أَيَطۡمَعُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُدۡخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٖ
آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشتِ پرنعمت درآورده شود؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۶ تا ۳۹ با هم
گفته شده است: پیامبر (ص) کنار کعبه نماز میخواند و قرآن تلاوت میکرد؛ مشرکان نیز حلقهحلقه و دستهدسته پیرامون او گرد میآمدند و سخنانش را میشنیدند و مسخره میکردند و میگفتند: «اگر اینان همانگونه که محمد (ص) میگوید به بهشت درآیند، ما قطعاً پیش از آنان وارد خواهیم شد!» پس این آیات نازل شد. ادامه در متن کامل
اما این سخن با سیاق آیات سازگار نیست؛ زیرا ظاهر آیات نشان میدهد که این رفتارِ مشرکان، بر سخنان گذشته دربارهٔ محرومیت عموم مردم از ورود به بهشت—مگر مؤمنانی که استثنا شدند—مترتب شده است. ادامه در متن کامل
بنابراین، مجالی نیست برای اینکه رفتار آنان بر سخنان گذشته دربارهٔ آتش و بهشت مترتب شود، و در سیاقی شگفتآور از انگیزهشان برای چنین رفتاری پرسش به میان آید، و سپس از طمع ورزیدنشان برای ورود به بهشت پرسیده شده و این طمع انکار گردد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۳۶ تا ۳۸ با هم
اینان گروهی بودند که ایمان آورده و به جمع مؤمنان پیوسته بودند و پیوسته همراه پیامبر (ص) بودند و شتابان و دستهدسته از راست و چپ گرد او میآمدند؛ سپس با بیاعتنایی، به بخشی از آنچه بر او نازل شده بود کفر ورزیدند. از این رو، خدای پاک و منزه در این آیات آنان را توبیخ کرد که از همراهی با پیامبر سودی نخواهند برد و حق ندارند به ورود به بهشت طمع ورزند؛ زیرا آنان اهل ورود به بهشت نیستند و نمیتوانند بر خدا پیشی گیرند و نه او را ناتوان سازند.
تفسیر آیهٔ ۳۸ سورهٔ معارج، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۲۰ تا ۲۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/70/38/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّهَ نَعِيمٍ » (آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشت پرنعمت درآورده شود؟). پرسش در این آیه برای انکار است؛ یعنی چه انگیزهای آنان را وامیدارد که گرد تو حلقه بزنند و چشمدوخته و شتابان بر تو فرود آیند؟ آیا طمعِ تکتکِ آنان در اینکه وارد بهشت پرنعمت شوند محرک آنان است، با اینکه کافرند؟ در حالی که کافر را هیچ امیدی به ورود به بهشت نیست.
طمع به تکتکِ آنان نسبت داده شده («کل امرئ منهم») و به صورت جمع نیامده است تا گفته شود: «أيطمعون أن يدخلوا...» (آیا طمع دارند که وارد شوند...)، بر خلاف «اِهطاع» (شتاب و چشم دوختن) که به صورت جمع به آنان نسبت داده شد و فرمود: «مُهْطِعِينَ»؛ زیرا آن طمعی در رسیدن به سعادت و رستگاری سودبخش است که در جانِ خود فرد پدید آید و او را به ایمان و کار شایسته برانگیزد، نه طمعی که قائم به جمع بما هو جمع باشد؛ چرا که طمعِ یک مجموعه از آن حیث که مجموعه است، برای سعادتِ تکتک افراد آن سودی ندارد و بسنده نیست.
در تعبیر « أَنْ يُدْخَلَ » (اینکه داخل کرده شود) که فعلی مجهول از باب اِفعال است، اشاره به این است که ورودشان به بهشت بسته به اختیار و خواست خودشان نیست، بلکه اگر فرضی هم بر آن باشد، تنها در دست خدای پاک و منزه است؛ چرا که اوست که آنان را به بهشت درمیآورد، اگر بخواهد؛ ولی هرگز چنین نخواهد کرد، زیرا مقدر فرموده است که هیچ کافری به بهشت راه نیابد.