وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ وَلَّوۡاْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا
و بر دلهایشان پوششهایی نهادیم تا آن را درنیابند، و در گوشهایشان سنگینی افکندیم؛ و چون در قرآن، پروردگارت را به یگانگی یاد کنی، با رمیدگی و بیزاری پشت میکنند و روی برمیتابند.
تفسیر آیهٔ ۴۶ سورهٔ اسراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۱۱۴ تا ۱۲۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/17/46/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ جَعَلْنٰا عَليٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّهً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَليٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً » (و بر دلهایشان پوششهایی نهادیم تا آن را درنیابند، و در گوشهایشان سنگینی افکندیم؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یکتایی یاد کنی، رمیده و گریزان پشت میکنند). «أَكِنَّة» جمع «كِنّ» (به کسر کاف) است، و آنگونه که راغب گفته، چیزی است که شیء در آن نگهداری میشود و از غیر خود پوشانده میگردد. «وَقْر» سنگینی در شنوایی است. و در مجمعالبیان آمده است: «نُفُور» جمع «نافِر» (رمیده و گریزان) است و این جمع در هر اسم فاعلی که از فعلی با مصدرِ بر وزن «فُعُول» مشتق شده باشد قاعدهمند و قیاسی است؛ مانند «رُكُوع»، «سُجُود» و «شُهُود». پایان سخن مجمعالبیان.
و سخن الهی: « وَ جَعَلْنٰا عَليٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّهً » گویا توضیحی برای همان حجابی است که پیشتر یاد شد؛ یعنی دلهایشان را با پوششها و پردههایی پوشاندیم تا مبادا قرآن را بفهمند، و در گوشهایشان سنگینی نهادیم تا آن را نشنوند. پس آنان قرآن را با شنیدنی توأم با پذیرش نمیشنوند و با فهمی برخاسته از ایمان و تصدیق درنمییابند؛ و همهٔ اینها کیفر کفر و فسقی است که مرتکب شدند.
و سخن خدای متعال: « وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ »، یعنی هرگاه پروردگارت را با وصف یکتایی و نفی شریک یاد کنی، رمیده و گریزان پشت میکنند و روی برمیتابند.
بحث روایی
و در تفسیر عیاشی، از زراره از یکی از آن دو امام [باقر یا صادق] (ع) روایت شده است که دربارهٔ « بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ » (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان) فرمود: این سزاوارترین عبارتی است که با صدای بلند خوانده شود؛ و این همان آیهای است که خداوند [دربارهاش] فرموده است: « وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ -بسم الله الرحمن الرحيم »وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً» (و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی -با بسم الله الرحمن الرحیم- پشت کرده و با رمیدگی روی برمیتابند؛ اسراء: ۴۶). مشرکان به قرائت پیامبر (ص) گوش میدادند؛ پس هرگاه « بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ » را میخواند، رمیده میشدند و میرفتند، و چون از آن فارغ میشد، بازمیگشتند و گوش فرامیدادند.
میگویم: این معنا از منصور بن حازم از امام صادق (ع) نیز روایت شده است؛ و قمی نیز آن را در تفسیر خود به صورت مُضمَر (با آوردن ضمیر و بدون ذکر صریح نام امام) روایت کرده است.
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است: بخاری در تاریخ خود از ابوجعفر محمد بن علی [امام باقر] (ع) روایت کرده که فرمود: چرا « بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ » را پنهان کردید؟! به خدا سوگند چه نام نیکویی را پنهان داشتند! چرا که هرگاه پیامبر خدا (ص) وارد خانهاش میشد، قریش گرد او جمع میشدند؛ آنگاه حضرت با صدای بلند «بسم الله الرحمن الرحيم» میگفت و صدایش را به آن برمیافراشت، و قریش گریزان روی برمیتافتند. پس خداوند نازل فرمود: « وَ إِذٰا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ-وَلَّوْا عَليٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً » (و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، پشتکنان و گریزان روی برمیتابند؛ اسراء: ۴۶).