وَلَوۡ عَلِمَ ٱللَّهُ فِيهِمۡ خَيۡرٗا لَّأَسۡمَعَهُمۡۖ وَلَوۡ أَسۡمَعَهُمۡ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ
و اگر خدا در آنان خیری سراغ داشت، قطعاً شنوایشان میکرد؛ و اگر هم شنوایشان میکرد، باز روی برمیتافتند و رویگردان بودند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّٰهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ » (همانا بدترین جنبندگان نزد خدا، کران و لالانی هستند که نمیاندیشند) تا پایانِ دو آیه. این بیان، سرزنش و نکوهشِ کنایی برای همان کافرانی است که پیشتر یاد شدند، بر اساس آنچه سیاق کلام و اسم موصول و ضمیرهایِ بهکاررفته برای خردمندان در آیه نشان میدهد. بر این اساس، ظاهر آن است که «الف و لام» در عبارتِ « اَلصُّمُّ الْبُكْمُ » برای عهد ذکری (اشاره به همان یادشدگان) است، و معنا بدین برمیگردد که بدترینِ همهٔ جنبندگانی که بر زمین میجنبند از همهٔ جنسها و گونههای حیوانات، همین کران و لالانی هستند که تعقل نمیکنند؛ و علتِ آنکه نمیاندیشند این است که به دلیلِ نداشتنِ شنوایی و گویایی راهی برای دریافت حق ندارند، از این رو نه [حق را] میشنوند و نه [به حق] سخن میگویند.
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ انفال، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/8/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
سپس خدای متعال یادآور میشود که خداوند آنان را به کری و لالی گرفتار ساخته است و از این رو کلمهٔ حق را نمیشنوند و به کلمهٔ حق سخن نمیگویند، و در یک کلام، آنان را از نعمت شنیدن و پذیرفتن محروم کرده است، چراکه خیری نزد آنان نیافته و بدان آگاه نبوده است، و اگر خیری میبود حتماً میدانست؛ ولی خیری ندانست و از این رو آنان را برای شنیدن و پذیرش حق توفیق نداد. و اگر خدای متعال در چنین حالی به آنان شنوایی میبخشید، شنیدن و پذیرفتن در آنان پایدار نمیماند، بلکه در حالی که رویگردان بودند از حق روی برمیتافتند.
و از اینجا دانسته میشود که مراد از «خیر»، نیکوییِ باطن است که به وسیلهٔ آن، آمادگی برای پذیرش حق پدید میآید و در دل استوار میگردد؛ و مراد از فرمودهٔ او: « وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ » (و اگر به آنان میشنوانید)، شنواندن با فرضِ نبودنِ آمادگیِ پایدار و استوار است، پس این نکته را دریاب؛ بنابراین، این اشکال پیش نمیآید که اگر خدای متعال به آنان میشنوانید و پذیرشِ حق را روزیشان میکرد، لازمهاش تحققِ خیر در آنان بود و در این صورت، رویگردانی و اعراضشان توجیهی نداشت؛ چراکه شرط در جملهٔ « وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ » — چنانکه سیاق افاده میکند — بر فرضِ نداشتنِ خیر است.