قُلۡنَا يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدٗا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ
گفتیم: «ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۶۸ و ۶۹ با هم
در کتاب «علل الشرائع» به سند خود از عبدالله بن هلال روایت کرده است که گفت: امام صادق (ع) فرمود: «لَمَّا أُلْقِيَ إِبْرَاهِيمُ(ع) فِي النَّارِ تَلَقَّاهُ جَبْرَئِيلُ فِي الْهَوَاءِ وَ هُوَ يَهْوِي- فَقَالَ: يَا إِبْرَاهِيمُ أَ لَكَ حَاجَةٌ فَقَالَ: أَمَّا إِلَيْكَ فَلَا»؛ هنگامی که ابراهیم (ع) در آتش افکنده شد، در حالی که در هوا [به سوی آتش] فرو میافتاد، جبرئیل به دیدارش آمد و گفت: «ای ابراهیم! آیا نیازی داری؟» فرمود: «اما به تو، نه!»
میگویم: حدیثِ پرتابکردن او با منجنیق در چندین روایت از طریق اهلسنت و شیعه آمده است؛ و نیز سخن جبرئیل به او که گفت: «أَ لَكَ حَاجَةٌ؟» (آیا نیازی داری؟) و پاسخش که فرمود: «أَمَّا إِلَيْكَ فَلَا» (اما به تو، نه)، از سوی هر دو گروه روایت شده است.
تفسیر آیههای ۵۱ تا ۷۳ با هم
میگویم: روایات دربارهٔ داستانهای ابراهیم (ع) بسیار زیاد است، اما در جزئیاتی که به منطوقِ صریحِ قرآن بازنمیگردد با یکدیگر اختلاف شدیدی دارند؛ و ما به همین مقداری که پیشتر آوردیم بسنده کردیم. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۶۹ سورهٔ انبیاء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۳۰۳ تا ۳۰۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/21/69/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «قُلْنٰا يٰا نٰارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاٰماً عَليٰ إِبْرٰاهِيمَ » («گفتیم: ای آتش! برای ابراهیم سرد و سلامت باش!»). این فرموده، خطابی تکوینی (فرمان آفرینشیِ بیواسطه) به آتش است که به واسطهٔ آن، ویژگی گرمایش، سوزانندگی و نابودگری آتش، به شیوهای معجزهآسا و خارقالعاده، در حق ابراهیم (ع) به سردی و سلامت تبدیل شد. از همینجا آشکار میشود که ما هیچ راهی برای آگاهی از حقیقت این رویداد با جزئیات نداریم؛ زیرا پژوهشهای عقلانی دربارهٔ رخدادهای جهان، تنها در مواردی جریان مییابد که ما از پیوندهای علی و معلولی در پدیدههای عادی و تکرارشونده آگاهیم؛ اما در امور خارقالعاده که از پیوندهای علیّت در آنها بیاطلاعیم، این بررسیها راهی ندارند. آری، به گونهای اجمالی میدانیم که همتها و ارادههای والای نفوس در آن دخیل است، و ما در مباحث اعجاز در جلد نخست این کتاب پیرامون آن سخن گفتهایم.
نیاوردن حرف عطف (فصل) در عبارت «قُلْنٰا » (گفتیم...) به این سبب است که در معنای پاسخ به پرسشی مقدّر (پنهان در ذهن) قرار دارد؛ و تقدیر کلام با توجه به حذفی که برای رعایت ایجاز (کوتاهگویی) صورت گرفته، چیزی مانند این است: «آتشی برافروختند و او را در آن افکندند»؛ پس گویی پرسیده شد:
«پس از آن چه شد؟» پس در پاسخ گفته شد: «قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاَماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ» (گفتیم: ای آتش، برای ابراهیم سرد و سلامت باش!)؛ و بر همین شیوه است نیاوردن حرف عطف در همه موارد «قَالَ» (گفت) و «قَالُوا» (گفتند) در آیههای پیشینِ این داستان.
بحث روایی
و در کتاب «الدر المنثور»، فاریابی و ابنابیشیبه و ابنجریر از علی بن ابیطالب (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال: «قُلْنٰا يٰا نٰارُ كُونِي بَرْداً » [انبیاء: ۶۹] روایت کردهاند که فرمود: آتش بر او چنان سرد شد که نزدیک بود به او آسیب رساند، تا آنکه گفته شد: «وَ سَلَاماً» (و سلامت باش)؛ فرمود: [یعنی] به او آسیبی نرساند.