۞ فَـَٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
پس لوط به او ایمان آورد، و ابراهیم گفت: «من بهسوی پروردگارم هجرت میکنم، چراکه بیتردید او همان شکستناپذیرِ سنجیدهکار است.»
تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ عنکبوت، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۲۱ تا ۱۲۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/29/26/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قٰالَ إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِليٰ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » (پس لوط به او ایمان آورد، و گفت: من بهسوی پروردگارم هجرت میکنم، چرا که او شکستناپذیرِ داناست). یعنی لوط به ابراهیم ایمان آورد؛ و واژهٔ ایمان همانطور که با حرف «باء» متعدی میشود، با حرف «لام» نیز به کار میرود و معنای هر دو یکی است.
و دربارهٔ این سخن که: « وَ قٰالَ إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِليٰ رَبِّي » (و گفت: من بهسوی پروردگارم هجرت میکنم)، گفتهاند ضمیر [فاعلِ «گفت»] به لوط بازمیگردد، و نیز گفتهاند:
به ابراهیم بازمیگردد؛ و مؤید آن، این سخن خدای متعال به نقل از ابراهیم است که: «وَ قٰالَ إِنِّي ذٰاهِبٌ إِليٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ» (و گفت: من بهسوی پروردگارم میروم، او بهزودی هدایتم خواهد کرد؛ صافات: ۹۹).
گویا مراد از هجرت بهسوی خدا، رها کردن وطن و بیرون رفتن از میان قوم مشرک خویش بهسوی سرزمینی است که در آن مشرکان معترضش نشوند و او را از عبادت پروردگارش بازندارند؛ از این رو هجرت به آن سرزمین را هجرت بهسوی خدا دانستن، از باب مجاز عقلی (نسبت دادن کاری به هدف معنویِ آن به جای مقصد مکانی) است.
و این سخن او که: « إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » (همانا اوست شکستناپذیر و دانا)، یعنی نفوذناپذیری است که هر کس را یاری کند خوار نمیشود، و فرزانهای است که هر کس را پناه دهد تباه نمیگرداند.