قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذۡ رَأَيۡتَهُمۡ ضَلُّوٓاْ
[موسی] گفت: «ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدهاند، چه چیز مانع تو شد...»
تفسیر آیهٔ ۹۲ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۹۳ تا ۲۰۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/92/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۹۲ و ۹۳ با هم
خدای متعال میفرماید: «قٰالَ يٰا هٰارُونُ مٰا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلاّٰ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي » ([موسی] گفت: ای هارون، وقتی دیدی گمراه شدند، چه چیز مانع شد که از من پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟). موسی (ع) پس از گفتگو با قوم دربارۀ ماجرای گوساله، به گفتگو با برادرش هارون روی آورد؛ چرا که او یکی از سه مسئول در این ماجرا و آزمون بود که موسی وی را جانشین خود ساخت و هنگام خداحافظی به او سفارش کرده و فرموده بود: «اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » (در میان قومم جانشین من باش و اصلاح کن و از راه مفسدان پیروی مکن).
گویا در عبارت «مَنَعَكَ »، معنای «دَعَاكَ» (تو را واداشت) گنجانده شده است؛ یعنی «چه چیز تو را بهسوی پیروینکردن از من واداشت که مانعِ پیرویات شد؟» یا «چه چیز مانع تو شد و تو را به پیروینکردن از من برانگیخت؟». این سخن نظیر آیۀ «قٰالَ مٰا مَنَعَكَ أَلاّٰ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ» (فرمود: هنگامی که به تو فرمان دادم، چه چیز مانع شد که سجده نکنی؟؛ اعراف: ۱۲) است.
معنای آیه چنین است: موسی سرزنشکنان به هارون گفت: چه چیز مانع شد که از روش و شیوۀ من — یعنی بازداشتن آنان از گمراهی و سختگیری در راه خدا — پیروی کنی؟ آیا از فرمان من مبنی بر اینکه از من پیروی کنی و راه تباهکاران را در پیش نگیری، سرپیچی کردی؟
بحث روایی
تفسیر آیههای ۹۲ و ۹۳ با هم
سپس الواح را افکند و ریش و موی سر برادرش را گرفت و او را به سوی خود کشید و گفت: «مٰا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلاّٰ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي؟»؛ «چه چیز مانع شد که وقتی دیدی گمراه شدند، از پی من نیایی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟» (طه: ۹۲-۹۳). پس هارون ـ چنانکه خدا بازگو فرموده ـ گفت:
تفسیر آیههای ۸۰ تا ۹۸ با هم
بزرگترین اشکالی که به این روایات وارد میشود ـ همانگونه که پیشتر اشاره شد ـ نخست این است که با قرآن مخالفت دارند؛ زیرا قرآن تصریح میکند گوساله کالبدی بیجان و فاقد روح بود، در حالی که این روایات برای آن جسمی جاندار و دارای روح اثبات میکنند. ادامه در متن کامل
دوم اینکه: این روایات، خبر واحدند (روایاتی که به مرز یقین و تواتر نرسیدهاند) و اعتبار بخشیدن به خبر واحد در غیر احکام شرعی بیمعناست؛ زیرا حقیقتِ قانونگذاری و جعل شرعی، واجب ساختنِ ترتیب اثر دادن به واقع بر اساس حجت ظاهری است، و این امر مشروط به آن است که آن حجتْ اثری عملی داشته باشد، چنانکه در احکام چنین است؛ اما در غیر احکام اثری وجود ندارد تا بر اعتبار بخشیدن مترتب شود. ادامه در متن کامل
برخی از کسانی که تفسیر جمهور مفسران از آیه بر پایهٔ مضمون این روایات را نپذیرفتهاند، اشکالهای ضعیف و ناپسند دیگری نیز بر آنها وارد کردهاند، و برخی از مدافعانِ آن تفسیر نیز با دلایلی پاسخ دادهاند که از آن اشکالها هم ضعیفتر است. ادامه در متن کامل
برخی نیز تفسیر یادشده را تأیید کرده و گفتهاند: این تفسیر روایی از بهترین قرنها ـ یعنی سدهٔ نخست، روزگار صحابه و تابعین ـ نقل شده است و از اموری نیست که بتوان دربارهاش با رأی و نظر شخصی سخن گفت؛ بنابراین، در حکم حدیث مرفوع (سخنی که به پیامبر میرسد) است و رویگردانی از آن گمراهی است. ادامه در متن کامل
پاسخ این است که: نخست، بهترین بودنِ یک روزگار سبب نمیشود هر سخنی که از آن دوره رسیده معتبر باشد؛ و میان برتریِ یک روزگار با حق و راست بودنِ همهٔ سخنان، درست بودنِ همهٔ نظرها و شایسته بودنِ همهٔ کارهای اهل آن، هیچ ملازمهای وجود ندارد. ادامه در متن کامل
دوم اینکه: این فرض که «چون موضوع روایت از اموری نیست که در آن با نظر شخصی سخن گفته شود ـ مانند جزئیات داستانها ـ پس نقل آنان در حکم حدیث مرفوع است»، تنها هنگامی سودمند است که نقلهای آنان واقعاً به پیامبر (ص) منتهی شود؛ در حالی که میبینیم حتی صحابه نیز روایات فراوانی نقل میکنند که سرانجامش به یهود و دیگران میرسد؛ چنانکه هر کس به روایات منقول در داستانهای ذوالقرنین، بهشتِ ارم، داستان موسی و خضر، عمالقه، معجزات موسی، و لغزشهای منسوب به پیامبران و مانند آن از موارد بیشمار بنگرد، در این نکته تردید نمیکند. ادامه در متن کامل
سوم اینکه: به فرض بپذیریم این روایات در حکم مرفوع باشند، اما روایتهای مرفوع و حتی روایات صحیح در غیر احکام شرعی حجیت و اعتباری ندارند، بهویژه مواردی از آنها که همانگونه که گذشت، مخالف قرآن باشد. ادامه در متن کامل
در کتاب «المحاسن» به اسناد خود از وصّافی از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: «از مناجاتهای موسی با خدا این بود که گفت: «يَا رَبِّ هَذَا السَّامِرِيُّ صَنَعَ الْعِجْلَ، الْخُوَارُ مَنْ صَنَعَهُ؟» (پروردگارا، این سامری بود که گوساله را ساخت؛ صدای بانگِ آن را چه کسی پدید آورد؟) پس خداوند تبارک و تعالی به او وحی… ادامه در متن کامل
میگویم: این معنا در روایات گوناگون با عبارتهای مختلفی آمده است و دلیل عمدهٔ آن، رواج نقل به معنا بهویژه در سخنان پیامبر (ص) است؛ زیرا در قرن نخست هجری از نگارش حدیث جلوگیری کردند، تا آنجا که برخی از راویان آن را در قالب جبر ریختند، در حالی که چنین نیست؛ چراکه این گمراهسازی از نوع مجازات و کیفر است، نه گمراهسازیِ ابتدایی. ادامه در متن کامل
و بهترین تعبیر از معنای این گمراهسازی در میان روایات، ادامه در متن کامل