يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡۖ لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ لَا تَدۡرِي لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرٗا
ای پیامبر! هنگامی که زنان را طلاق میدهید، آنان را در زمان عِدهشان [در پاکیِ بدون آمیزش] طلاق دهید، و حساب عِده را نگه دارید، و از خداوند، پروردگارتان، پروا بدارید. آنان را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر آنکه کار زشتِ آشکاری مرتکب شوند. اینها حدود و مرزهای الهی است؛ و هر کس از حدود الهی فراتر رود، قطعاً به خویشتن ستم کرده است. تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن، پیشامد تازهای پدید آورد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۷ با هم
در کتاب «الدر المنثور»، ابنمردویه از ابوسعید خُدری روایت کرده است که گفت: «نزلت سوره النساء القصري-بعد التي في البقره بسبع سنين» (سورهٔ نساء کوتاهتر، هفت سال پس از آن [آیاتی] که در سورهٔ بقره است نازل شد). ادامه در متن کامل
میگویم: سورهٔ نساء کوتاهتر (قصری)، همان سورهٔ طلاق است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
میگویم: در این معانی و معنای جملههای این دو آیه، روایات دیگری نیز از امامان اهلبیت (ع) نقل شده است.
تفسیر آیههای ۱ و ۶ با هم
و در همان کتاب، عبدالرزاق از عبیدالله بن عبدالله بن عُتبه روایت کرده است که ابوعمرو بن حفص بن مغیره همراه علی (ع) به یمن رفت؛ پس طلاق سومی را که از طلاق همسرش فاطمه دختر قیس باقی مانده بود، برای او فرستاد و به حارث بن هشام و عباس بن ابیربیعه دستور داد نفقهای به او بپردازند. فاطمه آن نفقه را ناچیز شمرد. آن دو به او گفتند: «به خدا سوگند نفقهای برای تو نیست، مگر آنکه باردار باشی.» فاطمه نزد پیامبر (ص) آمد و ماجرایش را برای آن حضرت بازگفت. پیامبر (ص) به او فرمود: «نفقهای برای تو نیست.» پس از پیامبر اجازه خواست تا [از خانهٔ شوهر] به جای دیگری نقل مکان کند و پیامبر به او اجازه داد.
تفسیر آیههای ۱، ۲، ۴ و ۶ با هم
پس مروان کسی را نزد فاطمه فرستاد تا در این باره از او بپرسد و او ماجرا را برایش گفت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
پس اگر به او رجوع کند، آن زن با دو طلاق [دیگر] نزد او خواهد بود؛ و اگر به او رجوع نکند، هنگامی که عدهاش سپری شود، با همان یک طلاق از او جدا گشته و عدهاش پایان مییابد و خود صاحباختیار خویش خواهد بود؛ سپس با هر کس که بخواهد—خواه با همان همسر یا دیگری—ازدواج میکند.
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ طلاق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۱۲ تا ۳۲۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/65/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ » تا آخر آیه؛ خطاب با ندای پیامبر (ص) آغاز شده است، زیرا او فرستادهٔ خدا به سوی امت و پیشوای ایشان است، و خطاب کردن به او این شایستگی را دارد که هم خود او و هم پیروانش از امت را در بر بگیرد. این شیوه در کاربرد زبان رایج است که پیشوا و بزرگ قوم را مخاطب قرار میدهند، اما سخنی میگویند که شامل او و قومش میشود. بنابراین دلیلی ندارد که برخی گفتهاند در تقدیر چنین است: «يا أيها النبي قل لأمتك: إذا طلقتم النساء إلخ» (ای پیامبر، به امتت بگو: هرگاه زنان را طلاق دادید...).
و کلام الهی: « إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ » (چون زنان را طلاق دادید، آنان را برای عِدهشان طلاق دهید)، یعنی هنگامی که اراده کردید زنان را طلاق دهید و در آستانهٔ این کار قرار گرفتید؛ زیرا تحققیافتنِ طلاق پس از وقوع طلاق معنایی ندارد. این سخن مانند این کلام الهی است: «إِذٰا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلاٰهِ فَاغْسِلُوا» تا آخر آیه (مائده: ۶) [که مقصود از برخاستن به نماز، اراده کردنِ نماز است].
«عِده» خودداریِ زن از ازدواجِ مجدد است تا زمانی که مدت تعیینشده در شرع سپری شود. و مقصود از طلاق دادنِ زنان «برای عِدهشان»، طلاق دادنِ آنان در زمان عدهشان است؛ بهگونهای که زمان عده از همان روزِ وقوع طلاق آغاز شود. این امر بدین صورت است که طلاق در دوران پاکی واقع شود، پاکیای که در آن همخوابگی صورت نگرفته باشد، تا دورههای پاکیِ زن (اَقراء) به پایان رسد.
و سخن خدای متعال: « وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ » (و حساب عده را نگه دارید)، یعنی دورههای پاکی را که زن با آن عده نگه میدارد بشمارید؛ و این به معنای رعایت و حفظِ حساب آن است، زیرا زن در این مدت حق نفقه و مسکن بر عهدهٔ شوهر دارد، و شوهر نیز در این دوران حق رجوع دارد.
و سخن خدای متعال: « وَ اتَّقُوا اللّٰهَ رَبَّكُمْ لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ » (و از پروردگارتان پروا بدارید؛ آنان را از خانههایشان بیرون نکنید)، ظاهر سیاق نشان میدهد که « لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ » تا آخر، بدل از « اِتَّقُوا اللّٰهَ رَبَّكُمْ » است، و این امر بر تأکید نهی در « لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ » دلالت میکند. و منظور از «خانههایشان»، همان خانههایی است که پیش از طلاق در آنها سکونت داشتند و به سبب سکونتشان، خانهها به ایشان نسبت داده شده است.
و سخن خدای متعال: « وَ لاٰ يَخْرُجْنَ » (و خودشان نیز بیرون نروند)، نهی از بیرون رفتنِ خودِ زنان است، چنانکه جملهٔ پیشین نهی از بیرون کردنِ آنان بود.
و سخن خدای متعال: « إِلاّٰ أَنْ يَأْتِينَ بِفٰاحِشَهٍ مُبَيِّنَهٍ » (مگر آنکه کار زشتِ آشکاری مرتکب شوند)، یعنی گناه آشکاری مانند زنا، بدزبانی، و آزار رساندن به اهل خانه، چنانکه در روایات رسیده از امامان اهلبیت (ع) آمده است.
و سخن خدای متعال: « وَ تِلْكَ حُدُودُ اللّٰهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ » (و اینها مرزهای الهی است، و هر کس از مرزهای الهی فراتر رود بیتردید به خویشتن ستم کرده است)، یعنی احکام یادشده برای طلاق، مرزهای الهی است که کارهای شما را با آن محدود ساخته است؛ و هر کس با رعایت نکردن و مخالفت ورزیدن با مرزهای الهی از آنها فراتر رود، به خویشتن ستم کرده، یعنی پروردگارش را نافرمانی کرده است.
و سخن خدای متعال: « لاٰ تَدْرِي لَعَلَّ اللّٰهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْراً » (تو نمیدانی، شاید خداوند پس از این پیشامدی پدید آورد)، یعنی پیشامدی که به دگرگونیِ حال و تغییر رأی شوهر دربارهٔ طلاق زن بینجامد، بدینگونه که شوهر به سازش و پیوند متمایل شود و در دلش علاقه به بازگشت به زندگی گذشته پدید آید.
بحث روایی
و در همان کتاب آمده است که مالک، شافعی، عبدالرزاق در «المصنّف»، احمد، عبد بن حمید، بخاری، مسلم، ابوداوود، ترمذی، نسائی، ابنماجه، ابنجریر، ابنمنذر، ابویعلی، ابنمردویه و بیهقی در «سنن» خود از ابنعمر روایت کردهاند که او همسرش را در حال حیض طلاق داد. این موضوع به پیامبر خدا (ص) بازگو شد و پیامبر خدا (ص) از این کار به خشم آمد و سپس فرمود: «باید به او رجوع کند، سپس او را نگه دارد تا پاک شود، آنگاه حیض ببیند و دوباره پاک شود؛ پس اگر خواست طلاقش دهد، در حال پاکی و پیش از آنکه با او نزدیکی کند طلاقش دهد؛ چراکه این همان عِدهای است که خداوند دستور داده است زنان را برای آن طلاق دهند.» و پیامبر (ص) این آیه را قرائت فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ-فَطَلِّقُوهُنَّ في قبل عدتهن» (ای پیامبر، چون زنان را طلاق میدهید، در آغاز عِدهشان طلاقشان دهید).
میگویم: عبارت «في قبل عدتهن» (در آغاز عِدهشان) قرائت ابنعمر است، و آنچه در مصحف آمده « لِعِدَّتِهِنَّ » (برای عِدهشان) است.
و در همان کتاب آمده است که ابنمنذر از ابنسیرین دربارهٔ سخن خداوند: « لَعَلَّ اللّٰهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْراً » (شاید خدا پس از آن، پیشامد تازهای پدید آورد) روایت کرده است که گفت: این آیه دربارهٔ حفصه دختر عمر نازل شد؛ پیامبر (ص) او را یک طلاق داد، پس این آیه نازل شد: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ - -إلي قوله- يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْراً » (ای پیامبر، چون زنان را طلاق میدهید... تا آنجا که میفرماید: پیشامد تازهای پدید آورد). گفت: پس پیامبر به او رجوع فرمود.
و در «کافی» به سند خود از زراره از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: «هر طلاقی که بر سنّت یا بر عِدّه نباشد، هیچ اعتباری ندارد (باطل است).» زراره میگوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: طلاق سنّت و طلاق عِدّه را برایم توضیح دهید. فرمود: «اما طلاق سنّت آن است که هرگاه مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد، منتظر بماند تا او حیض ببیند و پاک شود؛ پس چون از حیض پاک شد، بدون آمیزش با او، وی را یک طلاق میدهد؛ و دو شاهد بر آن میگیرد؛ سپس او را به حال خود میگذارد تا دو بار دیگر حیض ببیند. بدین ترتیب، عِدهاش با سه حیض به پایان میرسد و از قید همسری او بیرون میآید (طلاق بائن میشود)، و آن مرد مانند دیگر خواستگاران خواهد بود که اگر زن بخواهد با او ازدواج میکند و اگر نخواهد با او ازدواج نمیکند. و تا زمانی که زن در مدت عِده به سر میبرد، پرداخت نفقه و مسکن بر عهدهٔ مرد است و تا زمانی که عِده پایان نیافته، از یکدیگر ارث میبرند.»
[زراره] گفت: و [امام فرمود:] «اما طلاق عِدّه که خدای متعال [دربارهاش] فرموده است: « فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ » (آنان را در آغاز عِدهشان طلاق دهید و حساب عِده را نگه دارید)، بدین گونه است که هرگاه مردی از شما بخواهد همسرش را طلاق عِدّه دهد، باید منتظر بماند تا او حیض ببیند و از حیضش پاک شود؛ سپس بیآنکه با او همبستر شود، وی را یک طلاق دهد و دو شاهد عادل بر آن بگیرد. و اگر بخواهد، میتواند در همان روز یا چند روز پس از آن پیش از آنکه زن دوباره حیض ببیند، به او رجوع کند و بر رجوعش شاهد بگیرد و با او همبستر شود؛ و زن نزد او میماند تا حیض ببیند. پس چون حیض دید و از حیضش پاک شد، بیآنکه با او نزدیکی کند، طلاق دیگری به او میدهد و بر آن شاهد میگیرد؛ سپس هر زمان که بخواهد پیش از آنکه زن حیض ببیند، باز هم به او رجوع میکند و بر رجوعش شاهد میگیرد و با او همبستر میشود؛ و زن نزد او میماند تا برای بار سوم حیض ببیند. پس چون از حیض سومش پاک شد، بیآنکه با او همبستر شود، طلاق سوم را به او میدهد و بر آن نیز شاهد میگیرد. هرگاه چنین کرد، زن بهکلی از او جدا میشود (طلاق بائن میگردد) و دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه با همسری دیگر ازدواج کند.»
به امام عرض شد: اگر زن از کسانی باشد که حیض نمیشوند چه؟ فرمود: «چنین زنی را با طلاق سنّت طلاق میدهند.»
و در «قربالإسناد» به سند خود از صفوان روایت کرده است که گفت: شنیدم – یعنی از امام صادق (ع) – که مردی نزد ایشان آمد و پرسید: من همسرم را در یک مجلس سه طلاقه کردهام! امام فرمود: «هیچ اعتباری ندارد (باطل است).» سپس فرمود: «آیا کتاب خدای متعال را نمیخوانی که میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ-وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ رَبَّكُمْ-لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لاٰ يَخْرُجْنَ-إِلاّٰ أَنْ يَأْتِينَ بِفٰاحِشَهٍ مُبَيِّنَهٍ » (ای پیامبر، چون زنان را طلاق میدهید، در آغاز عِدهشان طلاقشان دهید و حساب عِده را نگه دارید، و از خداوند، پروردگارتان، پروا بدارید؛ آنان را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر آنکه کار ناشایستِ آشکاری مرتکب شوند)؟»
سپس فرمود: «آیا نمیدانی [که خدا فرموده است:] « لَعَلَّ اللّٰهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْراً » (شاید خدا پس از آن، پیشامد تازهای پدید آورد)؟» سپس فرمود: «هرچه بر خلاف کتاب خدا و سنّت باشد، به کتاب خدا و سنّت بازگردانده میشود (پذیرفته نیست و باطل است).»
و در «تفسیر قمی» دربارهٔ معنای این سخن خداوند: « لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لاٰ يَخْرُجْنَ-إِلاّٰ أَنْ يَأْتِينَ بِفٰاحِشَهٍ مُبَيِّنَهٍ » (آنان را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر آنکه کار ناشایستِ آشکاری مرتکب شوند) آمده است: «برای هیچ مردی روا نیست زنی را که طلاق داده و حق رجوع به او را دارد، از خانهاش بیرون کند؛ و برای زن نیز روا نیست که از خانهٔ او بیرون برود، مگر آنکه کار ناشایست آشکاری مرتکب شوند.»
و معنای کار ناشایست (فاحشه) آن است که زنا کند یا از مال شوهر دزدی نماید؛ و بدزبانی و پرخاشگری نسبت به شوهر نیز از مصادیق فاحشه به شمار میآید. پس اگر چیزی از این کارها را انجام دهد، برای مرد حلال میشود که او را از خانه بیرون کند.
و در [کتاب] کافی به سند خود از وهب بن حفص از یکی از دو امام [باقر یا صادق] (ع) روایت شده است که دربارهٔ زن طلاقدادهشده فرمود: «او در خانهٔ خود عده نگه میدارد و خود را برای او میآراید؛ شاید خداوند پس از آن پیشامدی [نو] پدید آورد.»