مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٖۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
سزاوار خدا نیست که فرزندی برگیرد؛ او منزّه است. هرگاه ارادهٔ کاری کند، تنها به آن میگوید: «باش!»، پس بیدرنگ موجود میشود.
تفسیر آیهٔ ۳۵ سورهٔ مریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۴۸ تا ۴۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/19/35/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «مٰا كٰانَ لِلّٰهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضيٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »؛ این آیه نفی و ابطالِ ادعای مسیحیان دربارهٔ فرزندیِ مسیح است، و جملهٔ «إِذٰا قَضيٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ كُنْ » برهانی است که بر این مطلب اقامه شده است؛ و با واژهٔ «قضاء» تعبیر آورده تا ملاکِ محال بودن این ادعا را نشان دهد.
توضیح آنکه فرزند داشتن تنها برای کمک گرفتن از او در نیازمندیها خواسته میشود، در حالی که خدای پاک و منزه از این امر بینیاز است؛ هیچ خواستهای از ارادهاش سرپیچی نمیکند و هرگاه چیزی را اراده کند، فقط به آن میگوید: «موجود شو»، پس بیدرنگ موجود میشود.
همچنین فرزند عبارت است از اجزایی از وجود پدر که آنها را جدا میکند و سپس به تدریج پرورش میدهد تا فردی مثل خود او شود؛ در حالی که خدای پاک و منزه از اینکه در کار خود به تدریج متوسل شود بینیاز است و هیچ مِثلی هم ندارد، بلکه هرچه را اراده کند، بدون هیچ درنگ و تدریجی و بدون آنکه همتایی برایش باشد، همانگونه که اراده کرده است پدید میآید. نظیر این معنا پیشتر در تفسیر آیهٔ «وَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ» (بقره: ۱۱۶) در جلد نخست کتاب گذشت.