سورهٔ ۴۸ · جلد ۱۸ المیزان

تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ فتح

ليدخل المؤمنين والمؤمنت جنت تجري من

سورهٔ ۴۸ · آیهٔ ۵

لِّيُدۡخِلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنۡهُمۡ سَيِّـَٔاتِهِمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عِندَ ٱللَّهِ فَوۡزًا عَظِيمٗا

تا مردان و زنان مؤمن را به بوستان‌هایی درآورد که از پای درختان آن‌ها نهرها روان است و جاودانه در آن خواهند بود، و بدی‌هایشان را از آنان بزداید؛ و این در پیشگاه خدا کامیابی و رستگاریِ بزرگی است؛

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ » (تا مردان و زنان باایمان را به بوستان‌هایی درآورد که از زیر [درختان] آن‌ها جویبارها روان است) تا پایان آیه؛ این بخش، علّت دیگری از جهت معنا برای سخن او: « أَنْزَلَ السَّكِينَهَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ » (آرامش را در دل‌های مؤمنان فرو فرستاد) است، همان‌گونه که سخن او: « لِيَزْدٰادُوا إِيمٰاناً » (تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند) علّت لفظی آن است؛ گویی گفته شده است: مؤمنان را به فرو فرستادن آرامش ویژه ساخت و دیگران را از آن محروم کرد تا ایمانی بر ایمان اینان افزوده شود، و حقیقت این امر آن است که اینان را به بهشت درآورد و آنان را عذاب کند؛ بنابراین، سخن او: «لِيُدْخِلَ»، بدَل یا عطف بیان است نسبت به سخن دیگرش:

« لِيَزْدٰادُوا » (تا [بر ایمانشان] بیفزایند...).

درباره‌ی متعلَّقِ لام در « لِيُدْخِلَ » (تا درآورد...) دیدگاه‌های دیگری نیز گفته شده است؛ مانند این‌که متعلَّق به سخن او: « فَتَحْنٰا » (پیروز گردانیدیم)، یا سخنش: « لِيَزْدٰادُوا » (تا بیفزایند)، یا متعلَّق به همه‌ی آن‌چه پیش‌تر آمد باشد، و سخنانی جز این‌ها که آوردنشان سودی ندارد.

همراه ساختنِ زنان مؤمن با مردان مؤمن در این آیه، برای رفع این پندار نادرست است که بهشت و پوشاندنِ گناهان تنها به مردان اختصاص دارد؛ چراکه آیه در سیاق سخن از جهاد آمده و جهاد و پیروزی به دست مردان رخ داده است، از این رو چنان‌که گفته‌اند، نام زنان مؤمن صراحتاً آورده شد تا این توهم برطرف گردد.

ضمیر در « خٰالِدِينَ » (جاودانگان در آن) و « يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئٰاتِهِمْ » (و بدی‌هایشان را از آنان بپوشاند)، از باب تَغلیب (به‌کاربردن ساختار مذکر برای هر دو گروه)، به همهٔ مؤمنان؛ اعم از مردان و زنان، بازمی‌گردد.

و سخن خدای متعال: « وَ كٰانَ ذٰلِكَ عِنْدَ اللّٰهِ فَوْزاً عَظِيماً » (و این نزد خدا رستگاری بزرگی است)، بیانگر آن است که این سرانجام، سعادت حقیقی و بی‌چون‌وچراست؛ چراکه نزد خداوند چنین است و او سخن حق می‌گوید.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۵ و ۶ با هم

« وَ كٰانَ ذٰلِكَ عِنْدَ اللّٰهِ فَوْزاً عَظِيماً » (و این نزد خدا رستگاری بزرگی است)، بیانگر نیکوییِ سرانجامِ اهل ایمان است.

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۷ با هم

سپس پیامبر خدا (ص) به مدینه بازگشت. در این هنگام ابوبصیر، مردی از قریش که مسلمان شده بود، نزد ایشان آمد. ادامه در متن کامل

«آن را به من نشان بده تا نگاهش کنم!» آن مرد شمشیر را به او داد؛ پس ابوبصیر چنان ضربه‌ای با آن به او زد که درجا جان باخت، و دیگری گریخت تا به مدینه رسید. ادامه در متن کامل

[راوی] گفت: سپس ابوبصیر آمد و گفت: «ای پیامبر خدا، خداوند تعهدت را به انجام رساند؛ چراکه تو مرا به آنان بازگرداندی، سپس خدا مرا از دستشان نجات داد.» پیامبر (ص) فرمود: «وای بر مادرش! ادامه در متن کامل

ابوجَندل، پسر سُهیل نیز از دست قریش گریخت و به ابوبصیر پیوست. پس از آن نیز هر مردی از قریش که مسلمان می‌شد، به ابوبصیر ملحق می‌شد تا اینکه گروهی گرد او فراهم آمدند. ادامه در متن کامل

در تفسیر قمی، در حدیثی طولانی که آغازش را در ابتدای بحث آوردیم، آمده است: پیامبر خدا (ص) پس از نوشتن صلح‌نامه به یارانش فرمود: «شترهای قربانیِ خود را نحر کنید (قربانی کنید) و سرهایتان را بتراشید.» اما آنان خودداری ورزیدند و گفتند: «چگونه قربانی کنیم و سرمان را بتراشیم، در حالی که نه گردِ خانهٔ خدا طواف کرده‌ایم و نه میان صفا و مروه سعی به جا آورده‌ایم؟!» پیامبر خدا (ص) از این ماجرا اندوهگین شد و این گله را نزد ام‌سلمه برد. ادامه در متن کامل

می‌گویم: این ماجرا در روایات دیگری نیز از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده است. همچنین آنچه طبرسی روایت کرده، با اندکی تلخیص برگرفته از روایتی است که بخاری، ابوداوود و نسائی از مروان و مِسوَر نقل کرده‌اند. ادامه در متن کامل

در کتاب «الدر المنثور»، بیهقی از عروه روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) در حال بازگشت از حدیبیه بود که مردی از یاران پیامبر خدا (ص) گفت: «به خدا سوگند این رخداد اصلاً فتح و پیروزی نیست؛ چراکه ما از ورود به خانهٔ خدا بازداشته شدیم، قربانی‌هایمان از رسیدن به قربانگاه منع گردید، پیامبر خدا در حدیبیه متوقف ماند، و دو… ادامه در متن کامل

این سخنِ برخی از یارانش به پیامبر خدا (ص) رسید که می‌گفتند: «این فتح نیست.» پس پیامبر خدا (ص) فرمود: «چه بد سخنی است! ادامه در متن کامل

آیا روز اُحُد را فراموش کرده‌اید، آن‌گاه که در حال گریز به سوی کوه بالا می‌رفتید و به هیچ‌کس توجه نمی‌کردید، در حالی که من از پشت سرتان شما را صدا می‌زدم؟ ادامه در متن کامل

مسلمانان گفتند: «خدا و پیامبرش راست گفتند، این واقعه بزرگ‌ترینِ فتح‌هاست. ای پیامبر خدا، به خدا سوگند ما بدانچه تو اندیشیدی نیندیشیده بودیم و بی‌گمان تو به خدا و کارها از ما داناتری.» پس خداوند سورهٔ فتح را نازل فرمود. ادامه در متن کامل

می‌گویم: احادیث دربارهٔ داستان حدیبیه بسیار است و آنچه ما آوردیم، تنها بخشی از آن‌هاست. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ فتح، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۲۶۲ تا ۲۷۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/48/5/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی