قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمَا ٱدۡخُلُواْ عَلَيۡهِمُ ٱلۡبَابَ فَإِذَا دَخَلۡتُمُوهُ فَإِنَّكُمۡ غَٰلِبُونَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ
دو مرد از کسانی که [از خدا] پروا داشتند و خدا به آن دو نعمت بخشیده بود، گفتند: «از این دروازه بر آنان وارد شوید؛ چون وارد شدید، بیگمان پیروز خواهید بود؛ و اگر مؤمن هستید، تنها بر خدا توکل کنید.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۰ تا ۲۶ با هم
این آیات با آیات پیشین بیارتباط نیستند؛ زیرا دربردارندهٔ نقض برخی از پیمانهاییاند که از بنیاسرائیل گرفته شده بود، یعنی همان پیمانِ شنیدن و اطاعتکردن از موسی (ع). ادامه در متن کامل
در برخی روایات نیز نشانههایی هست که این آیات پیش از غزوهٔ بدر در اوایل هجرت نازل شدهاند، چنانکه انشاءالله در بحث رواییِ آینده به آن اشاره خواهد شد. ادامه در متن کامل
اینها قرینههایی است که نشان میدهد این ماجرا — یعنی داستان سرگردانی در بیابان (تیه) — در نیمهٔ پایانی دوران حضور موسی (ع) در میانشان، پس از آنکه خداوند او را به سویشان برانگیخت، رخ داده است؛ و بیشتر داستانهایی که در قرآن دربارهٔ آنان بازگو شده، پیش از این واقعه روی داده است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۱ تا ۲۵ با هم
و در امالی شیخ مفید، به سند او از ابوحمزه از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: هنگامی که موسی با بنیاسرائیل به نزدیکی سرزمین مقدس رسید، به آنان گفت: « اُدْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتِي كَتَبَ اللّٰهُ لَكُمْ-وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَليٰ أَدْبٰارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِينَ» (به سرزمین مقدسی که خداوند برای… ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۲۸۶ تا ۲۹۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ رَجُلاٰنِ مِنَ الَّذِينَ يَخٰافُونَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِمَا» (دو مرد از کسانی که [از خدا] پروا داشتند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند...) تا پایان آیه. ظاهر سیاق نشان میدهد که مقصود از خوف، خداترسی و پروا از خدای پاک و منزه است؛ و اینکه در آن میان، مردانی بودند که از خدا پروا داشتند مبادا از فرمان او و فرمان پیامبرش سرپیچی کنند؛ و این دو مرد که آن سخنان را گفتند، از همان گروه بودند، با این امتیاز که در میان آن خداترسان به این ویژگی اختصاص یافته بودند که خداوند به آنان نعمت ارزانی داشته بود. در بخشهای پیشینِ این کتاب گذشت که هرگاه واژهٔ «نعمت» در کاربرد قرآن بدون قید آورده شود، مراد از آن ولایت الهی (سرپرستی و قرب ویژهٔ خداوند) است؛ بنابراین آن دو از اولیای خدای متعال بودند. همین نکته خود دلیلی است بر اینکه مراد از ترس، پروای از خدای پاک و منزه است؛ زیرا اولیای خدا از غیر او نمیترسند، چنانکه خدای متعال میفرماید: «أَلاٰ إِنَّ أَوْلِيٰاءَ اللّٰهِ لاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ» (آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند) (یونس: ۶۲).
همچنین ممکن است متعلَّقِ محذوفِ «أَنْعَمَ» ــ یعنی همان نعمتی که به آن دو ارزانی شده ــ «خوف» باشد؛ به این معنا که خداوند با بخشیدنِ پروای الهی به آن دو نعمت داده است، و مفعولِ «يَخٰافُونَ» نیز از آن رو حذف شده که ذکرِ آن در این فرموده بسنده دانسته شده است:
«أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِمَا» (خداوند به آن دو نعمت داده بود).
چرا که روشن است ترسِ آن دو مرد از آن قوم سرکش نبوده است؛ وگرنه با گفتنِ « اُدْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبٰابَ» (از دروازه بر آنان درآیید)، بنیاسرائیل را به ورود به شهر فرا نمیخواندند.
برخی از مفسران گفتهاند که ضمیر جمع در «يَخٰافُونَ» به بنیاسرائیل بازمیگردد و ضمیری که به موصول بازمیگردد محذوف است؛ پس معنا چنین میشود: «دو مرد از کسانی که بنیاسرائیل از آنان میترسیدند ــ و خدا با اسلام به آن دو نعمت داده بود ــ گفتند...». آنان این نظر را با قرائتی تأیید کردهاند که به ابنجبیر نسبت داده شده و «يَخٰافُونَ» را با ضمّهٔ یاء [یُخافُونَ] خوانده است؛ و گفتهاند:
ماجرا از این قرار بود که دو مرد از عمالقه به موسی ایمان آورده و به بنیاسرائیل پیوسته بودند؛ سپس برای نشان دادن راه پیروزی بر عمالقه و تسلط بر سرزمین و شهرهایشان، آن سخنان را به بنیاسرائیل گفتند.
این تفسیر بر پایهٔ استناد آنان به برخی از روایاتِ واردشده در تفسیر آیات صورت گرفته است؛ اما این روایات از خبرهای واحدی هستند که مطالبی بدون هیچ شاهد و مؤیدی از کتاب خدا و غیر آن را دربر دارند.
و سخن آن دو که: « اُدْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبٰابَ» (از دروازه بر آنان درآیید)، چه بسا مراد از «باب» (دروازه)، نخستین شهر از شهرهای آن زورمداران باشد که در مجاورت بنیاسرائیل قرار داشت، و بنا بر آنچه گفته شده آن شهر «اریحا» بود؛ و این کاربردی رایج است. یا اینکه مقصود، دروازهٔ خودِ شهر است.
و سخن آن دو که: « فَإِذٰا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غٰالِبُونَ» (پس چون وارد آن شوید، قطعاً شما پیروزید)، وعدهای از سوی آن دو به بنیاسرائیل برای فتح و پیروزی بر دشمن است. اینکه آن دو با قاطعیت چنین خبری دادند، با اتکا به سخن موسی (ع) بود که فرموده بود خداوند آن سرزمین را برایشان مقدر کرده است؛ چرا که به راستیِ خبر او ایمان داشتند؛ یا بدان جهت بود که این حقیقت را با نور ولایت الهی دریافته بودند. بیشتر مفسران از هر دو فریق (شیعه و اهل سنت) یادآور شدهاند که این دو مرد، «یوشع بن نون» و «کالب بن یوفَنّا» بودند و هر دو از نقیبان (سرپرستان برگزیدهٔ) دوازدهگانهٔ بنیاسرائیل به شمار میرفتند.
سپس آن دو، بنیاسرائیل را با این سخن خود به توکل بر پروردگارشان فراخواندند که: « وَ عَلَي اللّٰهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (و اگر مؤمن هستید، تنها بر خدا توکل کنید)؛ چرا که خدای پاک و منزه هر کسی را که بر او توکل کند کفایت میکند، و در این سخن، آرامشبخشیدن به دلهایشان و تشویق و دلگرمکردن آنان نهفته است.