تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ
بریده و زیانکار باد هر دو دست ابولهب، و خود او نیز نابود شد!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
این سوره هشداری سخت و بیمدادنی شدید به ابولهب است؛ به اینکه خودش و کارهایش هلاک و تباه میشوند و به آتش جهنم درمیآید، و همچنین هشداری است برای همسرش؛ و این سوره مکی است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ و ۳ با هم
برخی یادآور شدهاند که «ابولهب» نام او بوده، گرچه در قالب کنیه آمده است؛ و گفته شده نامش «عبدالعُزّی» بوده، و نیز گفته شده «عبد مناف» بوده است. و زیباترین سخنی که دربارهٔ یادکردن او در آیه با کنیهاش نه با نامش گفته شده این است که در این کار ریشخندی به او نهفته است؛ زیرا «ابولهب» انتساب به زبانه و شعلهٔ آتش را میرساند، همانگونه که در انتساب به خیر و فضل و شر گفته میشود: «ابوالخیر»، «ابوالفضل» و «ابوالشر». از این رو، چون فرمود: « سَيَصْليٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ » (به زودی به آتشی شعلهور درمیآید)، از آن دانسته میشود که سخن خداوند: « تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ » در معنای این سخن ماست که: بریده باد دو دست دوزخیای که پیوسته همنشین شعلههای آن است!
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
پاسخ این است که ایمان بر او لازم بود؛ زیرا تکلیفِ ایمانآوردن بر دوش او ثابت بود، و خداوند فقط به این شرط او را به آتش تهدید فرمود که ایمان نیاورد (پایان بخشِ مورد نیاز از کلام مجمعالبیان). ادامه در متن کامل
میگویم: ریشهٔ این اشکال غفلت از این نکته است که تعلقگرفتن قضای حتمیِ خدای متعال به کارِ اختیاریِ انسان، موجب باطلشدن اختیار و مجبورشدن انسان به انجام آن کار نمیشود؛ زیرا ارادهٔ الهی — و همچنین فعل خدای متعال — دقیقاً به همان صورتی که فعل اختیاری هست به آن تعلق میگیرد، یعنی به این صورت تعلق میگیرد که انسان با اختیارِ خودش فلان کار را انجام دهد. ادامه در متن کامل
از این رو روشن شد که در اختیار خود ابولهب بود که ایمان بیاورد و با این کار از آتشی نجات یابد که مقدر و حتمی شده بود به سبب کفرش به آن درآید. ادامه در متن کامل
از همین باب است آیاتی که دربارهٔ کافران قریش نازل شده است که ایمان نمیآورند؛ مانند این سخن خدای متعال: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ» (بقره: ۶؛ در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند، برایشان یکسان است که هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی، ایمان نمیآورند) و… ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
در مجمعالبیان دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » (شعراء: ۲۱۴؛ و خویشاوندان نزدیکت را هشدار ده) از ابنعباس روایت شده است که گفت: هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر خدا (ص) بر کوه صفا برآمد و بانگ زد: «یا صباحاه!» (فریادی برای اعلام خطرِ صبحگاهی و گردآوردن قوم)، پس قریش نزد ایشان گرد… ادامه در متن کامل
میگویم: [طبرسی] در تفسیر همین سوره نیز این روایت را از سعید بن جبیر از ابنعباس نقل کرده، ولی در آن نیاورده است که این دعوت هنگام نزول آیهٔ « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ » بوده است. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب نیز از طارق مُحارِبی روایت شده است که گفت: در بازار «ذیالمَجاز» بودم که ناگاه جوانی را دیدم که میگوید: «ای مردم! ادامه در متن کامل
و در کتاب «قربالإسناد» به سند خود از امام موسی بن جعفر (ع) در حدیثی طولانی که در آن معجزات و نشانههای پیامبر (ص) را یاد میکند، آمده است: از جملهٔ آنها این بود که امجمیل، همسر ابولهب، هنگامی که سورهٔ «تَبَّت» نازل شد نزد پیامبر آمد، در حالی که ابوبکر بن ابیقحافه همراه پیامبر (ص) بود. ادامه در متن کامل
«نه، خداوند میان من و او پرده و پوششی قرار داد.» ادامه در متن کامل
میگویم: نزدیک به این مضمون، از طریقهای متعددی از اهل سنت نیز روایت شده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ مسد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۸۴ تا ۳۸۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/111/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ » (بریده و زیانکار باد هر دو دست ابولهب، و خود او نیز نابود شد). واژههای «تَبّ» و «تَباب» بنا بر آنچه جوهری گفته، به معنای زیانکاری و هلاکت است، و بر پایهٔ سخن راغب، به معنای دوام و استمرارِ زیان است؛ و گفته شده به معنای ناکامی و نومیدی است، و نیز گفتهاند تهی بودن از هر خیر است؛ و چنانکه گفته شده، این معانی به یکدیگر نزدیکاند. دست انسان همان عضوی است که با آن برای رسیدن به مقاصدش تلاش میکند و بیشترِ کارهایش به آن نسبت داده میشود؛ از این رو تباهیِ دو دست او، زیانکاری و بیاثر شدنِ آنها در کارهایی است که انجام میدهند؛ و اگر بخواهی میتوانی بگویی: باطل شدن کارهایی است که با دو دست انجام میدهد، از این جهت که به هدف مطلوب نمیرسند و او از هیچیک سودی نمیبرد. و تباهی و هلاکتِ جانش، زیانکاریِ خودِ او در وجود خویش است که از سعادت جاودان محروم میگردد و این همان هلاکت ابدیِ اوست.
پس این سخن خدای متعال: « تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ » (بریده و تباه باد دو دست ابولهب و خودش نیز تباه شد)، یعنی خود ابولهب تباه گشت، نفرینی است بر ضد او به هلاکت جانش و باطل و بیاثر شدن کارهایی که برای خاموش کردن نور نبوت انجام میداد، یا اینکه قضایی حتمی از سوی خدای متعال به این هلاکت است.
این ابولهب، همان ابولهب فرزند عبدالمطلب، عموی پیامبر (ص) است که با پیامبر (ص) دشمنیِ شدیدی داشت، بر تکذیب ایشان پافشاری میکرد و در آزار دادن آن حضرت با هر گفتار و رفتاری که در توانش بود زیادهروی مینمود. او همان کسی بود که چون پیامبر (ص) برای نخستین بار آنان را به اسلام فراخواند، به ایشان گفت: «تبا لك» (هلاکت و زیان بر تو باد!). پس این سوره نازل شد و خدای متعال همان زیان و هلاکت را به خودش بازگرداند.
و گفته شده است که او با نامش یعنی عبدالعُزّی یاد نشد، از آن رو که «عُزّی» نام بتی بود؛ بنابراین ناپسند شمرده شد که در ظاهرِ لفظ، بندهٔ غیرِ خدا به شمار آید، در حالی که او بندهٔ خداست، هرچند از نام، تنها صاحب نام اراده میشود.
بحث روایی
تو را چه شده است؟ فرمود: «به من بگویید، اگر به شما خبر دهم که دشمن بامدادان یا شامگاهان به سراغتان میآید، آیا مرا تصدیق نمیکردید؟» گفتند: چرا. فرمود: «پس من پیشاپیشِ عذابی سخت، هشداردهندهای برای شمایم.» ابولهب گفت: «تبّاً لك؛ زيان و هلاكت بر تو باد! آيا براي اين كار همهٔ ما را فراخواندي؟» پس خدای عزوجل نازل فرمود: « تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ » (بریده باد دو دست ابولهب).