إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ
همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید؛ این است راه راست.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۵۰ و ۵۱ با هم
حال اگر آنچه را یادآور شدیم به خاطر آوری، و در سخن آن حضرت(ع) در آنچه از دعوتش روایت شده است تأمل کنی که فرمود:
«فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُونِ إِنَّ اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِيمٌ» (پس از خدا پروا بدارید و مرا اطاعت کنید؛ همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید؛ این است راه راست)،
تا پایان آیه؛ خواهی یافت که آن حضرت(ع) نخست به پروای از خدا و فرمانبرداری از خودش امر فرمود، سپس آن را با این سخن خود تعلیل کرد که: «إِنَّ اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ» (همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست)، یعنی همانا خدا پروردگار شما ای گروه امت، و پروردگار پیامبری است که او را بهسویتان فرستاده است؛ پس بر شما واجب است که با ایمان از او پروا بدارید، و با پیرویکردن از من اطاعت نمایید؛ و در یک کلام، بر شما واجب است که او را با پرواپیشگی و اطاعت از پیامبر—یعنی همان ایمان و پیروی—عبادت کنید. این همان مطلبی است که از این کلام به دست میآید؛ و از همین رو در مقام تعلیل، بهجای تقوا و اطاعت، فرمود: «فَاعْبُدُوهُ» (پس او را بپرستید). و این تعبیر را بدان جهت آورد تا پیوندِ این فرمان با خداوند آشکارتر گردد؛ چراکه ارتباط با او در مقام بندگی روشنتر است. سپس یادآور شد که این بندگی، همان صراط مستقیم است، و بدین ترتیب آن را راهی قرار داد که رهروِ خود را به خدای پاک و منزه میرساند.
بحث روایی دیگری دربارهٔ معنای «محدَّث» (کسی که فرشتگان با او سخن میگویند
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۶۰ با هم
و اما آنچه در روایات آمده که مُحَدَّث (کسی که فرشتگان با او سخن میگویند) صدا را میشنود و فرشته را به چشم نمیبیند، حمل بر تفاوتِ حیثیّت و ویژگی میشود نه ناسازگاری و مانعةالجمع بودنِ این دو معنا؛ بدین معنا که ملاک در محدَّث بودنِ انسان این است که صدا را بشنود بدون آنکه دیدن فرشته لازم باشد؛ پس اگر بر حسب اتفاق هنگام شنیدن صدا فرشته را هم ببیند، این دیدن از آن رو نیست که او محدَّث است. ادامه در متن کامل
در اینجا وجه دیگری نیز هست، و آن اینکه مراد از معاینه و دیدنی که نفی شده، مشاهدهٔ حقیقت و ذاتِ خود فرشته باشد نه صورتِ مثالیای که بدان متمثل میشود (شکل میگیرد)؛ زیرا آیات قرآن بیش از مشاهدهٔ مثال را اثبات نمیکنند، چنانکه آشکار است. ادامه در متن کامل
و در اینجا وجه سوم دیگری نیز هست که برخی آن را احتمال دادهاند، و آن اینکه دیدنی که نفی شده مربوط به وحیِ تشریعی (احکام شریعت) است؛ بدین صورت که فرشته برای محدَّث آشکار شود و حکمی شرعی را به او القا کند، و این کار برای پاسداشت و حفظ مقام قانونگذارانِ شریعت از پیامبران و رسولان الهی است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۵۱ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۳، صفحهٔ ۲۰۲ تا ۲۲۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/51/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ» (همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید)؛ در این سخن، راه عذر و بهانه بر کسانی که به الوهیت عیسی (ع) معتقد شدند بسته میشود؛ چراکه آن حضرت این باور نادرست را با فراست و هوشمندی از آنان دریافت، یا از طریق وحی به آن آگاه شد، چنانکه نظیر این نکته را دربارهٔ مقید ساختنِ سخنش:
«فَيَكُونُ طَيْراً» (...پس پرندهای میشود...)
و سخنش: «وَ أُحْيِ الْمَوْتَى» (و مردگان را زنده میکنم) به عبارتِ «بِإِذْنِ اللَّهِ» (به اذن خدا) یادآور شدیم. با این همه، از کلام خدای متعال آنجا که سخن عیسی (ع) را حکایت میکند: «مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ» (به آنان جز آنچه مرا بدان فرمان دادی نگفتم؛ اینکه خدا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ مائده: ۱۱۷)، برمیآید که این گفتار به فرمان پروردگارش و از طریق وحیِ او بوده است.