قَالَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا يَٰٓأَبَتِ ٱسۡتَـٔۡجِرۡهُۖ إِنَّ خَيۡرَ مَنِ ٱسۡتَـٔۡجَرۡتَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡأَمِينُ
یکی از آن دو [دختر] گفت: «ای پدر، او را به خدمت (مزدوری) بگیر؛ زیرا بهترین کسی که به خدمت میگیری، آن شخصِ نیرومندِ درستکار و امین است.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۲ تا ۲۸ با هم
در کتاب کمالالدین به سند خود از سدیر صیرفی از امام صادق (ع) در حدیثی طولانی روایت شده است: ادامه در متن کامل
میگویم: قمی نیز در تفسیر خود شبیه همین معنا را روایت کرده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۶ تا ۲۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/26/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا يٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ » (یکی از آن دو [دختر] گفت: ای پدر، او را به مزدوری بگیر؛ چراکه بهترین کسی که میتوانی به خدمت بگیری، همو مرد نیرومند و درستکار است). مطلق بودنِ تعبیر اجیر گرفتن میرساند که مقصود، به خدمت گرفتنِ او برای همهٔ کارهایی بوده که نیازمند فردی به جای پدر بوده است، هرچند به مقتضای موقعیت، کار اصلی، چوپانیِ گوسفندان بود.
و سخن آن دختر که گفت: « إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ » در مقام بیان علت برای گفتهٔ پیشینش یعنی « اِسْتَأْجِرْهُ » (او را به مزدوری بگیر) است؛ و این از قبیل آوردن سبب به جای مسبب است، و در تقدیر چنین است: او را اجیر کن، زیرا او نیرومند و درستکار است، و بهترین کسی که اجیر میکنی، همان شخص نیرومند و درستکار است.
و اینکه آن دختر دربارهٔ موسی داوری کرد که او نیرومند و درستکار است، نشان میدهد که در شیوهٔ کار او هنگام آب دادن به گوسفندان نشانههایی دیده که از آن به نیرومندیاش پی برده است؛ و همچنین از پاکدامنیِ آشکار او در سخن گفتن با آن دو دختر و آب دادن به گوسفندانشان، و سپس در همراهیاش با آن دختر به هنگام رفتن نزد شعیب تا وقتی که به او رسیدند، نشانههایی دیده که از آن به امانتداری و درستکاریاش پی برده است.
از اینجا دانسته میشود دختری که گفت: « يٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » (ای پدر، او را به مزدوری بگیر)، همان دختری بوده که نزد او آمد و پیام دعوت پدرش را به او رساند؛ چنانکه در روایات امامان اهل بیت (ع) نیز چنین آمده و جمعی از مفسران هم بر همین نظر رفتهاند.
بحث روایی
و در تفسیر قمی آمده است: یکی از دختران شعیب گفت: «يٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» [قصص: ۲۶] (ای پدر، او را به خدمت بگیر؛ زیرا بهترین کسی که به خدمت میگیری، فرد نیرومند و درستکار است). شعیب (ع) به او فرمود: نیرومندیاش را به من شناساندی، چون او دلو (سطل بزرگ آب) را بهتنهایی میکشید؛ اما درستکاری و امانتش را از کجا شناختی؟ دختر گفت: چون به من گفت: «تأخري عني و دليني على الطريق-فإنا من قوم لا ينظرون في أدبار النساء-» (پشت سر من بیا و مرا به راه راهنمایی کن؛ زیرا ما از قومی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمیکنند)، دانستم او از کسانی نیست که به پشت زنان چشم بدوزند؛ پس این نشانهٔ درستکاری و امانت او بود.
میگویم: در «مجمعالبیان» نیز مانند آن از علی (ع) روایت شده است.