أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّيۡرِ فَوۡقَهُمۡ صَٰٓفَّٰتٖ وَيَقۡبِضۡنَۚ مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءِۭ بَصِيرٌ
آیا به پرندگانی که بالای سرشان بال میگشایند و گاه بال فرو میبندند ننگریستهاند؟ جز خدای رحمان هیچکس آنها را [در هوا] نگه نمیدارد؛ چرا که او به هر چیزی بیناست.
تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ ملک، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۵۹ تا ۳۶۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/67/19/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَي الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ يَقْبِضْنَ مٰا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ » (آیا به پرندگانی که بالای سرشان بال میگسترند و بال جمع میکنند ننگریستهاند؟ هیچکس جز خدای رحمان آنها را نگه نمیدارد؛ بهراستی او به هر چیزی بیناست). مراد از بالای سر بودنِ پرندگان، پروازِ آنها در هواست؛ و «صفیف» در پرنده، باز کردن و گستردن بالها هنگام پرواز، و «قبض» آن، جمع کردن بالهایش در همان حال است؛ و جمع آمدن تعبیر در « صٰافّٰاتٍ وَ يَقْبِضْنَ » (بالگستران و بالجمعکنان) به این دلیل است که مراد از «طیر»، فراگیری جنسِ پرندگان (شامل شدنِ همهٔ پرندگان) است.
و کلام خدای متعال که میفرماید: « مٰا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ » (هیچکس جز خدای رحمان آنها را نگاه نمیدارد)، گویی پاسخی است به پرسشی فرضی؛ چنانکه گویی پرسشگری میپرسد:
مقصود از جلبکردنِ نگاهِ آنان به بالگستردن و بالجمعکردنِ پرندگان بر فراز سرشان چیست؟ پس با این عبارت پاسخ داده شده است: « مٰا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ » (جز خدای رحمان کسی آنها را نگاه نمیدارد).
استقرار پرنده در هوا هنگام پرواز بدون آنکه سقوط کند، هرچند مانند قرار گرفتن انسان بر پهنهٔ زمین و ماهی در آب و دیگر پدیدههای طبیعی، مستند به اسباب طبیعی است که در نهایت به خدای متعال میرسد، اما از آنجا که سبب برخی پدیدهها در نگاه نخست برای انسان آشکار نیست، وقتی به آن مینگرد، برایش آسانتر است که به این نکته پی ببرد که خدای پاک و منزه همان سبب برتری است که پیدایش و هستیِ آن پدیده به او منتهی میشود. از همین رو خدای پاک و منزه در کلام خود با معطوف کردن نگاه آنان به این پدیدهها و راهنماییشان به یکتایی خویش در پروردگاری، آنان را آگاه ساخته است.
در کلام خدای متعال نمونههای فراوانی از این دست آمده است؛ مانند نگهداشتن آسمانها بدون ستون، نگهداشتن زمین، حفظ کشتیها بر روی آب، و گوناگونیِ میوهها، رنگها، زبانها و جز آن؛ پدیدههایی که سبب طبیعی و نزدیک آنها تا حدی پوشیده است و ذهن ساده بهآسانی از آن به انتسابش به خدای متعال پی میبرد. سپس هنگامی که با نوعی تلاش فکری به وجود اسباب نزدیک آن آگاه شود، همان نیازمندی را عیناً در خودِ آن اسباب نیز مییابد تا آنکه سلسلهٔ اسباب به خدای متعال منتهی گردد؛ «و أن إلي ربك المنتهي» (و اینکه پایانِ کار بهسوی پروردگار توست).
صاحب کشاف گفته است: «اگر بپرسی: چرا فرمود: «وَ يَقْبِضْنَ» (و بالها را جمع میکنند) و نفرمود: «و قابضات» (و بالجمعکنندگان)؟ میگویم: زیرا اصل در پرواز، گشودن و صاف نگهداشتن بالهاست؛ چراکه پرواز در هوا مانند شنا در آب است و اصل در شنا، باز کردن و کشیدن دست و پاست. اما جمع کردن بال، حالتی عارضی بر گشودن است تا به کمک آن حرکت کند. بنابراین آنچه حالتی عارضی و غیراصل است با لفظ فعل آورده شد، به این معنا که پرندگان پیوسته بالگشودهاند و گاهی نیز مانند شناگر بال خود را جمع میکنند». پایان سخن کشاف.
این سخن بر این پایه استوار است که نشانه و آیتِ الهی، مجموع فرمودهٔ او یعنی « صٰافّٰاتٍ وَ يَقْبِضْنَ » (بالگشودگان و بالجمعکنندگان) باشد که همان حقیقتِ پرواز است؛ اما میتوان اینگونه نیز دریافت که یک نشانه، سقوط نکردن پرندگان در حال بالگشودگی است، و نشانهٔ دیگر این است که چه بسا بالهای خود را جمع میکنند و در همان حالِ جمع کردن بال نیز فرو نمیافتند.
و پوشیده نیست که یادآوری پرواز پرندگان در هوا پس از ذکر رام قرار دادن زمین و استقرار انسان بر فراز آن، چه لطف و ظرافتی در بر دارد.