سورهٔ ۷۶ · جلد ۲۰ المیزان

تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ دهر

إنا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا

سورهٔ ۷۶ · آیهٔ ۱۰

إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِيرٗا

همانا ما از پروردگارمان در روزی که بسیار عبوس و هولناک است، بیم داریم.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً » (ما از پروردگارمان در روزی عبوس و سخت و هولناک می‌ترسیم). عبوس خواندنِ آن روز (که همان روز قیامت است) از باب استعاره است؛ و مقصود از عبوس بودنش، آشکار شدنش بر گناهکاران در اوجِ سختی و هولناکی است؛ و «قمطریر» نیز چنان‌که گفته‌اند، به معنای سخت و دشوار است.

این آیه در مقام بیان علّتِ همان سخنِ نقل‌شدهٔ آنان است که گفتند: « إِنَّمٰا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ » (ما شما را فقط برای رضای خدا اطعام می‌کنیم...). آنان با این سخن توجه می‌دهند که منحصر ساختنِ عمل در طلبِ رضای خدای متعال و از سرِ اخلاص در بندگی، به سبب ترسی است که از آن روزِ سخت دارند. همچنین به نسبت دادنِ ترس به آن روز بسنده نکردند، بلکه آن را به گونه‌ای به پروردگارشان نسبت دادند و گفتند: « نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا يَوْماً » (ما از پروردگارمان در روزی... می‌ترسیم)؛ زیرا آنان از آنجا که جز رضای پروردگارشان را نخواسته‌اند، از غیر او نیز ترسی ندارند، همان‌طور که به غیر او امیدی ندارند؛ بلکه تنها از پروردگارشان بیم دارند و به او امید می‌بندند؛ بنابراین از روز قیامت هم نمی‌ترسند مگر از این جهت که آن روز از سوی پروردگارشان است و در آن روز، بندگانش را بر اعمالشان حسابرسی می‌کند و کیفر و پاداش می‌دهد.

اما سخن پیشین حق‌تعالی که فرمود: « وَ يَخٰافُونَ يَوْماً كٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » (و از روزی می‌ترسند که گزند آن فراگیر است)، که در آن ترسِ آنان به خودِ آن روز نسبت داده شده، از این روست که توصیف‌کننده در آنجا خودِ خدای پاک و منزه است، و او پیش‌تر نیز آن روز را با همهٔ سختی‌هایش به ذات خود نسبت داده بود، آنجا که فرمود:

« إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلْكٰافِرِينَ سَلاٰسِلَ » (ما برای کافران زنجیرهایی آماده کرده‌ایم...).

خلاصه آنکه، ترسی که آنان یاد کرده‌اند، ترسی در مقام عمل است، از آن رو که بنده بر عملش حسابرسی می‌شود؛ پس بندگی همواره ملازم انسان است و هر قدر هم به مراتب والا برسد هرگز از او جدا نمی‌شود؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ إِلَيْنٰا إِيٰابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنٰا حِسٰابَهُمْ» (مسلماً بازگشت آنان به سوی ماست، سپس حسابرسیِ آنان نیز بر عهدهٔ ما خواهد بود) (غاشیه: ۲۶).

بحث روایی

در همان کتاب آمده است که ابن‌مردویه از انس بن مالک، از پیامبر (ص) دربارهٔ سخن خدا: « يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً » (روزی ترش‌رو و بس دشوار و هولناک) روایت کرده که فرمود: «[آن روز] میان دو چشم را در هم می‌کشد.»

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۲۲ با هم

«نخستین سوره‌ای که در مکه بر او نازل شد، فاتحة الکتاب بود، سپس سورهٔ اقرأ باسم ربک (علق)، سپس سورهٔ ن (قلم)...» تا آنجا که فرمود: «و نخستین سوره‌ای که در مدینه نازل شد، سورهٔ بقره بود، سپس انفال، سپس آل‌عمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس إذا زلزلت (زلزال)، سپس حدید، سپس سورهٔ محمد، سپس رعد، سپس سورهٔ رحمن و سپس سورهٔ هل أتی (انسان)...» تا پایان حدیث. ادامه در متن کامل

و در همان کتاب [مجمع‌البیان] از ابوحمزهٔ ثمالی در تفسیرش روایت شده که گفت: حسن بن حسن، ابوعبدالله بن حسن، برایم روایت کرد که این سوره مدنی است و تمام آن دربارهٔ علی و فاطمه نازل شده است. ادامه در متن کامل

و در تفسیر قمی، از پدرش، از عبدالله بن میمون، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: نزد فاطمه (ع) مقداری جو بود که با آن عصیده (نوعی خوراک از آرد جو و روغن) درست کردند. ادامه در متن کامل

می‌گویم: داستان چنان‌که می‌بینی در این روایت خلاصه شده است. این ماجرا را بحرانی در «غایة المرام» با سند از شیخ مفید در «الاختصاص»، و از ابن‌بابویه در «الأمالی» با سندش از مجاهد از ابن‌عباس، و با سندش از سلمة بن خالد از امام باقر (ع)، و از محمد بن عباس بن ماهیار در تفسیرش با سندش از ابوکثیر زبیری از عبدالله بن عباس روایت کرده است؛ و در «المناقب» آمده است که این داستان از اصبغ بن نباته نیز روایت شده است. ادامه در متن کامل

و در کتاب «الاحتجاج» از امام علی (ع) در حدیثی آمده است که پس از درگذشت عمر بن خطاب به حاضران فرمود: ادامه در متن کامل

«شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا در میان شما جز من کسی هست که آیهٔ « إِنَّ الْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً » (بی‌گمان نیکوکاران از جامی می‌نوشند که آمیزهٔ آن کافور است) تا پایان سوره دربارهٔ او و فرزندانش نازل شده باشد؟» گفتند: «نه.» ادامه در متن کامل

و در کتاب «الخصال» در احتجاج علی (ع) بر ابوبکر آمده است که فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم، آیا صاحب و مصداق آیهٔ « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخٰافُونَ يَوْماً كٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » (به نذر وفا می‌کنند و از روزی که شرّ و گزندش فراگیر است می‌ترسند) من هستم یا تو؟» او گفت: «بلکه تو هستی.» ادامه در متن کامل

و در کتاب «الدر المنثور» آمده است که طبرانی، ابن‌مردویه و ابن‌عساکر از ابن‌عمر روایت کرده‌اند که گفت: مردی از حبشه نزد پیامبر خدا (ص) آمد. ادامه در متن کامل

«ای پیامبر خدا، شما از نظر رنگ پوست، چهره و مقام پیامبری بر ما برتری داده شده‌اید. ادامه در متن کامل

آن مرد حبشی گفت: «آیا چشمان من نیز در بهشت همان چیزهایی را می‌بیند که چشمان شما می‌بیند؟» فرمود: «آری.» پس او دگرگون شد و ناله کرد تا آنکه جان داد. ادامه در متن کامل

و در همان کتاب [الدر المنثور] آمده است که احمد در کتاب «الزهد» از محمد بن مطرف روایت کرده که گفت: فردی مورد اعتماد برایم بازگو کرد که مردی سیاه‌پوست از پیامبر (ص) دربارهٔ تسبیح و تهلیل (ذکر سبحان‌الله و لااله‌الاالله) می‌پرسید. ادامه در متن کامل

و در همان کتاب آمده است که ابن‌وهب از ابن‌زید روایت کرده که پیامبر خدا (ص) این سوره، «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ» را در حالی که بر او نازل شده بود و مردی سیاه‌پوست نزدش بود تلاوت فرمود. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ دهر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۲۸ تا ۱۳۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/76/10/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی