وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةِۭ بَطِرَتۡ مَعِيشَتَهَاۖ فَتِلۡكَ مَسَٰكِنُهُمۡ لَمۡ تُسۡكَن مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ إِلَّا قَلِيلٗاۖ وَكُنَّا نَحۡنُ ٱلۡوَٰرِثِينَ
و چه بسیار آبادیها را که در زندگی و معیشت خود سرمست و ناسپاس شده بودند هلاک کردیم! این خانههای آنان است که پس از ایشان جز اندکی مسکونی نبوده است، و ماییم که وارث آنان بودهایم.
تفسیر آیهٔ ۵۸ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/58/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ كَمْ أَهْلَكْنٰا مِنْ قَرْيَهٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهٰا » (و چه بسیار شهرها و آبادیها که در زندگیِ خود سرمستی و طغیان کردند و نابودشان ساختیم...) تا پایان آیه. «بَطَر» به معنای طغیان و سرمستی به هنگام برخورداری از نعمت است، و واژهٔ « مَعِيشَتَهٰا » به نزع خافض (حذف حرف اضافه) منصوب شده است؛ یعنی: چه بسیار آبادیهایی که در معیشت و زندگی خویش سرکشی کردند و هلاکشان کردیم.
و سخن پروردگار: « فَتِلْكَ مَسٰاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاّٰ قَلِيلاً » (اینها خانههای آنان است که پس از ایشان جز اندکی مسکون نمانده است)؛ یعنی خانههای ویران و فروریخته بر پایههایشان، پیش روی شما و در برابرتان مشهود است و بر همان ویرانی خود باقی مانده، و پس از هلاکتِ آنان جز اندکی از آن خانهها آباد نگشته و مسکون نشده است.
و از این بیان روشن میشود که مناسبتر آن است که « إِلاّٰ قَلِيلاً » استثنا از « مَسٰاكِنُهُمْ » باشد، نه از عبارت « مِنْ بَعْدِهِمْ » تا معنایش چنین شود: پس از آنان جز زمانی اندک مسکون نماند، به این علّت که تنها رهگذران در سفرها یک روز یا بخشی از روز در آنها فرود میآیند.
و سخن پروردگار: « وَ كُنّٰا نَحْنُ الْوٰارِثِينَ » (و تنها ما وارث بودیم)؛ از آن رو که آنان مالک آن خانهها بودند و سپس آنها را واگذاشتند و جز ما کسی جانشین آنان نشد، پس ما خانههایشان را به ارث بردیم. و در این جمله، یعنی سخن او: « كُنّٰا نَحْنُ الْوٰارِثِينَ »، نکته و عنایت لطیفی نهفته است؛ زیرا خدای متعال مالک حقیقی و مطلق هر چیزی است؛ بنابراین او مالکِ خانههایشان نیز بوده است و با چیرهساختن آنان، آن خانهها را به مالکیتشان درآورد، سپس با هلاک کردنشان، آن خانهها را از چنگشان بیرون کشید و پس از آنان هیچ مالکی جز او باقی نماند. ازاینرو خود را وارث آنان نامید، با این عنایت که او پس از آنان ماندگار است و مالکِ همان چیزی است که در دستشان بود؛ گویی مالکیت اعتباری آنان به او منتقل شده است، درحالیکه در حقیقت انتقالی در کار نیست، بلکه با زوال مالکیت اعتباری آنان، مالکیت حقیقی او آشکار گشته است.
این آیه، پاسخ دوم خدای متعال به سخن آنان است که میگفتند: « إِنْ نَتَّبِعِ الْهُديٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا » (اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمینمان ربوده میشویم)؛ و خلاصهاش این است که صرفِ ربودهنشدن شما بهدست عرب، ماندگاریتان را تضمین نمیکند و سرزمین شما و کامرانیِ دلخواه در آن را برایتان نگاه نمیدارد؛ چراکه چه بسیار آبادیهای غرق در نعمتی که سرشار از سرمستی و طغیان بودند و ما اهلشان را هلاک کردیم و خانههایشان تهی و نامسکون بر جای ماند و هیچ وارثی جز خدا برای آنها نبود.