وَمِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰٓ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَهُمۡ فَنَسُواْ حَظّٗا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِۦ فَأَغۡرَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَاوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَسَوۡفَ يُنَبِّئُهُمُ ٱللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ
و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، از آنان [نیز] پیمان گرفتیم؛ ولی بخشی از آنچه را بدان پند داده شده بودند فراموش کردند؛ از این رو تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم، و به زودی خدا آنان را از آنچه همواره انجام میدادند باخبر خواهد ساخت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۳ و ۱۴ با هم
یعنی بر گروهی خیانتکار از آنان، یا بر خیانتی از سوی ایشان [آگاه میشوی]. «إِلاّٰ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (مگر اندکی از آنان؛ پس، از ایشان درگذر و چشمپوشی کن که بیگمان خداوند نیکوکاران را دوست دارد). پیش از این بارها گذشت که استثنا شدنِ گروه اندک، با ثابت بودن لعنت و عذاب برای پیکرهٔ اصلیِ آن جامعه که همان ملت و قوم است، ناسازگاری ندارد. [پاورقی: ۱. از سخنان شگفت، سخن برخی مفسران است که مراد از «اندک» را عبدالله بن سلام و یارانش دانستهاند؛ با اینکه عبدالله بن سلام مدتی پیش از نزول این سوره اسلام آورده بود، و ظاهر آیه استثنا کردنِ شماری از یهودیانی است که تا زمان نزول آیه هنوز مسلمان نشده بودند.] خدای متعال میفرماید: « وَ مِنَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاريٰ أَخَذْنٰا مِيثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنٰا» (و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، پیمانشان را گرفتیم؛ ولی بخشی از آنچه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند، پس در میانشان برانگیختیم...). راغب گفته است: «غَرِيَ بِكَذَا» یعنی به آن شیفته شد و چسبید؛ و ریشهٔ آن از «الغِراء» (چسب) است، و «أَغْرَيْتُ فُلَانًا بِكَذَا» مانند «أَلْهَجْتُ بِهِ» است، یعنی او را بدان کار شیفته و حریص ساختم.
تفسیر آیهٔ ۱۴ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۲۴۱ تا ۲۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/14/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
مسیح، عیسی بن مریم (ع)، پیامبر رحمت بود و مردم را به آشتی و صلح فرامیخواند، آنان را به نظر داشتن به آخرت و دلکندن از لذتها و زرقوبرق دنیا برمیانگیخت، و از آزمندی و ستیز بر سرِ این متاع ناچیز بازمیداشت. [پاورقی: ۲. در این زمینه به سخنان حضرت مسیح (ع) در موقعیتهای گوناگون که در انجیلهای چهارگانه نقل شده است، مراجعه کنید.] اما هنگامی که بخشی از آموزهها و پندهای دادهشده را از یاد بردند، خدای پاک و منزه در دلهایشان به جای صلح و آشتی، جنگ نهاد و برادری و مهربانیای را که بدان فراخوانده شده بودند، به دشمنی و کینه دگرگون ساخت؛ همانگونه که میفرماید:
«فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنٰا بَيْنَهُمُ الْعَدٰاوَهَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِليٰ يَوْمِ الْقِيٰامَهِ» (پس بخشی از آنچه را بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، در نتیجه میانشان تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم).
این دشمنی و کینهای که خدای متعال یاد فرمود، به خصلتهایی استوار و ریشهدار در میان این امتهای مسیحی بدل گشت و چونان آتش آخرت شد که هیچ راه گریز و پناهی از آن ندارند؛ هر بار که از شدت اندوه بخواهند از آن بیرون آیند، به آن بازگردانده میشوند و [گفته میشود:] عذاب سوزان را بچشید.
از همان هنگام که عیسی بن مریم (ع) به آسمان برده شد و میان حواریان او و مبلغان جهانگردی که شاگردانشان بودند ناسازگاری افتاد، آتش اختلاف میانشان زبانه کشید و پیوسته بالا گرفت و فزونی یافت، تا آنجا که به جنگها، کشتارها، غارتها و انواع آوارگیها و تبعیدها کشیده شد و سرانجام به جنگهای بزرگ جهانی انجامید که زمین را به ویرانی و جامعهٔ انسانی را به نابودی و انقراض تهدید میکند.
همهٔ اینها ناشی از دگرگونشدن نعمت به نقمت (عذاب و بلا) و به بار نشستن تلاشها در مسیر گمراهی است: «وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّٰهُ بِمٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ» (و بهزودی خدا آنان را از آنچه انجام میدادند باخبر خواهد ساخت).