إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا
هیچکس در آسمانها و زمین نیست مگر اینکه بندهوار بهپیشگاه خدای رحمان میآید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۹۲ و ۹۳ با هم
خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا يَنْبَغِي لِلرَّحْمٰنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» (و هرگز سزاوار خدای رحمان نیست که فرزندی برگزیند؛ هیچیک از کسانی که در آسمانها و زمین هستند) «إِلاّٰ آتِي الرَّحْمٰنِ عَبْداً » (مگر آنکه بندهوار به پیشگاه خدای رحمان میآید).
تفسیر آیههای ۹۳ تا ۹۵ با هم
از آنچه گذشت روشن میشود حجتی که این آیات برای نفی فرزند داشتنِ خدا در بر دارد، یک حجت یگانه است و خلاصهاش این است که: هر که در آسمانها و زمین است، بندهٔ خدا و در بندگیاش مطیع و فرمانبردار اوست؛ از هستی و آثار هستی هیچ سهمی ندارد جز آنچه خداوند به او بخشیده است، و او نیز آن را در حال اطاعت از فرمان الهی و پیروی از خواست او دریافت کرده، بیآنکه خود مالک کمترین چیزی از آن باشد. بندگیِ آنان تنها به همین اندازه محدود نمیشود، بلکه خداوند همه را به شمارش درآورده و سرشماری کرده است؛ ازاینرو مهر بندگی را بر آنان زده، هر یک را در جایگاهش مستقر ساخته و مسخر خویش گردانیده تا در آنچه از او میخواهد به کار رود؛ پس هر موجودی خودْ شاهدی بر بندگیِ خویش است. ماجرا به همین مقدار نیز پایان نمیپذیرد، بلکه هر یک از آنان در پیشگاه الهی تک و تنها حاضر خواهد شد، در حالی که نه مالِک چیزی است و نه چیزی همراهیاش میکند. با این پیشامد، حقیقت بندگیِ همگیشان بر همگان آشکار میشود و آن را به چشم میبینند. اکنون اگر حال و روز همهٔ اهل آسمانها و زمین چنین است، چگونه ممکن است برخی از آنان فرزند خدا باشند، حقیقت الوهیت را دارا بوده و از گوهر ذات او برگرفته شده باشند؟! و چگونه ممکن است الوهیت (بینیازیِ مطلق) با فقر و نیازمندی یکجا جمع شود؟!
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۸ تا ۹۵ با هم
در تفسیر قمی به اسنادش از ابوبصیر روایت شده است که از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل پرسیدم: «وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً » (و گفتند: خدای رحمان فرزندی برای خود گرفته است)؛ فرمود: این سخن هنگامی بود که قریش گفتند خدای عزوجل فرزندی دارد و فرشتگان مؤنث هستند؛ پس خدای تبارک و تعالی در پاسخ به آنان… ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۹۳ سورهٔ مریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۱۱ تا ۱۱۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/19/93/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
تا پایان چهار آیه [آیات ۹۲ تا ۹۵]. مراد از آمدنِ هر یک از آنان در مقام بندگی، روی آوردنِ همگان به درگاه او و حضورشان در پیشگاه او در جایگاه مملوک بودنِ محض است؛ پس هر یک از آنان مملوکِ اویند و برای خود مالکِ هیچ سود، زیان، مرگ، زندگی و رستاخیزی نیستند. این ویژگی، امری بالفعل و همیشگی است که تا وقتی موجودند همراه آنان خواهد بود؛ از این رو آمدن در این آیه مقید به قیامت نشده است، بر خلاف آنچه در آیهٔ چهارم [آیهٔ ۹۵] آمده است.
اما پایان یافتنِ هستیِ موجودات به خدای متعال و یگانگیِ سرچشمهٔ آفرینش—همانگونه که آیهٔ نخست در بر داشت—مطلبی است که باورمندان به وجود آفریدگار، اعم از یکتاپرستان و مشرکان، در آن تردید ندارند؛ اختلافِ آنان تنها در تعدد یا یگانگیِ معبود، و تعدد یا یگانگیِ پروردگار (به معنای تدبیرکنندهٔ هستی، هرچند از راه واگذاریِ تدبیر به غیر) است.