فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّفۡتَرٗى وَمَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ
پس چون موسی با معجزات روشن ما به سوی آنان آمد، گفتند: این جز جادویی ساختگی نیست و ما هرگز چنین چیزی را در میان پدران نخستین خود نشنیدهایم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
۴. داستان موسی (ع
تفسیر آیههای ۲۹ تا ۴۲ با هم
و دیگر آنکه تورات یاد میکند کسی که گوساله را برای آنان ساخت و آن را پرستیدند، هارون پیامبر، برادر موسی (ع) بود؛ و ماجرا چنین بود که چون قوم دیدند موسی در فرود آمدن از کوه درنگ کرد، گرد هارون گرد آمدند و به او گفتند: «برخیز و برای ما خدایانی بساز که پیشاپیشِ ما حرکت کنند؛ زیرا این مرد (موسی) که ما را از سرزمین مصر… ادامه در متن کامل
پس همهٔ قوم، گوشوارههای زرینی را که در گوشهایشان بود باز کردند و نزد هارون آوردند؛ او آنها را از دستشان گرفت و با قلمِ تراش شکل داد و آن را گوسالهای ریختهگریشده ساخت؛ پس گفتند: «ای اسرائیل، اینها خدایانِ تو هستند که تو را از سرزمین مصر بیرون آوردند.» [پاورقی ۵: باب سی و دوم از سفر خروج.] ادامه در متن کامل
و در آیات قرآن، در این بخشها از داستانهای موسی (ع)، تعریضها و گوشهکنایههایی به تورات وجود دارد که بر اهل تدبّر پوشیده نیست. ادامه در متن کامل
و در آنجا اختلافات جزئیِ فراوانی نیز هست؛ چنانکه در تورات در داستان کشتن مرد قبطی آمده است که: آن دو نفری که برای بار دوم با هم نزاع میکردند، هر دو بنیاسرائیلی بودند. ادامه در متن کامل
و نیز در آن، داستان برگزیدن هفتاد مرد برای میقات، فرود آمدن صاعقه بر آنان و زنده شدنشان پس از آن، ذکر نشده است. ادامه در متن کامل
و همچنین در تورات آمده است الواحی که همراه موسی بود، هنگامی که از کوه فرود آمد و آنها را افکند، دو لوح سنگی بودند و همان دو لوح شهادت بودند [پاورقی ۳: باب دوم از سفر خروج.]؛ و اختلافاتی دیگر از این دست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۳۶ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۵ تا ۴۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/36/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسيٰ بِآيٰاتِنٰا بَيِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَريً » تا آخر آیه (پس هنگامی که موسی با معجزات روشن ما به سوی آنان آمد، گفتند: این جز جادویی ساختگی نیست...). یعنی جادویی که صفتش دروغین و ساختگیبودن است؛ و واژهٔ «مفتری» اسم مفعول به معنای بافتهشده و برساخته است، یا مصدر میمی است که برای مبالغه، صفتِ جادو قرار گرفته است.
اشاره در گفتارشان که گفتند: « مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَريً » (این جز جادویی ساختگی نیست)، به همان معجزاتی است که موسی آورده بود؛ یعنی این کارهای خارقالعادهای که او با خود آورده چیزی جز جادویی ساختگی نیست که خود بربافته و به دروغ به خدا نسبت داده است.
اشاره در سخنشان که گفتند: « وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِي آبٰائِنَا الْأَوَّلِينَ » (و چنین چیزی را در میان نیاکان نخستین خود نشنیدهایم)، به همان دعوتی است که موسی آورد و معجزات را دلیل بر آن ساخت. اما این احتمال که اشاره به خود معجزات باشد، با تکرار اسم اشاره («هٰذا») سازگار نیست؛ گذشته از اینکه آنان مدعی بودند مانند آن را خواهند آورد، همانگونه که خداوند از فرعون حکایت کرده که گفت: «فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ» (پس قطعاً جادویی مانند آن برایت میآوریم؛ طه: ۵۸). افزون بر این، بیسابقه بودن جادو و سابقه نداشتن مانندی برای آن سودی به حالشان نداشت تا بخواهند چنین ادعایی بکنند.
بنابراین معنای سخنشان این است: آنچه موسی آورده، آیینی نوظهور و بدعتآمیز است و از پدران نخستین ما نقل نشده که در هیچ زمانی آن را پذیرفته باشند؛ و مناسب با همین معناست آنچه در آیه بعد از سخن موسی نقل شده است که گفت: « رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جٰاءَ بِالْهُديٰ » (پروردگارم داناتر است به اینکه چه کسی هدایت آورده است...) تا پایان آیه.
۴. داستان موسی (ع
و دیگر آنکه تورات ایمان آوردنِ ساحران را هنگام افکندنِ عصاهایشان و مار شدنِ آنها و بلعیده شدنشان توسط عصای موسی ذکر نکرده است؛ بلکه یادآور میشود که آنان نزد فرعون بودند و در دو نشانهٔ خون و قورباغهها با موسی مقابله کردند و با جادوی خود، همانند معجزهای را که موسی (ع) آورده بود آوردند. [پاورقی ۴: باب هفتم و هشتم از سفر خروج.]