وَإِذۡ قَالَتۡ أُمَّةٞ مِّنۡهُمۡ لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗاۖ قَالُواْ مَعۡذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ
و [به یاد آور] هنگامی را که گروهی از آنان گفتند: «چرا مردمی را پند میدهید که خدا هلاککنندهشان، یا عذابکنندهشان به عذابی سخت است؟» گفتند: «برای اینکه نزد پروردگارتان عذری داشته باشیم، و شاید آنان نیز پروا پیشه کنند.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۶۳ تا ۱۶۶ با هم
در تفسیر قمی از پدرش، از حسن بن محبوب، از ابنابیعمیر، از ابوعبیده، از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود: در کتاب علی(ع) یافتیم که گروهی از اهل اَیله از قوم ثمود بودند، و ماهیان در روز شنبه به سوی آنان رانده میشدند تا خداوند فرمانبرداریشان را در این باره بیازماید. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۶۴ و ۱۶۵ با هم
پس گروهی از آنان گفتند: «اکنون صیدش میکنیم!» و سرکشی کردند. گروهی دیگر به سمت راست متمایل شدند و گفتند: شما را از کیفر خدا بر حذر میداریم، از اینکه خود را در معرض مخالفت با فرمان او قرار دهید. و گروهی دیگر به سمت چپ کناره گرفتند، سکوت کردند و آنان را پند ندادند؛ سپس به گروهی که اندرز میدادند گفتند: «لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً» (اعراف: ۱۶۴؛ چرا گروهی را پند میدهید که خدا هلاککنندهی ایشان یا عذابکنندهشان به عذابی سخت است؟). گروهی که اندرز میدادند پاسخ دادند: «مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» (اعراف: ۱۶۴؛ تا پاسخی نزد پروردگارتان باشد و شاید پروا کنند). خداوند عزّوجلّ فرمود: «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ» (اعراف: ۱۶۵؛ پس چون آنچه را بدان تذکر داده شده بودند واگذاشتند)؛ یعنی هنگامی که پندها را رها کردند و بر خطاکاریِ خود اصرار ورزیدند. آنگاه گروهی که پندشان داده بودند گفتند: نه، به خدا سوگند امشب با شما گرد نمیآییم و شب را در این شهرتان که در آن خدا را نافرمانی کردهاید سپری نمیکنیم؛ مبادا بلایی بر شما فرود آید و ما را نیز همراه شما فرا گیرد.
و در روایتی از ابنعباس که به آن اشاره کردیم و دیگر روایاتی که از او نقل شده، آمده است که او میگریست و میگفت: «نهیکنندگان نجات یافتند و خطاکاران هلاک شدند، اما نمیدانم با ساکتان چه شد!». و در روایت عکرمه آمده است: به ابنعباس گفتم: ای که جانم فدایت باد! آیا نمیبینی که آنان [ساکتان] نیز کارِ گناهکاران را ناپسند میداشتند و با ایشان مخالفت میورزیدند و [به ناهیان] میگفتند چرا گروهی را پند میدهید که خدا هلاککنندهی ایشان است؟ عکرمه گفت: پس ابنعباس فرمان داد و دو جامهی ضخیم به من پوشاندند.
مقصودش این است که ابنعباس سخنِ مرا مبنی بر نجات یافتنِ ساکتان ــ به دلیل ناپسند دانستنِ گناه و باور به اینکه گناهکاران حتماً کیفر میبینند ــ پسندید، و به همین سبب دو جامه به من پاداش داد و نظرم را پذیرفت.
اما عکرمه خطا کرده است؛ چراکه آن گروه، هرچند کارِ گناهکاران را ناپسند میشمردند و با آنان در صید [ماهی] شریک نشدند، [صیدِ] حرامی انجام ندادند، ولی مرتکب گناهی شدند که از آن هم بزرگتر بود، و آن ترکِ نهی از منکر است. پنددهندگان نیز آنان را به همین امر متوجه ساختند، آنجا که گفتند: «مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» (اعراف: ۱۶۴؛ تا پاسخی نزد پروردگارتان باشد و شاید پروا کنند). سخنِ آنان نشان میدهد که آن موقعیت، جای ناامیدی از اثرگذاریِ موعظه نبوده است تا تکلیف [نهی از منکر] به واسطهی آن ساقط شود. و زمانی هم که ناهیان از آن نافرمانان قطع امید کردند، از ایشان دوری گزیدند و جدا شدند؛ در حالی که طبق روایات، آن گروهِ دیگر [ساکتان] نه از گناهکاران دوری گزیدند و نه از آنان جدا شدند.
تفسیر آیههای ۱۶۴ تا ۱۶۶ با هم
و عیاشی نیز آن را از طلحه، از امام صادق، از پدرش امام باقر (ع) دربارهٔ این آیه روایت کرده است که فرمود: «افترق القوم ثلاث فرق فرقه انتهت و اعتزلت،و فرقه أقامت و لم يقارف الذنوب،و فرقه اقترفت الذنوب-فلم ينج من العذاب إلا من انتهت»؛ قوم به سه گروه تقسیم شدند: گروهی بازایستادند و کناره گرفتند، گروهی ماندند و به گناهان دست نیالودند، و گروهی مرتکب گناه شدند؛ پس جز کسانی که بازایستاده بودند از عذاب نجات نیافتند. امام صادق میفرماید: به امام باقر (ع) عرض کردم: «با کسانی که ماندند و به گناهان آلوده نشدند چه رفتاری شد؟» امام باقر (ع) فرمود:
«بلغني أنهم صاروا ذرا»؛ به من رسیده است که آنان به صورت ذرّه (مورچگان ریز) درآمدند. و ظاهر این است که همهٔ اینها روایتی یگانه است، با اینکه سند آن ضعف دارد و در متنش آشفتگی و اختلاف دیده میشود.
تفسیر آیهٔ ۱۶۴ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۲۹۴ تا ۳۰۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/164/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّهٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّٰهُ مُهْلِكُهُمْ » (و هنگامی را که گروهی از آنان گفتند: چرا جمعیتی را پند میدهید که خدا هلاککنندهشان است...) تا پایان آیه. این گروه این سخن را خطاب به گروه دیگری از خودشان گفتند که نافرمانان را موعظه میکردند و از سرپیچی از فرمان خدا در روز شنبه بازمیداشتند.
پس تقدیر کلام چنین است: «و إذ قالت أمه منهم لأمه أخري كانت تعظهم» (و هنگامی که گروهی از آنان به گروه دیگری که پندشان میدادند گفتند...)، که برای کوتاهگویی حذف شده است. ظاهر سخن آنان که: « لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّٰهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً شَدِيداً » (چرا جمعیتی را پند میدهید که خدا نابودکنندهشان است یا به عذابی سخت کیفرشان خواهد داد؟) نشان میدهد که خود اهل تقوا بودند و از نافرمانی پرهیز میکردند، اما نهی از منکر را رها کرده و با گناهکاران درآمیخته و معاشرت داشتند؛ چراکه اگر این ملامتگران خود از متجاوزانِ نافرمان میبودند، آن پنددهندگان به موعظهٔ آنان نیز میپرداختند و در پاسخشان چنین سخنی نمیگفتند:
«مَعْذِرَهً إِلَىٰ رَبِّكُمْ» (تا عذری در پیشگاه پروردگارتان باشد).
تا پایان آیه؛ و نیز [ظاهر سخنشان این است] که متجاوزان در سرکشیِ خود زیادهروی کرده و گناهشان را علنی ساخته بودند، بهگونهای که در ظاهر با هیچ منعی بازنمیایستادند؛ با این حال، گروهی که موعظهشان میکردند از تأثیر پند در آنان ناامید نبودند و پیوسته بر این اندیشه به سر میبردند: امید داشتند که اگر به پند دادنِ خویش ادامه دهند، آنان دست از کار بکشند، یا دستکم برخی از آنان، هرچند تا اندازهای، خودداری کنند؛ و دیگر اینکه این کار عذری از سوی آنان در پیشگاه خدای پاک و منزه باشد تا آشکار سازند که در نافرمانی با آنان همداستان نیستند و از طغیان و سرکشیشان بیزاری میجویند.
از همین رو در پاسخ به گفتار آنان که: « لِمَ تَعِظُونَ » (چرا پند میدهید؟) تا پایان، گفتند: « مَعْذِرَهً إِليٰ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ » (تا عذری در پیشگاه پروردگارتان باشد و شاید پروا کنند)؛ یعنی ما تنها از آن رو پندشان میدهیم تا عذری در پیشگاه پروردگارتان داشته باشیم و نیز به این امید که از این کار پروا پیشه کنند.
و در گفتارشان که فرمودند: « إِليٰ رَبِّكُمْ » (در پیشگاه پروردگارتان) — از آن رو که پروردگار را به ملامتکنندگان نسبت دادند و نگفتند «إلى ربنا» (پروردگارمان) — اشاره به این است که وظیفهٔ پند دادن به ما اختصاص ندارد، بلکه بر شما نیز مانند ما واجب است که آنان را پند دهید؛ زیرا پروردگارتان به سبب ربوبیتش باید در پیشگاهش پوزش آورده شود و در برائت ذمه از تکالیفش و وظایفی که به بندگانش واگذار کرده نهایت تلاش به کار رود؛ و شما همانند ما پرورده و بندهٔ او هستید، پس همان تکالیفی که بر عهدهٔ ماست، بر دوش شما نیز خواهد بود.