وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَيۡرَ سَاعَةٖۚ كَذَٰلِكَ كَانُواْ يُؤۡفَكُونَ
و روزی که قیامت برپا شود، مجرمان سوگند یاد میکنند که جز ساعتی درنگ نکردهاند؛ اینگونه [در دنیا نیز از حق] منحرف میشدند.
تفسیر آیهٔ ۵۵ سورهٔ روم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۰۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/30/55/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ يَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَهُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مٰا لَبِثُوا غَيْرَ سٰاعَهٍ كَذٰلِكَ كٰانُوا يُؤْفَكُونَ » (و روزی که رستاخیز برپا شود، مجرمان سوگند یاد میکنند که جز ساعتی درنگ نکردهاند؛ اینگونه [از حق به باطل] منحرف میشدند). این آیات بهمنزلهٔ خاتمه و پیآمدِ آیات گذشته است که نشانهها و برهانهای یگانگی خدای متعال و رستاخیز را برمیشمرد، و نیز به منزلهٔ زمینهچینی و پیشدرآمدی برای آیهای است که سوره با آن پایان میپذیرد. چرا که وقتی خداوند بخشی از نشانهها و برهانها را برشمرد و اشاره فرمود که آنان کسانی نیستند که انتظار یا امیدی به ایمانآوردنشان باشد، خواست بیان کند که آنان چنان در بیخبری از حق به سر میبرند که سخنِ حق را باطل میانگارند و آیات روشندلالت را از دلالت آشکارشان بیگانه میبینند؛ و اینچنین منحرف میشوند، بیآنکه هیچ عذری برای پوزشخواهی داشته باشند.
این انحراف (إفک: بازگردانده شدن از حق به باطل) و دگرگونی از حق به سوی باطل، همواره با آنان همراه است و تا برپایی قیامت ملازمشان خواهد بود؛ تا آنجا که گمان میکنند در گورهایشان در فاصلهٔ میان مرگ و رستاخیز، جز ساعتی از روز درنگ نکردهاند. از این رو امر رستاخیز بر آنان مشتبه شد، همانگونه که هر حقیقتی بر آنان مشتبه گشت و آن را باطل پنداشتند.
بنابراین، فرمودهٔ او: « وَ يَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَهُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مٰا لَبِثُوا غَيْرَ سٰاعَهٍ » (و روزی که رستاخیز برپا شود، مجرمان سوگند یاد میکنند که جز ساعتی درنگ نکردهاند)، حکایت میکند که فاصلهٔ میان دنیا و روز رستاخیز بر آنان مشتبه شده است، تا آنجا که آن را ساعتی از ساعتهای دنیا پنداشتهاند.
و فرمودهٔ او: « كَذٰلِكَ كٰانُوا يُؤْفَكُونَ » (اینگونه [از حق] منصرف میشدند)، یعنی از حق به باطل گردانده میشدند؛ به سوی حق فراخوانده میشدند و حجتها و نشانهها بر آن اقامه میگشت، ولی آن را سخنی باطل و دیدگاهی خرافی میانگاشتند.