لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ
آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ خداست؛ بیگمان خداست که بینیاز و ستوده است.
تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ لقمان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۳۱ تا ۲۳۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/31/26/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » (آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ خداست؛ بیگمان خدا همان بینیازِ ستوده است). از آنجا که اعتراف مشرکان به اینکه آفریننده خدای پاک و منزه است، تنها در صورتی یگانگی در ربوبیت (پروردگاری) و الوهیت (معبود بودن) را اثبات میکند که تدبیر و تصرف نیز در اختیار خدای متعال باشد، و چون خودِ آفرینش برای در بر داشتنِ این ملازمه کافی بود، خداوند در تمام کردن حجت به همان بسنده فرمود، و پیامبر (ص) را به ستایش خود فراخواند، و آن قوم را به سبب غفلتشان نادان شمرد.
سپس بار دیگر از راه انحصار مالکیت حقیقی در خدای متعال بر این مطلب استدلال کرد؛ از آن رو که او بینیاز و ستودهٔ مطلق است. بیان این دلیل چنین است که خدای متعال پدیدآورندهٔ هر آفرینش و بخشندهٔ هر کمالی است، پس هر آنچه موجودات بدان نیاز دارند در دارایی او هست و در نتیجه او بینیازِ مطلق است؛ زیرا اگر از جهتی از جهات بینیاز نبود، پدیدآورندهٔ آن و بخشندهٔ کمالش به شمار نمیآمد و این خلاف فرض (و محال) است. و هنگامی که او بینیاز مطلق باشد، آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ او خواهد بود؛ پس او مالکِ مطلقِ هر چیز است و میتواند هر گونه که بخواهد در آن تصرف کند. بنابراین، هر تدبیر و تصرفی که در جهان روی میدهد از آنِ اوست؛ چراکه اگر بخشی از تدبیر از آنِ دیگری میبود نه او، مالکِ آن نیز همان دیگری میبود نه خدا. و هرگاه تدبیر و تصرف از آنِ خدای متعال باشد، پس او پروردگار جهانیان و همان معبودی است که باید پرستش شود و از نعمت و احسانش سپاسگزاری گردد.
و این همان مطلبی است که این فرمودهٔ الهی بدان اشاره دارد: « لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْغَنِيُّ » (آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ خداست؛ بیگمان خدا همان بینیاز است). پس این فرموده که « لِلّٰهِ مٰا فِي » إلخ (آنچه در... تا پایان)، دلیلی بر یگانگی اوست، و فرمودهٔ « إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْغَنِيُّ » (بیگمان خدا همان بینیاز است)، بیان علت برای مالکیت است.
و اما تعبیرِ « اَلْحَمِيدُ » (ستوده)؛ یعنی او در تمام کارهایش ستایششده است، و این صفت، پایه و مقدمهٔ دیگری برای برهان است؛ چرا که «حمد» ستایش در برابر کار نیکِ اختیاری است، و هر زیبایی و خیری در جهان، از آنِ خدای سبحان است و در نتیجه، هر ستایشی نیز به خود او بازمیگردد؛ پس او ستودهٔ مطلق (بیقیدوشرط) است. اگر گوشهای از این تدبیرِ استوار و زیبا از کسی جز خدای متعال سر میزد و به او پیوندی نداشت، حمد و ستایش نیز سزاوار همان غیر میشد نه خدا؛ و در این صورت، خداوند بهطور مطلق و نسبت به هر چیزی ستوده نمیبود، در حالی که فرض این بود که او ستودهٔ مطلق است؛ و این خلافِ فرض و باطل است.