وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ
و به یقین، ما قرآن را برای پندآموزی آسان ساختیم؛ پس آیا پندپذیری هست؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۷، ۲۲، ۳۲ و ۴۰ با هم
در روحالمعانی دربارهٔ این سخن خدای متعال: « وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ » (و بهیقین قرآن را برای تذکّر آسان ساختیم) آمده است: ابنابیحاتم از ابنعباس روایت کرده است: «اگر خداوند قرآن را بر زبان آدمیان آسان نمیساخت، هیچیک از آفریدگان توان آن را نداشت که به کلام خدای متعال سخن بگوید». ادامه در متن کامل
آلوسی میگوید: دیلمی نیز مانند این سخن را بهطور مرفوع (با پیوستن سند به پیامبر) از اَنَس روایت کرده است؛ سپس میگوید: شاید گزارش اَنَس، در صورت صحّت سند، در مقام تفسیر آیه نباشد. ادامه در متن کامل
میگویم: بعید نیست مقصود همان معنای دومی باشد که پیشتر در تفسیر آیه آوردیم. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۷ سورهٔ قمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۶۹ تا ۸۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/54/17/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ »؛ (و بهراستی ما قرآن را برای پندآموزی آسان ساختیم؛ پس آیا پندپذیری هست؟). واژهٔ «تيسير» به معنای آسان کردن است، و آسان ساختن قرآن برای پندآموزی یعنی بیان آن به شیوهای که فهم مقاصدش برای همگان، چه تودهٔ مردم و چه خواص، و برای فهمهای ساده و اندیشههای ژرف، هر یک به اندازهٔ درک و توانایی خویش، آسان و دستیافتنی باشد.
همچنین ممکن است مقصود از آن، فرود آوردن حقایق بلندمرتبه و هدفهای والای قرآن از افق فهمهای عادی به مرتبهٔ سخن گفتن به زبان عربی باشد تا همگان به فهم آن دست یابند؛ چنانکه از این سخن خدای متعال برمیآید: «إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتٰابِ لَدَيْنٰا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» (زخرف: ۳-۴: ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا شاید خرد ورزید، و بهراستی که آن در امّالکتاب نزد ما بلندمرتبه و استوار است).
مقصود از «ذکر»، یاد کردن خدای متعال با نامها، صفات یا کارهای اوست. راغب در کتاب «المفردات» گفته است: «ذکر» گاه به کار میرود و مقصود از آن حالتی در نفس آدمی است که انسان به وسیلهٔ آن میتواند شناختی را که به دست آورده نگه دارد؛ و این حالت مانند حفظ کردن است، با این تفاوت که واژهٔ «حفظ» به اعتبار اندوختن و نگهداری دانسته به کار میرود، و «ذکر» به اعتبار حاضر ساختن و به یاد آوردن آن گفته میشود؛ و گاه به حضور چیزی در دل یا جاری شدنش بر زبان، «ذکر» میگویند. از همین رو گفتهاند: ذکر دو گونه است: یاد قلبی و یاد زبانی؛ و هر یک از این دو نیز دو قسم دارد: یادی که پس از فراموشی حاصل میشود، و یادی که نه پس از فراموشی، بلکه از تداوم نگهداری در حافظه برمیآید؛ و به هر سخنی نیز ذکر گفته میشود. پایان کلام راغب.
معنای آیه چنین است: و سوگند میخورم که ما قرآن را آسان ساختیم تا بدان پند گیرند و خدای متعال و شئون او را یاد کنند؛ پس آیا پندپذیری هست که به وسیلهٔ آن متذکر شود و در نتیجه به خدا ایمان آورد و آیین حقّی را که قرآن به آن فرا میخواند پذیرا گردد؟
بنابراین، این آیه دعوتی همگانی به پندآموزی از قرآن است، پس از آنکه راستبودن هشدارها و شدّت عذابی که بدان بیم داده شده بود، مسجّل و تثبیت گردید.