قُل لَّوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا تَلَوۡتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَدۡرَىٰكُم بِهِۦۖ فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرٗا مِّن قَبۡلِهِۦٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
بگو: اگر خدا میخواست، نه من آن را بر شما میخواندم و نه او شما را بدان آگاه میکرد؛ به راستی که پیش از آن عمری در میان شما درنگ کرده بودم، آیا خرد نمیورزید؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۵ و ۱۶ با هم
در تفسیر قمی دربارهٔ این سخن خدای متعال: «قٰالَ الَّذِينَ لاٰ يَرْجُونَ لِقٰاءَنَا-اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هٰذٰا -الآية» [یونس: ۱۵] آمده است: قریش گفتند: «يا رسول الله ائتنا بقرآن غير هذا-فإن هذا شيء تعلمته من اليهود و النصارى-» (ای پیامبر خدا، قرآنی جز این برای ما بیاور؛ زیرا اینها مطالبی است که از یهود و نصارا آموختهای). خدا فرمود: به آنان بگو: «لو شاء الله ما تلوته عليكم- و لا أدراكم به فقد لبثت فيكم أربعين سنة-قبل أن يوحى إلي،و لم أتكلم بشيء منه- حتى أوحي إلي» (اگر خدا میخواست، من آن را بر شما نمیخواندم و او شما را بدان آگاه نمیکرد؛ من چهل سال پیش از آنکه به من وحی شود در میان شما درنگ کردم و چیزی از آن نگفتم، تا آنکه به من وحی شد).
میگویم: انطباق مضمون این روایت بر آیه چندان روشن نیست، گذشته از اینکه در این نقل آمده است که مشرکان پیامبر (ص) را با عنوان رسالت خطاب کردند [در حالی که نبوت او را انکار میکردند].
تفسیر آیهٔ ۱۶ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۲۸ تا ۴۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/16/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ » (بگو: اگر خدا میخواست، آن را بر شما نمیخواندم و او شما را به آن آگاه نمیکرد؛ به راستی که پیش از آن، روزگاری در میان شما درنگ کردم، آیا نمیاندیشید؟). «أَدْرٰاكُمْ بِهِ» یعنی خدا شما را به آن آگاه میکرد. و واژهٔ «عُمُر» با دو ضمه (عُمُر) یا با فتح و سپس سکون (عَمْر)، همان درنگ و ماندگاری است؛ و هرگاه در سوگند به کار رود، مانند گفتارشان: «لَعَمْرِي» (به جانم سوگند) و «لَعَمْرُكَ» (به جانت سوگند)، تنها با فتح خوانده میشود.
این آیه پاسخ بخش اول از درخواست آنان را در بر دارد که میگفتند: « اِئْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هٰذٰا » (قرآنی جز این بیاور). معنای آیه بر پایهای که سیاق آن را تأیید میکند این است که سررشتهٔ کار در نزول قرآن به مشیت خدا بازمیگردد نه به خواست من؛ زیرا من تنها یک پیامبرم، و اگر خدا میخواست قرآنی جز این فرو فرستد و این قرآن را اراده نمیکرد، آن را بر شما نمیخواندم و او شما را از آن آگاه نمیساخت. من پیش از نزول قرآن عمری در میان شما ماندم، کنارتان زیستم، با شما معاشرت کردم و با من معاشرت کردید، و با هم آمیزش و رفتوآمد داشتیم، و دیدید که هیچ اطلاعی از وحی قرآن نزدم نبود. اگر این کار در اختیار و به دست من بود، پیش از این به سویش میشتافتم، و آثاری از آن پدیدار و نشانههایش آشکار میشد. پس هیچ چیز از این امر در اختیار من نیست، بلکه کار فقط به مشیت خدا وابسته است، و مشیت او تنها به همین قرآن تعلق گرفته است نه جز آن؛ آیا نمیاندیشید؟