إِنَّا بَلَوۡنَٰهُمۡ كَمَا بَلَوۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ إِذۡ أَقۡسَمُواْ لَيَصۡرِمُنَّهَا مُصۡبِحِينَ
ما اینان را آزمودیم، همانگونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم؛ آنگاه که سوگند خوردند صبحگاهان بیدرنگ میوههایش را بچینند،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۲۰ با هم
خدای متعال میفرماید: «إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ» تا آنجا که میفرماید: «كَالصَّرِيمِ»؛ «بلاء» به معنای آزمایش و دچارِ مصیبت شدن است، و «صرم» یعنی چیدن میوهها از درختان، و «استثناء» به معنای جدا ساختنِ بخشی از حکم کل است، و نیز به معنای گفتنِ «إن شاء الله» هنگام ابراز سخنی قطعی است؛… ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
این آیات—یعنی از کلام الهی: « إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ » (ما آنان را آزمودیم همانگونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم) تا پایان هفده آیه [آیهٔ ۳۳]—هشداری است به تکذیبکنندگان پیامبر (ص) که به آن حضرت نسبت دیوانگی میدادند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۷ و ۳۰ با هم
اما بر پایهٔ آنچه روایت کردهاند که این آیات دربارهٔ قحطی و خشکسالیای نازل شده که در پی نفرین پیامبر (ص) بر اهل مکه و قریش دامنگیرشان شد، آنجا که فرمود: «اللهم اشدد وطأتك علي مضر و اجعلها عليهم سنين كسني يوسف» (خدایا، سختگیریات را بر قبیلهٔ مُضَر فزونی بخش و آن را بر آنان سالهای خشکسالیای چون سالهای [قحطی زمان] یوسف قرار ده)، مقصود از «بلاء» گرفتار شدنشان به قحطی است و داستانِ آنان مانند داستان صاحبان باغ خواهد بود؛ جز اینکه انطباقِ پایان داستان صاحبان باغ یعنی آیهٔ « فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَليٰ بَعْضٍ » (پس رو به یکدیگر کردند...) بر داستان اهل مکه پوشیده و نامعلوم است.
تفسیر آیههای ۱۷ و ۱۸ با هم
به هر روی، معنا چنین است: « إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ » یعنی ما آنان را به بلا و مصیبت دچار ساختیم؛ « كَمٰا بَلَوْنٰا » همانگونه که دچار بلا کردیم « أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ » (صاحبان آن باغ را) که گروهی از مردم یمن بودند و باغشان در همانجا بود و بهخواست خدا داستانشان در بحث رواییِ پیش رو خواهد آمد؛ «إِذْ» ظرف زمان برای «بَلَوْنا» است؛ « أَقْسَمُوا » یعنی سوگند یاد کردند؛ « لَيَصْرِمُنَّهٰا » یعنی قطعاً میوههای باغشان را خواهند چید؛ « مُصْبِحِينَ » یعنی به هنگام درآمدن به صبحگاهان؛ و گویی آنان شبانه رایزنی و همپیمانی کردند و تصمیم گرفتند بر چیدن میوهها در بامداد آن شب، « وَ لاٰ يَسْتَثْنُونَ » (و [انشاءالله] نمیگفتند [یا برای نیازمندان سهمی جدا نمیکردند])؛ یعنی از سرِ خودپسندی و تکیه بر اسباب ظاهری نگفتند: «مگر آنکه خدا بخواهد (إن شاء الله)». یا معنایش این است: سوگند خوردند در حالی که هیچ سهمی از میوههای خود را برای فقیران و بینوایان جدا نمیکردند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
پیرمردی بود که باغی داشت و هیچ میوهای از آن را به خانه و سرای خود نمیبرد مگر آنکه نخست حق هر صاحبحقی را میداد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۲۰ با هم
پس به خانههای خود بازگشتند و سپس به خدا سوگند یاد کردند که صبحگاهان حتماً میوهها را بچینند و «انشاءالله» نگفتند [و استثنا نکردند]. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
میگویم: مضمونی نزدیک به این حدیث و حدیث پیش از آن، در روایات دیگر نیز آمده است، و در برخی روایات آمده که آن باغ از آنِ مردی از بنیاسرائیل بود، سپس او درگذشت و فرزندانش از او ارث بردند و ماجرایشان همان شد که گذشت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۷ سورهٔ قلم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۷۳ تا ۳۷۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/68/17/
تفسیر این آیه در المیزان
بحث روایی
و در همان کتاب در روایت ابوالجارود از امام باقر(ع) دربارهٔ سخن خداوند: « إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ » (ما آنان را آزمودیم همانگونه که اهل آن باغ را آزمودیم) آمده است: اهل مکه به گرسنگی گرفتار شدند، چنانکه اهل آن باغ گرفتار شدند؛ و آن باغی در دنیا و در سرزمین یمن بود که «رضوان» نامیده میشد و در نُه میلیِ صنعا قرار داشت.
و در همان کتاب به اسنادش از ابنعباس روایت شده است: به او گفته شد گروهی از این امت میپندارند که بنده گناه میکند و به سبب آن از روزی محروم میشود. ابنعباس گفت: به خدایی که جز او معبودی نیست سوگند، این نکته در کتاب خدا از خورشیدِ تابان در روز روشنتر است؛ خدا آن را در سورهٔ «ن و القلم» یاد کرده است: