وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
و هیچ هزینهای، چه کوچک و چه بزرگ، [در راه خدا] انفاق نمیکنند و هیچ سرزمینی را درنمینوردند مگر آنکه برایشان پاداشی نوشته میشود تا خداوند به نیکوترین صورتی که عمل میکردند، پاداششان دهد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۲۰ و ۱۲۱ با هم
خدای متعال میفرماید: « مٰا كٰانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَهِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرٰابِ » تا پایان دو آیه [توبه: ۱۲۰-۱۲۱]. «رغبت» تمایل ویژهای درونی است؛ «رغبت در چیزی» به معنای تمایل به آن به منظور سود بردن از آن است، و «رغبت از چیزی» روی گرداندن از آن و رها ساختنش است. حرف «باء» در اینجا برای بیان سبب است؛ بنابراین سخن خداوند: « وَ لاٰ يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ » (و نباید جان خود را از جان او عزیزتر دارند) بدین معناست که حق ندارند به خاطر حفظ جان خود از پیامبر غافل شوند؛ بهگونهای که او را در خطرهای جنگها و در رنج و دشواریهای سفرها تنها بگذارند و خود برای کامجویی از لذتهای زندگی بازنشینند. «ظمأ» به معنای تشنگی، «نَصَب» رنج و خستگی، «مَخمَصَه» گرسنگی مفرط، «غَیظ» شدیدترین مرتبهٔ خشم، و «مَوطأ» سرزمینی است که با پا لگدمال میشود.
تفسیر آیهٔ ۱۲۱ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۴۰۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/121/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
سپس یادآور میشود هزینههایی که در این راه میپردازند—اندک و ناچیز باشد یا بزرگ و چشمگیر—و نیز هر سرزمینی که درمینوردند، همگی برایشان ثبت شده و به سودشان محفوظ است تا خداوند بهترین پاداش را به آنان عطا کند.
و سخن پروردگار: « لِيَجْزِيَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ » (تا خدا به آنان پاداشی بهتر از آنچه عمل میکردند بدهد)، هدفی وابسته به جملهٔ «كُتِبَ لَهُمْ» (برایشان نوشته میشود) است؛ یعنی غایتِ این نگارش آن است که به آنان بر پایهٔ بهترین کارهایشان پاداش دهد. اختصاص دادن پاداش به «بهترین اعمال»، یا بدان سبب است که تمام اشتیاق و دلبستگیِ عملکننده بر آن متمرکز است؛ یا به این دلیل که پاداش دادن به بهترین کارها، پاداش سایر کردارها را نیز در پی دارد؛ و یا به این جهت است که مراد از بهترین اعمال، جهاد در راه خداست؛ چراکه دشوارترینِ کارها بوده و استواریِ دعوت دینی نیز به آن است.
در اینجا معنای دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه پاداشِ عمل در حقیقت همان خودِ عمل است که به سوی خدا بازمیگردد؛ بنابراین، بهترین پاداش همان بهترین عمل است و پاداش دادن به بهترین عمل، در واقع به معنای دادنِ بهترین پاداش خواهد بود. معنای دیگر این است که خدای پاک و منزه بدیهای آمیخته با کارهای نیکشان را ببخشاید و کاستیهای آن را بپوشاند، تا عمل پس از نیکو بودن، نیکوتر شود و سپس بر پایهٔ همان بهترین کارهایی که انجام میدادند به آنان پاداش دهد؛ این نکته را خوب دریاب، و چه بسا این دو معنا سرانجام به یک معنا بازگردند.