فَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُعَذَّبِينَ
پس همراه با خداوند، معبودی دیگر را مخوان که در شمار عذابشوندگان خواهی بود.
تفسیر آیهٔ ۲۱۳ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۳۲۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/213/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلاٰ تَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ » (پس در کنار خدا معبودی دیگر مخوان که از عذابشدگان خواهی بود). این سخن خطابی به پیامبر (ص) است که او را از شرکورزیدن به خدا بازمیدارد و شاخهای است برآمده از این سخن که: « وَ مٰا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيٰاطِينُ » (و شیاطین آن را فرود نیاوردهاند) تا آخر آیه؛ یعنی اگر این قرآن فروفرستادهای از سوی پروردگار جهانیان است و شیاطین آن را فرود نیاوردهاند، و خود از شرک نهی میکند و بر آن وعدهٔ عذاب میدهد، پس تو نیز به خدا شرک میاور تا عذابِ وعدهدادهشده به تو نرسد و در زمرهٔ عذابشدگان درنیایی.
و معصوم بودن پیامبر (ص) به عصمتی الهی که صدور گناه از ایشان را ناممکن میسازد، با نهی شدنِ ایشان از شرک ناسازگار نیست؛ زیرا عصمت موجب نمیشود که امر و نهی به شخص معصوم تعلق نگیرد و تکلیف از او برداشته شود؛ چراکه او نیز انسانی مختار در انجام دادن و واگذاشتنِ کارهاست و با نگاه به ذاتِ خودش، فرمانبری و نافرمانی در حق او متصور است. و آیات مربوط به تکلیف پیامبران (ع) در قرآن کریم بسیار است؛ مانند این سخن خدا دربارهٔ پیامبران (ع): «وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ» (انعام: ۸۸) (و اگر شرک میورزیدند، قطعاً آنچه انجام میدادند تباه میشد)، و این سخن او دربارهٔ پیامبر (ص): «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» (زمر: ۶۵) (اگر شرک ورزی، بیگمان عملت تباه خواهد شد)، و هر دو آیه در معنای نهی هستند.
و این سخنِ برخی که گفتهاند: «تکلیف برای کامل کردن است، پس با به دست آمدن و تحقق کمال برداشته میشود؛ چراکه پدیدآوردنِ آنچه هماکنون حاصل است (تحصیل حاصل) محال است»، نادرست است؛ زیرا کارهای شایستهای که تکلیفها به آنها تعلق میگیرند، از آثار همان کمال مطلوبند؛ و کمال نفسانی همانگونه که باید با انجام دادن آثارش و پیوستگی بر کارهای متناسب با آن و ورزیدگی یافتن با آنها به دست آید، برای ماندگاری نیز باید با همانها حفظ شود؛ پس تا زمانی که انسان، بشری دارای وابستگی به زندگی زمینی است، گریزی از بهدوشکشیدن بارهای سنگینِ تکلیف ندارد؛ و پیش از این در برخی مباحث، سخنی دربارهٔ این موضوع گذشت.