وَٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدٗا
و آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است تلاوت کن؛ کلمات او را دگرگونکنندهای نیست و هرگز جز او پناهگاهی نخواهی یافت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۷ تا ۳۱ با هم
این آیات بازگشت و عطف توجهی است به آنچه سخن پیش از داستان اصحاب کهف بدان ختم شده بود؛ یعنی به اوج رسیدنِ اندوه و تأسف پیامبر (ص) از اینکه مشرکان به کتابی که بر او نازل شده ایمان نمیآورند و دعوت حقش را رد میکنند. ادامه در متن کامل
«بحث روایی»
تفسیر آیههای ۲۷ تا ۲۹ با هم
و در همان کتاب آمده است که ابنمردویه، ابونُعیم در «حلیة [الأولیاء]» و بیهقی در «شعب الإیمان» از سلمان روایت کردهاند که گفت: دلجوییشدگان (مؤلفة قلوبهم: نومسلمانانی که برای جذب دلهایشان به آنان مال داده میشد)، یعنی عُیَینة بن بَدر و اَقرَع بن حابس، نزد پیامبر خدا(ص) آمدند و گفتند: «ای پیامبر خدا، اگر در بالای مجلس بنشینی و از این افراد و بوی لباسهایشان کناره بگیری ــ منظورشان سلمان، ابوذر و مسلمانانِ تهیدست بود که لباسهای پشمین بر تن داشتند ــ با تو همنشین میشدیم یا همسخن میگشتیم و از تو علم میآموختیم.» پس خداوند نازل فرمود: «وَ اتْلُ مٰا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتٰابِ رَبِّكَ» (و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن) تا این فرموده که: «أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِينَ نٰاراً» (ما برای ستمکاران آتشی آماده ساختهایم)، که در آن، آنان را به آتش تهدید میکند.
میگویم: قمی نیز شبیه این روایت را در تفسیر خود آورده است.
تفسیر آیههای ۲۷ و ۲۸ با هم
امّا او فقط از عُیَینة بن حُصَین بن حُذیفة بن بَدر فَزاری نام برده است. لازمهٔ این روایت، مدنیبودنِ این دو آیه است؛ روایات دیگری نیز وجود دارد که ماجرایی شبیه به این را در بر دارند، لیکن سیاقِ آیات با مدنیبودنِ آنها سازگار نیست.
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۰۰ تا ۳۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ اتْلُ مٰا أُوحِيَ إِلَيْكَ » (و آنچه را از کتاب پروردگارت به سوی تو وحی شده تلاوت کن...). در مجمعالبیان آمده است: «لَحَدَ إِليه» و «الْتَحَدَ» یعنی بدان میل کرد؛ بنابراین «مُلْتَحَد» اسم مکان از «التحاد» به معنای مایل شدن و پناهگاه است. و منظور از «کتاب پروردگارت»، قرآن یا لوح محفوظ است، و احتمال دوم با عبارت « لاٰ مُبَدِّلَ لِكَلِمٰاتِهِ » (برای کلمات او دگرگونکنندهای نیست) مناسبتر به نظر میرسد.
همانطور که پیشتر دانستی، در این سخن بازگشتی به پیش از داستان اصحاب کهف وجود دارد؛ از این رو مناسبتر آن است که عبارت « وَ اتْلُ » عطف بر آیهٔ « إِنّٰا جَعَلْنٰا مٰا عَلَي الْأَرْضِ » (ما آنچه را بر زمین است زیوری برای آن قرار دادیم...) باشد. معنا چنین است: جانت را از شدت اندوه بر پیآمدهای کفر آنان هلاک مکن، و آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت نما؛ زیرا برای سخنان او دگرگونکنندهای نیست و آنها حق و پایدارند، و نیز به این دلیل که تو جز او هیچ پناهگاهی نخواهی یافت که به آن روی آوری و پناه ببری.
بدین ترتیب روشن میشود که هر دو عبارتِ « لاٰ مُبَدِّلَ لِكَلِمٰاتِهِ » (هیچ دگرگونکنندهای برای کلمات او نیست) و « لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً » (هرگز جز او پناهگاهی نخواهی یافت) در مقام بیان علت هستند؛ از این رو دو دلیل برای فرمانیاند که در « وَ اتْلُ » (تلاوت کن) آمده است. شاید به همین سبب، خطاب در « وَ لَنْ تَجِدَ » به پیامبر (ص) اختصاص یافته است، با اینکه حکم عام است و هیچکس جز خدا پناهگاهی نخواهد یافت.
و ممکن است مراد این باشد: تو هرگز جز او پناهگاهی نخواهی یافت، چون فرستادهٔ خدایی و فرستاده از آن جهت که فرستاده است، پناهگاهی جز فرستندهٔ خویش ندارد. بر این پایه، مناسبتر آن است که عبارت « لاٰ مُبَدِّلَ لِكَلِمٰاتِهِ » دلیلِ یگانهای باشد با این مفاد: این آیاتی را که دربردارندهٔ فرمان الهی برای تبلیغ است بر آنان تلاوت کن؛ چراکه این فرمان سخنی الهی است و سخنان او دگرگون نمیشود، و تو فرستادهای هستی که چارهای جز روی آوردن به فرستندهات و رساندن پیام او نداری. این معنا را فرمودهٔ خداوند در جایی دیگر تأیید میکند که میفرماید: «قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللّٰهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ» (بگو: هرگز کسی مرا در برابر خدا پناه نمیدهد و جز او پناهگاهی نخواهم یافت، مگر با رساندن پیامی از سوی خدا و پیامهای او؛ جن: ۲۳).