وَمَا كَانَ لَهُم مِّنۡ أَوۡلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍ
و برای آنان جز خدا هیچ سرپرستی نخواهد بود که یاریشان دهد؛ و هر که را خدا گمراه کند، هیچ راهی [برای نجات] برای او نیست.
تفسیر آیهٔ ۴۶ سورهٔ شوری، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۶۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/42/46/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا كٰانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيٰاءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ » تا آخر آیه («و برای آنان سرپرستانی نبود که بهجای خدا یاریشان کنند...» [شوری: ۴۶]). این تعبیر، یعنی « وَ مٰا كٰانَ لَهُمْ » («و برایشان نبود...»)، بهجای اینکه گفته شود: «و ما لهم من ولي» («و برای آنان سرپرستی نیست» ــ چنانکه پیشتر آمده بود)، برای آن است که نشان دهد ادعای آنان در دنیا دربارهٔ ولایت معبودانشان آشکارا باطل گشته و این ادعا از همان آغاز نیز یکسره پوچ و بیاساس بوده است.
و فرمودهٔ الهی: « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ سَبِيلٍ » («و هر کس را خدا در گمراهی واگذارد، هیچ راهی [برای نجات] ندارد»)، میتواند بیانگر علت آغاز آیه باشد و بهمنزلهٔ نتیجهگیری برای تمام سخنان پیشین دربارهٔ سرانجام ستمکاران در آخرت است، و نیز بهنوعی بازگشت به مطالب گذشته پیرامون تشریع شریعت و نمایاندن راه [هدایت] از طریق وحی است.
بنابراین، این عبارت کنایه از آن است که هیچ راهی بهسوی سعادت وجود ندارد مگر راه خدا؛ همان راهی که از طریق وحی و رسالت برای بندگانش مقرر فرموده است. پس هر کس را که خدا بهسبب کفر و تکذیب راهش در گمراهی واگذارد، دیگر هیچ راهی نخواهد داشت تا با آن بهسوی سعادت آخرت هدایت شود و از عذاب و هلاکت رهایی یابد.