فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ
تو را چه کار به یادآوریِ [زمانِ] آن؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۶ با هم
این آیات به پرسش آنان دربارهٔ زمان برپایی قیامت میپردازد و آن را رد میکند، با این بیان که علم به آن نزد هیچکس جز خدا نیست و او این دانش را ویژهٔ خود ساخته است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۲ و ۴۳ با هم
واژهٔ «مُرْسَىٰ» مصدر میمی به معنای ثبات و استوار داشتن است، و عبارت « أَيّٰانَ مُرْسٰاهٰا » (چه وقت واقع و استوار میشود؟) بیانِ همان پرسش است. معنا چنین است: این منکران قیامت که آن را به مسخره میگیرند، از تو دربارهٔ قیامت میپرسند که چه زمان تثبیت و واقع میشود؟ یعنی قیامت چه وقت برپا میگردد؟ خدای متعال میفرماید: « فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرٰاهٰا »؛ این جمله، استفهام انکاری (پرسشی در مقام رد و انکار) است، و « فِيمَ أَنْتَ » مبتدا و خبر، و «مِنْ» برای ابتدای غایت (آغاز بازه یا منشأ) است؛ و «ذِكْرَىٰ» به معنای یادکردِ بسیار است که بنا بر گفتهٔ راغب، رساتر از «ذِکْر» است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۶ با هم
مشرکان مکه از روی ریشخند از پیامبر (ص) پرسیدند: «قیامت چه وقت برپا میشود؟» پس آیاتِ « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّٰاعَهِ أَيّٰانَ مُرْسٰاهٰا » (از تو دربارهٔ قیامت میپرسند که چه وقت فرا میرسد؟) [تا پایان سوره] نازل شد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۳ و ۴۴ با هم
و در همان کتاب، بَزّار، ابن جریر، ابن مُنذر، حاکم (که روایت را صحیح دانسته) و ابن مَردَویه از عایشه نقل کردهاند که گفت: پیوسته پیامبر خدا دربارهٔ [زمانِ] قیامت میپرسید تا آنکه این آیه بر او نازل شد: « فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرٰاهٰا إِليٰ رَبِّكَ مُنْتَهٰاهٰا » (تو را چه رسد به یادآوریِ [وقتِ] آن؟ فرجامِ آن نزد پروردگار توست)، و پس از آن دیگر دربارهٔ آن نپرسید.
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۴ با هم
میگویم: مؤلف «الدر المنثور» این مضمون را از چند تن از صاحبان کتابهای حدیثی، از عُروه بهصورت مرسل (بدون ذکر نام راویان واسطه) نیز نقل کرده است؛ و همچنین از چند نفرِ دیگر از آنان، از شهاب بن طارق از پیامبر (ص) مانند آن را روایت کرده است.
اما سیاق آیات با اینکه پاسخ به پرسشِ پیامبر (ص) باشد، سازگاری ندارد.
این سخن از قبیل وقت تعیینکردن برای قیامت است، در حالی که ساحت پیامبر (ص) از چنین چیزی پاک و برتر است؛ زیرا در بسیاری از سورههای قرآن، بهویژه سورههای مکی، به ایشان وحی شده که علم به زمان قیامت ویژهٔ خدای متعال است و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، و پیامبر مأمور شده بود هر کس از زمانِ قیامت بپرسد، با نفی علم از خود پاسخ دهد.
تفسیر آیهٔ ۴۳ سورهٔ نازعات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۹۵ تا ۱۹۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/79/43/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
معنا چنین است: تو در کجای یاد کردنِ فراوان از قیامت قرار داری؟ یعنی از جهت یاد کردنِ بسیارِ آن و به سبب این یادآوری، چه دانشی از زمان وقوعش برای تو حاصل میشود؟ به این معنا که تو با فراوان یاد کردن از آن نیز وقتش را نخواهی دانست.
یا اینکه «ذِكْرَىٰ» به معنای حضورِ حقیقت یک چیز در دل است؛ و معنا بر پایهٔ استفهام انکاری چنین میشود: تو هیچگونه آگاهی به حقیقت قیامت و چگونگیِ آن نداری تا بخواهی به زمان وقوعش احاطه یابی؛ و این معنا مناسبتر از معنای پیشین است.
و برخی گفتهاند: معنا این است که یادآوریِ [زمان وقوع] آن از اموری نیست که به رسالت تو ارتباط داشته باشد؛ تو فقط برانگیخته شدهای تا هر کس را که از آن بیم دارد هشدار دهی.
و برخی گفتهاند: «فِيمَ» انکاری برای پرسش آنان است، و عبارتِ « أَنْتَ مِنْ ذِكْرٰاهٰا » کلامی نو و علّتِ انکار پرسش آنان است؛ و معنا چنین است: این پرسش برای چیست؟! همانا تو خودت از نشانهها و یادآورهای قیامت هستی، چرا که بعثت تو به آن پیوسته است و تو پیامبر خاتمی؛ و همین اندازه از آگاهی برای آنان بس است،
و این همان سخن پیامبر(ص) در روایت است که فرمود: «بعثت أنا و الساعه كهاتين إن كادت لتسبقني» (من و قیامت مانند این دو [انگشت] برانگیخته شدیم، و نزدیک بود قیامت بر من پیشی گیرد).
و گفته شده است: این آیه دنبالهٔ پرسش مشرکان است که پیامبر (ص) را با آن مخاطب قرار دادند؛ و معنایش این است که: چه دانشی از قیامت و زمان آن نزد تو هست؟ یا: چه چیزی عاید تو شده که اینقدر از آن یاد میکنی؟
و تو بهخوبی آگاهی که سیاق آیات با هیچیک از این معانی آنچنان که باید سازگار نیست، افزون بر اینکه همه یا بیشتر آنها خالی از تکلّف (توجیه دور از ذهن) نیستند.