ذَٰلِكَ أَن لَّمۡ يَكُن رَّبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا غَٰفِلُونَ
این [فرستادن پیامبران] از آن رو بود که پروردگارت هرگز آبادیها را به ستم هلاک نمیکند در حالی که مردمش بیخبر و ناآگاه باشند.
تفسیر آیهٔ ۱۳۱ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۳۵۵ تا ۳۵۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/131/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « ذٰلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُريٰ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهٰا غٰافِلُونَ » (این بدان سبب است که پروردگارت اهل آبادیها را در حالی که بیخبرند، ستمکارانه هلاک نمیکند). اشاره با کلمهٔ « ذٰلِكَ » (این) ـ بر پایهٔ سیاق کلام ـ به مضمون بیان پیشین است؛ و تعبیر « أَنْ لَمْ يَكُنْ » با در تقدیر گرفتن «لامِ تعلیل» (به معنای: بدان سبب که) آمده است. بنابراین، معنا چنین است: آنچه دربارهٔ فرستادن پیامبران، یادآوری با آیات و هشدار دادن از روز قیامت بیان کردیم، فقط بدان جهت است که در سنّت خدای پاک و منزه نیست که اهل آبادیها را در حالی هلاک کند و گرفتار خشم و عذاب سازد که از طاعتِ خواستهشده و از کیفری که در صورت نافرمانی دامنگیرشان میشود غافل باشند؛ چرا که چنین کاری ستمی از سوی خدای متعال خواهد بود.
بنابراین، آنان هرچند با مهلت دادنِ خدای پاک و منزه و قضای حتمی او و اینکه برخی را سرپرست و همراه برخی دیگر قرار داد، در جایگاه شقاوت فرود آمدند، اما خدای متعال توانایی بر طاعت را از آنان سلب نکرد و اختیار را از ایشان نگرفت؛ با این حال، خودْ شرک و نافرمانی را برگزیدند. سپس خداوند پیامبرانی از جنس خودشان بهسویشان فرستاد که آیاتش را بر آنان میخواندند و از دیدار روز حساب بیمشان میدادند، ولی به آنان کفر ورزیدند و بر ستمگری و سرکشی خود پافشاری کردند؛ از این رو خداوند نیز با واگذار کردنِ سرپرستیشان به یکدیگر مجازاتشان کرد و حکم راند که آتشْ جایگاه همیشگیشان باشد. پس خودِ آنان بودند که با آگاهی و اراده، هلاکت را فراخواندند؛ و خداوند هرگز در حال بیخبری هلاکشان نساخت تا بر آنان ستم روا داشته باشد، چرا که او داورِ دادگر است و نامش پربرکت باد.
و با این بیان، نخست روشن شد که مقصود از تعبیر « لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ » (پروردگارت چنین نبوده است)، نفی این است که چنین کاری جزو سنّت خدای متعال باشد؛ زیرا خدای متعال هیچ کاری را جز بر پایهٔ سنتی پایدار و راهی راست انجام نمیدهد؛ خدای متعال میفرماید: «إِنَّ رَبِّي عَليٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (هود: ۵۶) (همانا پروردگار من بر راهی راست است)، و خودِ این تعبیر نیز بر همین معنا دلالت دارد.
و دوم اینکه: مقصود از هلاک ساختن آبادیها، حکمِ حتمی به تیرهروزیشان در دنیا و عذابشان در آخرت است؛ همانگونه که سیاق کلام بر آن دلالت دارد، نه نابودی با فرود آمدنِ عذاب در همین دنیا.
و سوم اینکه: مقصود از ستم در این آیه، ستمی است که اگر خدای متعال آنان را در حال غفلت هلاک میکرد، از جانب او سر میزد، نه ستمی که از اهل آبادیها سر زده باشد.