وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۚ وَيُجَٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّۖ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَمَآ أُنذِرُواْ هُزُوٗا
و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمرسان نمیفرستیم؛ و کسانی که کفر ورزیدند با سخنان باطل مجادله میکنند تا حق را با آن تباه و بیاثر سازند، و آیات من و هشدارهایی را که بدان بیم داده شدند به ریشخند گرفتند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۶ و ۵۷ با هم
در «روحالمعانی» آمده است: «جبریه (پیروان نظریهٔ سلب اختیار) به این آیه برای مذهب خود استدلال کردهاند و قدریه (طرفداران تفویض و نفی تقدیر الهی) به آیهٔ پیش از آن. امام [فخر رازی] گفته است: کمتر در قرآن آیهای به سود یکی از این دو گروه مییابی، جز آنکه در کنارش آیهای برای گروه دیگر نیز وجود دارد؛ و این چیزی نیست مگر آزمونی سخت از جانب خدای متعال که آن را متوجه بندگانش ساخته است تا دانشمندانِ استوار و ریشهدار (راسخان در علم) از مقلّدان بازشناخته شوند.» پایان سخن.
میگویم: هر دو آیه حق است و لازمهٔ آن، ثبوت اختیار برای بندگان در کارهایشان، و در عین حال، گسترش سلطنت خدای متعال در قلمروِ فرمانرواییاش حتی بر اعمال بندگان است؛ و این همان مذهب امامان اهلبیت (ع) است.
تفسیر آیهٔ ۵۶ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۳۲ تا ۳۳۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/56/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاّٰ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ » (و ما پیامبران را جز مژدهبخش و بیمرسان نمیفرستیم...) تا آخر آیه؛ این سخن دلداری و تسلایی به پیامبر (ص) است تا سینهاش از انکارِ انکارکنندگان و رویگردانیشان از یاد خدا تنگ نشود، زیرا وظیفهٔ پیامبران چیزی جز بشارت دادن و بیم دادن نبوده است و بیش از این مسئولیتی و گزندی بر دوش آنان نیست. ازاینرو در این آیه بازگشتی است به مضمونی مانند آنچه در آغاز سوره گذشت: « فَلَعَلَّكَ بٰاخِعٌ نَفْسَكَ عَليٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً » (کهف: ۶؛ شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، میخواهی از غم و اندوه در پیِ آنان خودت را هلاک سازی). همچنین در این آیه گونهای هشدار و تهدید برای کافرانِ مسخرهکننده وجود دارد.
«الدَّحْض» به معنای هلاکت و نابودی، و «الإدحاض» به معنای هلاک ساختن و باطل کردن است. «الهُزُوء» نیز همان استهزا و ریشخند کردن است و در اینجا این مصدر به معنای اسم مفعول (مایهٔ تمسخر) آمده است؛ و معنای آیه روشن است.