامل

اما با آنچه پیش‌تر در تفسیر آیهٔ شراب و قمار بیان کردیم، ثابت شده است که شراب از همان آغاز بعثت حرام بوده و از احکامِ شناخته‌شدهٔ دین بوده است که شراب و زنا حرام‌اند. ادامه در متن کامل

گذشته از این، شراب و قمار به صراحت آیهٔ بقره از مصادیق «اثم» (گناه) هستند: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمٰا إِثْمٌ كَبِيرٌ» (از تو دربارهٔ شراب و قمار می‌پرسند، بگو: در آن دو گناهی بزرگ است؛ بقره: ۲۱۹)؛ و گناه نیز به صراحت آیهٔ اعراف حرام شمرده شده است: «قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ» (بگو: پروردگار من تنها کارهای بسیار زشت—چه آشکارش و چه پنهانش—و گناه و ستم‌ناحق را حرام کرده است؛ … ادامه در متن کامل

و حتی به فرض آنکه تحریم تا اواخر دوران پیامبر (ص) به تأخیر افتاده باشد، باز هم این سخن آن حضرت (ص) به ابوبکر هنگامی که مال شرط‌بندی را نزدش آورد با اشکال روبه‌رو می‌شود که فرمود: آن مال «سُحت» (حرام) است و سپس فرمود: «آن را صدقه بده»؛ چراکه هیچ راهی برای تصحیح چیزی از این ماجرا وجود ندارد، با موازین فقهی نمی‌توان این مطالب را درست دانست؛ و کسانی که در توجیه این امر به تکلف و زحمت افتاده‌اند، سخنانی گفته‌اند که جز بر اشکال آن نمی‌افزاید. ادامه در متن کامل

افزون بر این، ادعای روایت مبنی بر اینکه ایرانیان بت‌پرست بوده‌اند، با واقعیت تاریخیِ آن قوم سازگار نیست؛ زیرا آنان هرچند مشرک بودند، بت نمی‌پرستیدند و بتی برای خود برنمی‌گزیدند. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ روم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۵۵ تا ۱۶۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/30/5/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی