لَّقَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٞ وَنَحۡنُ أَغۡنِيَآءُۘ سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ
مسلماً خدا سخن کسانی را شنید که گفتند: «خدا نیازمند است و ما توانگریم.» بیگمان آنچه را گفتند و نیز کشتنِ بناحقِ پیامبران را خواهیم نوشت، و خواهیم گفت: «عذاب سوزان را بچشید!»
تفسیر آیهٔ ۱۸۱ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۴، صفحهٔ ۸۲ تا ۸۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/181/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيٰاءُ» (مسلماً خدا سخن کسانی را که گفتند: خدا فقیر است و ما بینیازیم، شنید). گویندگانِ این سخن یهودیان بودند، به قرینهٔ آنچه در ادامهٔ کلام دربارهٔ ماجرای کشتن پیامبران و مانند آن آمده است.
آنان این سخن را زمانی گفتند که آیاتی مانند این فرمودهٔ خدای متعال را شنیدند: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» (کیست که به خدا وامی نیکو دهد؟ - بقره: ۲۴۵)؛ و پیوستگی این آیه با آیهٔ پیشین: «وَ لَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ» (و کسانی که بخل میورزند مپندارند...) تا اندازهای بر همین مطلب گواهی میدهد.
یا اینکه یهودیان این سخن را وقتی گفتند که فقر و تهیدستیِ عموم مؤمنان را دیدند، و به طعنه و کنایه گفتند: اگر پروردگارشان بینیاز بود، به حال آنان غیرت میورزید و حمایتشان میکرد و بینیازشان میساخت؛ پس او حتماً فقیر است و ما بینیازیم.
خدای متعال میفرماید: «سَنَكْتُبُ مٰا قٰالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِيٰاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ» (بهزودی آنچه را گفتند و نیز کشتنِ بهناحقِ پیامبران را خواهیم نوشت...). مقصود از «نوشتن»، حفظ و ثبت کردن یا نگاشتن در پروندهٔ اعمال آنان است و فرجامِ هر دو یکی است. و مقصود از کشتن پیامبران بهناحق، کشتن از روی آگاهی و عمد است، نه از سرِ سهو، خطا و نادانی. و خداوند این سخنِ آنان را در کنار کشتنِ پیامبران قرار داده است، چون سخنی بسیار گران و بزرگ است. و عبارتِ «عَذَابَ الْحَرِيقِ» (عذاب سوزان)، «حریق» به معنای آتش یا شعله است، و گفته شده به معنای سوزاننده است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، ابن جریر و ابن منذر از قَتاده روایت کردهاند که دربارهٔ سخن خداوند: «لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ» (به راستی خدا شنید... [آل عمران: ۱۸۱]) تا پایان آیه، گفت: برای ما بازگو شده است که این آیه دربارهٔ حُیَیّ بن اَخطَب نازل شد، آنگاه که این آیه فرود آمد: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً-فَيُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً كَثِيرَةً» (کیست آن که به خدا وامی نیکو دهد، تا خدا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ [بقره: ۲۴۵])؛ او گفت: «يستقرضنا ربنا إنما يستقرض الفقير الغني» (پروردگارمان از ما وام میخواهد! همانا نیازمند از توانگر وام میگیرد).
و در تفسیر عیّاشی، دربارهٔ این آیه از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است که فرمود: «و الله ما رأوا الله حتى يعلموا أنه فقير، و لكنهم رأوا أولياء الله فقراء فقالوا: لو كان غنيا لأغنى أولياءه ففخروا على الله بالغنى» (به خدا سوگند، آنان خدا را ندیدند تا بدانند او فقیر است، بلکه اولیا و دوستان خدا را نیازمند دیدند و گفتند: اگر او بینیاز بود، دوستانش را بینیاز میکرد؛ و بدینگونه با توانگریِ خود بر خدا فخر فروختند).
و در کتاب «المناقب»، از امام باقر (علیهالسلام) روایت شده است: «هم الذين يزعمون أن الإمام يحتاج إلى ما يحملونه إليه» (آنان کسانی هستند که میپندارند امام به آنچه برایش میبرند نیازمند است).
میگویم: مضمون دو روایت نخست، چنانکه پیشتر گذشت، با آیه تطبیق میکند؛ و اما روایت سوم از باب جَری (تطبیق آیه بر مصداقهای تازه در بستر زمان) است.
و در کتاب «کافی»، از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است که فرمود: «كان بين القائلين و القاتلين خمسمائة عام- فألزمهم الله القتل برضاهم بما فعلوا» (میان گویندگانِ [آن سخن] و کُشندگانِ [پیامبران] پانصد سال فاصله بود، ولی خداوند به سبب رضایتشان به آنچه پیشینیان کرده بودند، قتل را به پای خود آنان نوشت و متوجه ایشان ساخت).
میگویم: شمار سالهایی که در این روایت ذکر شده با تاریخ میلادیِ موجود هماهنگ نیست، پس به بحث تاریخیای که پیش از این گذشت رجوع کن.