بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ
بلکه من اینان و پدرانشان را برخوردار ساختم تا آنکه حق و پیامبری روشنگر به سویشان آمد.
تفسیر آیهٔ ۲۹ سورهٔ زخرف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۹۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/43/29/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « بَلْ مَتَّعْتُ هٰؤُلاٰءِ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰي جٰاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ » (بلکه من اینان و پدرانشان را برخوردار ساختم تا آنکه حق و پیامبری روشنگر بهسوی آنان آمد). این سخن، اضراب (رویگردانی از کلام پیشین) از مطلبی است که از آیهٔ گذشته فهمیده میشود؛ و معنایش این است که: بازگشت آنان از شرک بهسوی توحید، غایت و هدفی بود که از ایشان انتظار میرفت، اما بازنگشتند؛ بلکه من این گروه از قوم تو و پدرانشان را برخوردار ساختم و آنان از نعمتهای من بهرهمند شدند « حَتّٰي جٰاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ » (تا آنکه حق و پیامبری روشنگر بهسوی آنان آمد).
شاید التفات (تغییر سیاق کلام) به متکلم وحده (اولشخص مفرد) در عبارت « بَلْ مَتَّعْتُ » (بلکه من برخوردار ساختم) برای اشاره به بزرگیِ جرم آنان باشد؛ به اینکه آنان در ناسپاسی نسبت به نعمت، و کفر ورزیدن به حق و سحر خواندنِ آن، در حقیقت کسی جز ذات پاک او را هدف نگرفتهاند.
مراد از «حق» که بهسوی آنان آمد، همان قرآن است، و مراد از «رسول مبین» (پیامبر روشنگر)، حضرت محمد (ص) است.