وَهُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ وَلَهُ ٱخۡتِلَٰفُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
و اوست کسی که زنده میکند و میمیراند، و پیاپی آمدنِ شب و روز از آنِ اوست؛ آیا خردورزی نمیکنید؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷۸ تا ۸۰ با هم
بنابراین مضامین این سه آیه پیدرپی و لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا آفرینش گوش و چشم و دل — که همان حس و عقلِ انسان است — مستلزمِ حیاتی وابسته به ماده و سکونت در زمین تا زمانی معین و سپس بازگشت به سوی خداست؛ و این بازگشت نیز مستلزمِ حیات و مرگ است، و آن هم مستلزمِ عمری است که با گذشت زمان سپری میشود و روزیای که انسان از آن بهرهمند گردد.
پس این سه آیه دربردارندهٔ اشارهای به یک چرخهٔ کامل از تدبیر امور انسان، از زمان آفرینش تا هنگام بازگشت به سوی پروردگارش است. و خدای پاک و منزه مالکِ آفریدههای خویش است، پس مالکِ تدبیر امور انسان نیز هموست؛ زیرا این تدبیر، تدبیری تکوینی است که از آفرینش و ایجاد جدا نمیشود و از آن برکنار نیست، و همان نظامِ کنش و واکنش است که بر پایهٔ پیوندهای گوناگونِ تکوینی میان اشیاء جریان دارد. بنابراین خدای پاک و منزه پروردگار و مدبر امور آنان است و به سوی او محشور میشوند؛ و عبارتِ « أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ » (آیا خردورزی نمیکنید؟)، نکوهش آنان و برانگیختنشان به هوشیاری و سپس ایمانآوردن است.
تفسیر آیهٔ ۸۰ سورهٔ مؤمنون، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۵۴ تا ۵۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/23/80/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ لَهُ اخْتِلاٰفُ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ » (و او کسی است که زنده میکند و میمیراند، و آمدوشدِ شب و روز از آنِ اوست؛ آیا خردورزی نمیکنید؟). معنای آیه روشن است، و عبارتِ « وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ » از نظر معنا بر جملهٔ پیش از خود مترتب است؛ یعنی از آنجا که خداوند شما را صاحبِ آگاهی ساخت و وجودتان را تا زمانی معین در زمین آشکار کرد تا به سوی او محشور شوید، سنتِ زندهکردن و میراندن لازمهٔ آن شد؛ زیرا آگاهی متوقف بر حیات است و محشور شدن نزد پروردگار نیز متوقف بر مرگ است.
و فرمودهٔ او: « وَ لَهُ اخْتِلاٰفُ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ » بر بخش پیش از خود مترتب است؛ چرا که زندگی و سپس مرگ، جز با گذشت زمان و آمدنِ شب در پی روز و روز در پی شب سامان نمیپذیرد تا اینکه عمر سپری شود و اجلِ مقدر فرا رسد. این در صورتی است که مقصود از اختلاف شب و روز، آمدنِ پیاپیِ هر یک پس از دیگری باشد؛ و اگر مقصود از آن تفاوتِ شب و روز در بلندی و کوتاهی باشد، در آن اشارهای است به پدید آمدنِ فصلهای چهارگانهٔ سال، که برآمده از کوتاهی و بلندیِ شب و روز است؛ و با این کار، روزیرسانی به جانداران و تدبیر معیشت آنها انجام میپذیرد؛ همانگونه که فرمود: «وَ قَدَّرَ فِيهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِي أَرْبَعَهِ أَيّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِينَ» (و خوراکهای آن را در چهار روز [چهار فصل] متناسب با نیازِ خواهندگان مقدر ساخت؛ حمالسجده: ۱۰).