وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تُؤۡمِنَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَجۡعَلُ ٱلرِّجۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ
و هیچکس را نسزد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد؛ و خداوند پلیدی [گمراهی] را بر کسانی قرار میدهد که خردورزی نمیکنند.
تفسیر آیهٔ ۱۰۰ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۱۲۶ تا ۱۳۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/100/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ » (و هیچ جانی را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد، و [خدا] پلیدی را بر کسانی قرار میدهد که نمیاندیشند)؛ چون در آیهٔ پیشین یادآور شد که کار به دست خدای پاک و منزه است و اگر او میخواست اهل زمین همگی ایمان میآوردند، ولی نخواست، پس جایی برای طمع بستن به ایمان همگان نیست، در این آیه توضیح بیشتری افزود که خلاصهاش چنین است: مالکیّتِ حقیقی (مِلک) تنها از آنِ خداست؛ ازاینرو، اصلِ تصرّف در هر کاری از آنِ اوست و هیچ شریکی در آن ندارد، مگر آنکه خود به برخی از آفریدگانش در پارهای از تصرّفها اجازه دهد.
و ایمانِ اختیاری به خدا و راه یافتن به سوی او، پدیدهای از پدیدههاست که در تحققش به سببی ویژه نیاز دارد، و این سبب در جهانِ هستی اثر نمیگذارد و با پدید آوردن مسببِ خویش تصرفی نمیکند، مگر به اذن خدای پاک و منزه در این کار؛ اما خدای پاک و منزه با قرار دادن پلیدی و گمراهی بر اهل عناد و انکار، به ایمانآوردنشان اذن نداده است و امیدی به رستگاری و نیکبختی آنان نیست.
و اگر خدای متعال در این باره به کسی اذن میداد، بیگمان به ایمانِ کسانی جز این دروغانگاران اذن میداد؛ بنابراین فرمودهاش:
« وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ » (و هیچ جانی را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد)، حکمی عام و واقعی است که دست یافتن جانها به ایمان را وابسته به اذن خدا میسازد؛ و سخن او که « وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ » تا آخر آیه، آمادگیِ دریافت اذن را از کسانی که نمیاندیشند سلب میکند، در نتیجه این آمادگی برای دیگران باقی میماند.
و در این آیه، مراد از «رجس» (پلیدی)، شک و تردیدی است که در برابر ایمان قرار دارد؛ به این معنا که چون در این مقام با ایمان روبهرو شده، مصداقی که واژهٔ پلیدی بر آن منطبق میشود، همان شک و تردید است؛ و این معنا در کلام خدای متعال معرفی شده است که:
«وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمٰا يَصَّعَّدُ فِي السَّمٰاءِ كَذٰلِكَ يَجْعَلُ اللّٰهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ» (و هر که را بخواهد گمراه کند، سینهاش را چنان تنگ و سخت میگرداند که گویی در آسمان بالا میرود؛ خدا اینگونه پلیدی را بر کسانی که ایمان نمیآورند قرار میدهد؛ انعام: ۱۲۵).
و نیز از عبارتِ « اَلَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ » (کسانی که نمیاندیشند)، دروغانگارانِ آیات خدا اراده شدهاند؛ از این جهت که فرمان عذاب بر آنان قطعی و حتمی شده است؛ زیرا اینان همان کسانی هستند که خدا بر دلهایشان مُهر نهاده و ازاینرو نمیاندیشند. خدای متعال فرمود: «وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَليٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ» (و خدا بر دلهایشان مُهر نهاد، پس آنان نمیدانند؛ توبه: ۹۳).
بحث روایی
و در کتاب «کافی» و «بصائر [الدرجات]» با سند متصل از ابوبصیر روایت شده است که امام صادق (ع) فرمود:
«الرجس هو الشك و لا نشك في ديننا أبدا»؛ رجس همان شک است و ما هرگز در دین خود شک نمیکنیم.