فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا قَالُواْ لَوۡلَآ أُوتِيَ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ مُوسَىٰٓۚ أَوَلَمۡ يَكۡفُرُواْ بِمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبۡلُۖ قَالُواْ سِحۡرَانِ تَظَٰهَرَا وَقَالُوٓاْ إِنَّا بِكُلّٖ كَٰفِرُونَ
پس چون حق از جانب ما بهسویشان آمد، گفتند: «چرا مانند آنچه به موسی داده شد به او داده نشده است؟» آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد کافر نگشتند؟! گفتند: «این دو، دو جادو هستند که پشتیبان یکدیگرند!» و گفتند: «ما به همگی کافریم.»
تفسیر آیهٔ ۴۸ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۵۱ تا ۵۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/48/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِيَ مِثْلَ مٰا أُوتِيَ مُوسيٰ » (پس چون حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: چرا مانند آنچه به موسی داده شد، به او داده نشده است؟) تا پایان آیه؛ یعنی: ما پیامبر را همراه با حق به سویشان فرستادیم و کتاب را نازل کردیم، پس چون حق از نزد ما به سویشان آمد—که ظاهراً همان کتاب نازلشده بر پیامبر، یعنی قرآنِ نازلشده بر پیامبر(ص) است—[چنین بهانهای آوردند].
منظور از سخنشان که گفتند: « لَوْ لاٰ أُوتِيَ مِثْلَ مٰا أُوتِيَ مُوسيٰ » این است که: چرا مانند توراتی که به موسی(ع) داده شد، به پیامبر(ص) داده نشده است؟ گویا مقصودشان این بوده که قرآن یکباره نازل شود؛ همانطور که خدای متعال سخن آنان را چنین حکایت فرموده است: «وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وٰاحِدَهً» (فرقان: ۳۲؛ و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: چرا قرآن یکباره بر او نازل نشد؟).
و خداوند از سخن آنان اینگونه پاسخ داده است: « أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِمٰا أُوتِيَ مُوسيٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا » (آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ گفتند: [این دو،] دو جادو هستند که پشتیبان یکدیگرند) که مقصودشان قرآن و تورات است، « وَ قٰالُوا إِنّٰا بِكُلٍّ كٰافِرُونَ » (و گفتند: ما به همه کافریم). تفاوت میان این دو گفته آن است که سخن اول، کفر به دو کتاب است و سخن دوم، کفر به اصل نبوت؛ و شاید همین نکته، دلیل تکرار «قَالُوا» در کلام باشد.