ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِۖ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ
این از آن روست که آنان به کسانی که آنچه را خدا نازل کرده ناخوش میداشتند گفتند: «ما در پارهای از کارها از شما فرمان خواهیم برد»؛ و خداوند رازهای نهانشان را میداند.
تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ محمد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۲۴۱ تا ۲۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/47/26/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ إِسْرٰارَهُمْ » (این بدان سبب است که آنان به کسانی که آنچه را خدا نازل کرده ناخوش داشتند، گفتند: در پارهای از کارها از شما فرمان خواهیم برد؛ و خدا رازهای نهانشان را میداند).
واژهٔ «ذٰلِكَ» اشاره به فریبکاری شیطان و آرزوهای طولانی افکندن او، و در یک کلام چیرگی شیطان بر آنان است. مراد از « لِلَّذِينَ كَرِهُوا مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ » همان کافران هستند؛ چنانکه پیشتر در آیهٔ ۹ همین سوره [محمد: ۹] گذشت: «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمٰالَهُمْ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ».
جملهٔ « سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ » (در پارهای از کارها از شما فرمان خواهیم برد)، بازگویی سخن آنان و وعدهٔ اطاعتی است که به کافران دادند. و چنانکه از مقید ساختنِ سربسته و مبهمِ اطاعت به «پارهای از کارها» پیداست، سخنِ کسی است که توان علنی ساختن فرمانبری در همهٔ امور را ندارد، چراکه آشکار کردن اطاعت مطلق برایش خطرساز است؛ بنابراین پنهانی به طرف مقابل وعده میدهد که در پارهای از کارها و تا جایی که برایش میسر باشد از او اطاعت خواهد کرد، سپس این راز را پنهان نگه میدارد و در کمینِ پیشامدهای ناگوار برای مؤمنان مینشیند.
از این نکته دانسته میشود که آنان گروهی از منافقان بودند که آنچه را خدای متعال از ایشان حکایت کرده پنهانی به کافران گفتند و وعده دادند تا جایی که مقدور باشد از آنان اطاعت کنند؛ و این سخن بعدی خدای متعال نیز همین معنا را تأیید میکند.
« وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ إِسْرٰارَهُمْ »؛ (و خدا رازهای نهانشان را میداند).
مفسران دربارهٔ اینکه این گروه چه کسانی بودهاند اختلاف کردهاند؛ پس گفته شده است: آنان یهودیان بودند که به منافقان گفتند: اگر کفرتان را آشکار کنید، شما را یاری میکنیم. و گفته شده است: آنان یهودیان، یا یهودیان و منافقان بودند که این سخن را به مشرکان گفتند. اما بر هر دو وجه این اشکال وارد است که موضوع سخن در آیه، کسانی هستند که پس از ایمانشان مرتد شدند، در حالی که یهودیان اصلاً ایمان نیاورده بودند تا مرتد شوند.
و گفته شده است: آنان منافقانی بودند که به یهودیان وعدهٔ یاری دادند؛ همانگونه که خدای متعال میفرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ نٰافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لاٰ نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ» (حشر: ۱۱: آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند، به برادران کافرشان از اهل کتاب میگویند: اگر شما را بیرون کنند قطعاً همراه شما بیرون میآییم و دربارهٔ شما هرگز از کسی اطاعت نمیکنیم و اگر با شما جنگ شود بیتردید یاریتان میکنیم؟!).
اشکال این سخن آن است که آیه هرچند بر این معنا قابل تطبیق است—همانطور که بر وعدهٔ یاریِ یهودیان به مشرکان نیز قابل انطباق است (البته با تکلف در اطلاق ارتداد بر کفر آنان به پیامبر خدا (ص) پس از روشن شدن رسالتش برای آنان)—، اما از جهت لفظِ آیه دلیلی بر این تطبیق وجود ندارد؛ بنابراین چهبسا آنان گروهی دیگر از منافقان بودهاند.