وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبۡعَثَ فِيٓ أُمِّهَا رَسُولٗا يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَاۚ وَمَا كُنَّا مُهۡلِكِي ٱلۡقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهۡلُهَا ظَٰلِمُونَ
و پروردگار تو هرگز هلاککنندهٔ آبادیها نبوده است مگر آنکه در شهر مرکزی آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند؛ و ما آبادیها را هلاک نمیکردهایم مگر در حالی که اهل آنها ستمکار بودهاند.
تفسیر آیهٔ ۵۹ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۶۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/59/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُريٰ حَتّٰي يَبْعَثَ فِي أُمِّهٰا رَسُولاً » (و پروردگارت هرگز نابودکنندهٔ شهرها نبوده است تا آنکه در کانون و بزرگترینِ آنها پیامبری برانگیزد...)؛ «اُمّالقُریٰ» اصل و کانون اصلی آبادیها و بزرگترینِ آنهاست که دیگر شهرها به آن بازمیگردند. در این آیه، سنّت الهی در عذاب ریشهکنکنندهٔ آبادیها (عذاب استیصال) بیان شده است؛ و آن اینکه عذاب استیصال هرگز از سوی خدای متعال فرود نمیآید مگر پس از اتمام حجت بر آنان با فرستادن پیامبری که آیات خدا را بر ایشان بخواند، و مگر پس از آنکه عذابشوندگان با کفرورزیدن به آیات خدا و تکذیب پیامبرش ستمکار شده باشند.
و در پیآوردنِ این آیه پس از آیهٔ پیشین که روشنگر سنّت خدای متعال در هلاکت آبادیهاست، هشداری بیمدهنده برای مشرکان مکه است، با این اشاره که اگر بر کفر خویش پافشاری کنند در معرض نزول عذاب خواهند بود؛ چراکه خداوند در مادرِ آبادیهایشان که همان مکه است، پیامبری برانگیخته که آیاتش را بر آنان تلاوت میکند و با این حال آنان با تکذیب پیامبرشان ستمپیشهاند.
و از این رو، نکتهٔ التفات (تغییر سیاق سخن) از متکلم معالغیر به غایب در سخن پروردگار: « وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُريٰ » (و پروردگارت هرگز نابودکنندهٔ شهرها نبوده است) آشکار میشود؛ چراکه اشاره به تحقق شرایط عذاب در صورت تکذیب پیامبر (ص)، مایهٔ قوت قلب آن حضرت و تأکیدی بر حجت اوست؛ و امّا تغییرِ پس از آن به سیاق متکلم معالغیر، در سخن بعدی پروردگار آمده است.
« وَ مٰا كُنّٰا مُهْلِكِي الْقُريٰ » (و ما نابودکنندهٔ شهرها نبودهایم)، بازگشتی به همان سیاقِ پیشین پس از برآوردهشدنِ مقصود است.