سورهٔ ۲۵ · جلد ۱۵ المیزان

تفسیر آیهٔ ۳۴ سورهٔ فرقان

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنم أولئك

سورهٔ ۲۵ · آیهٔ ۳۴

ٱلَّذِينَ يُحۡشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُوْلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضَلُّ سَبِيلٗا

کسانی که بر چهره‌هایشان به سوی دوزخ محشور می‌شوند، آنان جایگاهشان بدتر و راه‌شان گمراه‌تر است.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

در پیِ این پاسخ، بی‌درنگ این سخن خدای متعال می‌آید: « اَلَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَليٰ وُجُوهِهِمْ إِليٰ جَهَنَّمَ أُوْلٰئِكَ شَرٌّ مَكٰاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلاً » (فرقان: ۳۴؛ کسانی که بر چهره‌هایشان به‌سوی دوزخ گرد آورده می‌شوند، آنان جایگاهی بدتر دارند و راه‌شان گم‌تر است). این آیه چنان‌که بیانش خواهد آمد، گویی متمم و کامل‌کنندهٔ این پاسخ است.

خدای متعال می‌فرماید: « اَلَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَليٰ وُجُوهِهِمْ إِليٰ جَهَنَّمَ أُوْلٰئِكَ شَرٌّ مَكٰاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلاً » (کسانی که بر چهره‌هایشان به‌سوی جهنم محشور می‌شوند، آنان بدترین جایگاه را دارند و گمراه‌ترین راه را می‌پیمایند). پیوند این آیه با آیات پیشین بر پایه سیاقی که دارد، نشان می‌دهد این خرده‌گیران بر قرآن، از طعنه‌های خود نتیجه‌ای گرفتند که شایسته ساحت پیامبر (ص) نبود؛ ازاین‌رو، آن حضرت را به بدجایگاهی و گمراهیِ راه متصف کردند. خدای متعال سخن آنان را در میان آنچه از گفتارشان در قرآن بازگو کرده نیاورده است تا مقام والای نبوت را از اینکه به بدی یاد شود پاس بدارد؛ بلکه تنها در پاسخی که در این آیه به آنان داده، با زبان کنایه به آن اشاره فرموده است.

بنابراین، این سخن خدا: « اَلَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَليٰ وُجُوهِهِمْ إِليٰ جَهَنَّمَ » (کسانی که بر چهره‌هایشان به‌سوی جهنم گرد آورده می‌شوند)، کنایه از همان کافرانی است که به قرآن خرده می‌گرفتند و پیامبر (ص) را به آن اوصاف ناروا وصف می‌کردند؛ و کنایه رساتر از تصریح است.

مقصود این است که این خرده‌گیرانِ بر قرآن که چنین اوصافی به تو نسبت می‌دهند، خودشان بدترین جایگاه را دارند و گمراه‌ترند، نه تو! بنابراین سخن بر پایه «قصر قلب» (وارونه‌ساختن پندار باطل طرف مقابل) استوار است، و دو واژه « شَرٌّ » (بدتر) و « أَضَلُّ » (گمراه‌تر) یا از معنای برتری‌داشتن تهی شده‌اند، یا برای ریشخند و تمسخر به کار رفته‌اند.

از آنان با تعبیر کسانی کنایه آورده شده که نگونسار و بر چهره‌هایشان به‌سوی جهنم محشور می‌شوند؛ و این وصفِ بهانه‌جویانِ منکر معادی است که خداوند گمراهشان ساخته است؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «وَ مَنْ يَهْدِ اللّٰهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ عَليٰ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمٰا خَبَتْ زِدْنٰاهُمْ سَعِيراً ذٰلِكَ جَزٰاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيٰاتِنٰا» (و هر که را خدا هدایت کند او راه‌یافته است، و کسانی را که گمراه سازد هرگز در برابر او برایشان سرپرستی نخواهی یافت، و روز قیامت آنان را بر چهره‌هایشان نابینا و لال و کر محشور می‌کنیم؛ جایگاهشان دوزخ است و هر بار که آتشش فروکش کند، شراره‌ای تازه بر آنان می‌افزاییم. این کیفر آنان است بدان سبب که به آیات ما کفر ورزیدند...؛ اسراء: ۹۷-۹۸).

در این کنایه، افزون بر رساتر بودنش، هشداری تهدیدآمیز به بدترین جایگاه و دردناک‌ترین عذاب نهفته است. همچنین به‌منزله اقامه دلیل بر گمراهی آنان است؛ چراکه هیچ ضلالتی بالاتر از این نیست که انسان بر صورت خویش راه برود، درحالی‌که پیش روی خود را نمی‌بیند. این گمراهی در محشور شدن بر چهره‌ها به‌سوی جهنم، تجسم همان گمراهی است که در دنیا داشتند. گویی گفته شده است: گمراهان واقعی همین‌ها هستند، چراکه بر چهره‌هایشان محشور می‌شوند، و کسی به این سرنوشت گرفتار نمی‌شود مگر آنکه در دنیا گمراه بوده باشد.

مفسران درباره چگونگی پیوند این آیه با آیات پیشین اختلاف نظر داشته‌اند: برخی درباره‌اش سکوت کرده‌اند، و در «مجمع‌البیان» آمده است که آنان به محمد (ص) و مؤمنان گفتند: اینان بدترین خلق خدایند؛ پس خدای متعال فرمود: « أُوْلٰئِكَ شَرٌّ مَكٰاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلاً » (آنان بدترین جایگاه را دارند و گمراه‌ترین راه را می‌پیمایند). برخی دیگر نیز گفته‌اند این آیه به سخن خدا در چند آیه پیش پیوند دارد که فرمود: « أَصْحٰابُ الْجَنَّهِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً » (اهل بهشت در آن روز جایگاهی بهتر و استراحتگاهی نیکوتر دارند؛ فرقان: ۲۴)؛ هرچند آنچه از سیاق برمی‌آید را پیش‌تر دانستی. همچنین درباره مقصود از محشور شدنشان بر چهره‌ها اختلاف کرده‌اند: گفته شده است بر معنای ظاهری‌اش است، یعنی واژگونه و نگونسار جابه‌جا می‌شوند؛ و گفته شده است: مراد کشیده شدنِ آنان بر زمین است.

و گفته شده است: مقصود جابه‌جاشدن از مکانی به مکان دیگر به‌حالت سرنگون است که با راه‌رفتن راست‌قامت و معتدل ناسازگار است. اما ایراد این وجه آن است که در این صورت سزاوارتر بود تعبیر به حشر بر سرها بیاید نه بر چهره‌ها؛ و خدای متعال در جایی دیگر در توصیف آنچه پس از این حشر رخ می‌دهد فرموده است: «يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النّٰارِ عَليٰ وُجُوهِهِمْ» (روزی که در آتش بر چهره‌هایشان کشیده می‌شوند؛ قمر: ۴۸).

و گفته شده است: مراد از آن، کنایه و مجاز از نهایت خواری، فرومایگی و رسوایی است؛ درحالی‌که روی‌آوردن به معنای مجازی تنها هنگامی رواست که حمل لفظ بر معنای حقیقی ممکن نباشد.

و گفته شده است: این تعبیر برگرفته از این سخن عرب است که می‌گوید: «مَرَّ فُلانٌ عَلي وَجهِهِ» (فلانی سر به هوا راه افتاد)، یعنی ندانست به کجا می‌رود. اشکال این وجه آن است که بازگشتش به ناآگاهی از مکانی است که به‌سویش محشور می‌شوند، و این امر با مقید شدن حشر در آیه به عبارت:

« إِليٰ جَهَنَّمَ » (به‌سوی دوزخ) سازگاری ندارد.

و گفته شده است: سخن در این آیه کنایه یا استعاره تمثیلیه است؛ یعنی آنان در حالی محشور می‌شوند که دل‌هایشان به امور پست دنیا و زیورهای آن پیوند خورده و روی دلشان به‌سوی آن‌هاست. بر این سخن خرده گرفته‌اند که آنان در آنجا چنان گرفتار هول‌وهراس‌اند که مجالی برای توجه به دنیا و دل‌بستن به آن ندارند؛ البته شاید مراد گوینده، ماندگاری آثار آن دلبستگی در جان و سیمای آنان باشد.

پاسخ این اشکال آن است که مقتضای آیات تجسم اعمال (عینیت‌یافتن باطن کردار در قیامت) این است که خودِ آن عذاب، صورتِ مجسمِ همان دلبستگی به دنیا و روآوردن به آن است؛ بنابراین، آنان در آن روز در حقیقت هیچ دلمشغولی و گرفتاری‌ای جز همان ندارند.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۳۲ تا ۳۴ با هم

همچنین روشن شد که هر سه آیه همگی برای یک هدف آورده شده‌اند و آن، پاسخ دادن به طعن و خرده‌گیریِ آنان بر قرآن است. اما مفسران میان مضامین این سه آیه تفکیک کرده‌اند: آنان جملهٔ « كَذٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَكَ » را پاسخی به سخن کافران دانسته‌اند که گفتند: « لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وٰاحِدَهً »؛ و جملهٔ « وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِيلاً » را بی‌آنکه پیوندی با ماقبل خود داشته باشد، گزارشی از آرام و شمرده فرستادن قرآن در نزول، یا در خواندن آن بر پیامبر (ص) دانسته‌اند.

آنان همچنین جملهٔ « وَ لاٰ يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ » تا آخر آیه را گویی بیانی برای سخن پیشین؛ یعنی: « كَذٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَكَ »، و توضیحی برای چگونگی استوار ساختن دل پیامبر (ص) شمرده‌اند. برخی از مفسران نیز آن را ناظر به خصوص همان مثَلی دانسته‌اند که برای پیامبر (ص) زدند و اینکه خداوند حقیقت آن را بیان کرد و تفسیری بهتر آورد؛ و سخنانی جز این نیز گفته شده است. آنان آیهٔ « اَلَّذِينَ يُحْشَرُونَ » را نیز به‌کلی بیگانه از هدفِ دو آیهٔ پیشین دانسته‌اند.

تأمل در آنچه پیش‌تر در تبیین مضمون دو آیهٔ نخست آوردیم و آنچه از معنای آیهٔ سوم خواهد آمد، بطلان همهٔ این سخنان را روشن می‌سازد؛ و آشکار می‌کند که هر سه آیه، همگی یک هدف دارند و آن پاسخ دادن به طعن و خرده‌گیریِ آنان بر قرآن از جهت نزول تدریجی آن است.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۳۴ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۱۲ تا ۲۱۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/34/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی