قُلۡ إِن ضَلَلۡتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفۡسِيۖ وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ فَبِمَا يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٞ قَرِيبٞ
بگو: «اگر گمراه شوم، تنها به زیان خود گمراه میشوم؛ و اگر هدایت یابم، به سبب آن چیزی است که پروردگارم به من وحی میکند؛ بیگمان او شنوای نزدیک است.»
تفسیر آیهٔ ۵۰ سورهٔ سبا، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۸۹ تا ۳۹۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/34/50/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّمٰا أَضِلُّ عَليٰ نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمٰا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ » (بگو: اگر گمراه شوم، تنها به زیان خود گمراه میشوم، و اگر هدایت یابم، به سبب آن است که پروردگارم به من وحی میکند؛ بیگمان او شنوای نزدیک است). این آیه اثرِ حق را بیان میکند که همان وحی باشد؛ چراکه خداوند آن را حقِ مطلق شناسانده است، و حق اگر از هر جهت حق باشد، در رسیدن به واقعیت از هیچ جهت خطا نمیکند، وگرنه از همان جهت باطل خواهد بود؛ بنابراین، وحی همواره هدایت میکند و هرگز دچار خطا نمیشود.
از همین رو برای تأکید بر آنچه گذشت فرمود: « قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ » (بگو: اگر گمراه شوم) و بر فرض از من گمراهی سر زند، « فَإِنَّمٰا أَضِلُّ » (تنها گمراه میشوم) به گونهای که پیامدِ این گمراهی « عَليٰ نَفْسِي » (بر دوش خود من) قرار میگیرد؛ زیرا انسان از جانب خودش ممکن است به گمراهی بیفتد، « وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمٰا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي » (و اگر راه یابم، به سبب آن وحی است که پروردگارم به من میفرستد)؛ پس وحیِ او حقی است که هیچ احتمالِ گمراهی در آن راه ندارد و اثری جز هدایت بر جای نمیگذارد.
و این سخن را با عبارتِ « إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ » (بیگمان او شنوای نزدیک است) تعلیل کرد تا نشان دهد که او ندای دعا و دعوت را میشنود و هیچ حجاب و دوریای او را از آن بازنمیدارد. پیش از این نیز با وصف خدای متعال در افکندنِ حق به اینکه او «عَلَّامُ الْغُيُوب» (بسیار دانای نهانها) است، زمینهٔ این معنا چیده شده بود؛ پس هیچ امری از او پوشیده نمیماند تا در کارش خلل پدید آورد و مانع نفوذ خواستِ او در هدایتِ مردم به وسیلهٔ وحی شود؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَليٰ غَيْبِهِ أَحَداً إِلاّٰ مَنِ ارْتَضيٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسٰالاٰتِ رَبِّهِمْ وَ أَحٰاطَ بِمٰا لَدَيْهِمْ وَ أَحْصيٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً» (دانای نهان است و هیچکس را بر غیبِ خود آگاه نمیسازد، مگر پیامبری را که برگزیده باشد؛ که در این صورت پیشِ رو و پشتِ سرش دیدبانانی روانه میکند تا بداند که پیامهای پروردگارشان را رساندهاند، و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و همهچیز را با شمارش در بر گرفته است؛ جن: ۲۸).