لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞۖ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖۖ كُلُواْ مِن رِّزۡقِ رَبِّكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥۚ بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ
به راستی برای مردم سبأ در سکونتگاهشان نشانهای [از قدرت خدا] بود: دو باغ از راست و چپ؛ [به آنان گفته شد:] «از روزیِ پروردگارتان بخورید و او را سپاس گویید؛ شهری خوش و پاک و پروردگاری بسیار آمرزنده!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۱۹ با هم
و در کتاب «کافی»، به سند خود از سَدیر روایت کرده است که گفت: مردی از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خداوند عزّوجلّ پرسید: « فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » (پس گفتند: «پروردگارا، میان سفرهای ما فاصله بینداز!» و به خود ستم کردند؛ سبأ: ۱۹). ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۵ سورهٔ سبا، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۶۴ تا ۳۶۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/34/15/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « لَقَدْ كٰانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَهٌ جَنَّتٰانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمٰالٍ » (قطعاً برای مردم سبأ در محل سکونتشان نشانهای بود: دو باغ از راست و چپ). سبأ، همان عربهای اصیل (عاربه) در یمن هستند که چنانکه گفتهاند، به نام نیا و پدرشان، سبأ بن یشجب بن یعرب بن قحطان نامیده شدهاند. و سخن او که: « عَنْ يَمِينٍ وَ شِمٰالٍ »، یعنی از سمت راست و چپِ جایگاهِ زیست آنان.
و این فرمودهٔ او: « كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ » (از روزی پروردگارتان بخورید)، فرمانی است به خوردن از نعمت آن دو باغ، که کنایه از روزییافتن آنان از آن دو است، و سپس فرمانی است به شکرگزاری از او بر نعمت و روزیاش. و سخن دیگرش که: « بَلْدَهٌ طَيِّبَهٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ » (شهری پاکیزه و دلنشین و پروردگاری بسیار آمرزنده)، یعنی سرزمینی است سازگار و مناسب برای زندگی، و پروردگاری است بسیار بخشاینده که شما را به گناهانتان کیفر نمیدهد.
بحث روایی
و در کتاب «مجمع البیان»، در حدیثی از فَرْوَة بن مُسَیْک آمده است که گفت: از پیامبر خدا (ص) دربارهٔ «سبأ» پرسیدم که آیا نام مردی است یا زنی؟ فرمود: «مردی از عرب بود که ده فرزند برایش زاده شد؛ شش تن از آنان راهیِ یمن شدند و چهار تن رهسپار شام گشتند. اما آنانی که به یمن رفتند، عبارتاند از: اَزْد، کِنْده، مَذْحِج، اَشْعَریّون، اَنْمَار و حِمْیَر.» مردی از میان مردم پرسید: «انمار کیاناند؟» فرمود: «آنان که خَثْعَم و بَجِیله از نسل ایشاناند.» و اما آنانی که به شام رفتند، عبارتاند از: عامِله، جُذام، لَخْم و غَسّان.
میگویم: این روایت را در کتاب «الدر المنثور» از شماری از صاحبان جوامع حدیثی و سنن از پیامبر خدا (ص) نقل کرده است.
و مقصود از «تَیامُن» و «تَشاؤُم»، سکونت گزیدن در یمن و شام است.