يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ ءَاذَوۡاْ مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ ٱللَّهُ مِمَّا قَالُواْۚ وَكَانَ عِندَ ٱللَّهِ وَجِيهٗا
ای کسانی که ایمان آوردهاید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند، ولی خدا او را از آنچه میگفتند پاک و مبرّا ساخت؛ و او نزد خدا آبرومند و والامقام بود.
تفسیر آیهٔ ۶۹ سورهٔ احزاب، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۴۷ تا ۳۵۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/33/69/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسيٰ فَبَرَّأَهُ اللّٰهُ مِمّٰا قٰالُوا وَ كٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ وَجِيهاً » (ای کسانی که ایمان آوردهاید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند؛ پس خدا او را از آنچه گفتند پیراسته ساخت، و او نزد خدا آبرومند بود). این آیه مؤمنان را نهی میکند از اینکه مانند برخی از بنیاسرائیل باشند و با پیامبر خویش همان رفتار آزاردهندهای را در پیش گیرند که بنیاسرائیل با پیامبرشان کردند. مراد از آن نیز هر گونه آزارِ گفتاری یا کرداری نیست، هرچند آن هم نهی شده است؛ بلکه این سخن او که: « فَبَرَّأَهُ اللّٰهُ » (پس خدا او را پیراسته ساخت)، گواهی میدهد که آن آزار از سنخ تهمت و افترایی بوده که رفع آن نیازمند برائت و پاک نشان دادن بوده است.
و شاید ناگفته گذاشتنِ نوع آزاری که به موسی (ع) رساندند، مؤید همان روایتی باشد که میگوید بنیاسرائیل گفتند: موسی آنچه را مردان دارند ندارد، و خدا او را از گفتهٔ آنان مبرّا ساخت، و این روایت بهزودی خواهد آمد.
و موجهترین سخنی که دربارهٔ آزار دادن پیامبر (ص) گفته شده، این است که به ماجرای زید و زینب اشاره دارد؛ و اگر چنین باشد، از جملهٔ آزارها به آن حضرت (ص) همان چیزی است که در بسیاری از روایات این داستان آمده و آن را به شیوهای روایت کردهاند که با ساحت قدسی ایشان سازگار نیست.
و کلام الهی: « وَ كٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ وَجِيهاً » (و او نزد خدا آبرومند بود)؛ یعنی دارای مقام و منزلت بود. این جمله، علاوه بر اینکه به اجمال بیانگر بیگناهیِ اوست، علتِ تبرئهشدنِ او از سوی خدای متعال را نیز بیان میکند. همچنین این آیه و آیات بعد از آن، بهنوعی با آیاتی که از آزار دادنِ پیامبر (ص) نهی میکردند پیوند دارند.
بحث روایی
و در تفسیر قمی به سند خود از ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت شده است که بنیاسرائیل میگفتند: موسی آنچه مردان دارند ندارد. و موسی هرگاه میخواست غسل کند، به جایی میرفت که هیچکس او را در آنجا نبیند. روزی در کنار رودی غسل میکرد و لباسهایش را روی تختهسنگی نهاده بود؛ خداوند به آن سنگ فرمان داد، پس سنگ از او فاصله گرفت تا آنکه بنیاسرائیل به او نگریستند و دریافتند که حقیقت چنان نیست که میگفتند؛ پس خداوند این آیه را نازل فرمود: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسيٰ » (احزاب: ۶۹: ای کسانی که ایمان آوردهاید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند...) تا پایان آیه.
و در «مجمعالبیان» آمده است: دربارهٔ آنچه موسی با آن آزار دید، اختلاف کرده و چند دیدگاه آوردهاند:
نخست آنکه: موسی و هارون به کوه بالا رفتند و هارون درگذشت؛ بنیاسرائیل گفتند: تو او را کشتهای! پس خداوند به فرشتگان فرمان داد و پیکر او را برداشتند و از فراز سرِ بنیاسرائیل گذراندند، و فرشتگان از مرگ او سخن گفتند تا آنان دانستند که او درگذشته است، و بدینگونه خداوند او را از آن تهمت تبرئه فرمود؛ این سخن از علی (ع) و ابنعباس نقل شده است.
و دوم آنکه: موسی بسیار باحیا و پوشیدهدار بود و تنها غسل میکرد؛ بنیاسرائیل گفتند: او خود را از ما نمیپوشاند مگر به سبب عیبی در پوستش، یا به برص (پیسی) مبتلاست یا به آدره (باد فتق و برآمدگی بیضه). یک بار برای غسل رفت و لباسش را روی سنگی گذاشت؛ سنگ لباس او را با خود برد و موسی در پی آن دوید، تا اینکه بنیاسرائیل او را برهنه دیدند در حالی که در آفرینش اندام از زیباترین مردان بود؛ پس خدا او را از آنچه میگفتند پاک و مبرّا ساخت. این روایت را ابوهریره بهطور مرفوع (با انتساب به پیامبر) روایت کرده است.
میگویم: روایت اول در کتاب «الدر المنثور» از ابنمسعود نیز نقل شده، و روایت دوم نیز از انس و ابنعباس روایت شده است.