وَفَعَلۡتَ فَعۡلَتَكَ ٱلَّتِي فَعَلۡتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ
و آن کارت را که کردی، انجام دادی و تو از ناسپاسان بودی!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۸ و ۱۹ با هم
چکیدهٔ خردهگیری فرعون که در این دو آیه بدان اشاره شد چنین است: تو همانی که در خردسالی پرورشت دادیم و سالیانی از عمرت را در میان ما سپری کردی، و با کشتن انسانی در این سرزمین فساد انگیختی و ناسپاس نعمتم شدی، با اینکه از بردگان اسرائیلی من هستی؛ پس این رسالت از کجا به تو رسیده است؟! و چگونه تو پیامبر میشوی در حالی که همان کسی هستی که میشناسیم؟!
تفسیر آیههای ۱۸ تا ۲۲ با هم
مفسران سخن فرعون یعنی « أَ لَمْ نُرَبِّكَ » (آیا ما تو را در کودکی نپروراندیم؟) تا پایان آیه را ــ چنانکه اشاره کردیم ــ به دو اعتراض تحلیل کردهاند: منت نهادن بر او برای پروراندنش در نوزادی، و ناسپاسیِ نعمت و تباهکاریاش در زمین به سبب کشتن آن مرد قبطی. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۶۱ تا ۲۶۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/19/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكٰافِرِينَ » (و آن کارت را که کردی، انجام دادی در حالی که از ناسپاسانی!). واژهٔ «فَعلَة» با فتح فاء، ساختارِ اسممرّه (نشاندهندهٔ یک بار انجام کار) از ریشهٔ «فعل» است، و توصیفِ آن با عبارتِ « اَلَّتِي فَعَلْتَ » (آن کارت که کردی)، برای نشان دادنِ سنگینیِ پیامد آن کار و شدتِ زشتی و وقاحتِ آن است؛ مانند آنچه در این آیه آمده است: «فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مٰا غَشِيَهُمْ» (پس از دریا پوشانیدشان آنچه پوشانید) (طه: ۷۸). و مراد فرعون از این کار، کشتهشدنِ آن مرد قبطی به دست موسی (علیهالسلام) است.
سخن فرعون که: « وَ أَنْتَ مِنَ الْكٰافِرِينَ » (و تو از ناسپاسانی)، چنانکه اشارهاش خواهد آمد، ظاهر سیاق نشان میدهد مقصودش از کفر، ناسپاسی در برابر نعمت است؛ و اینکه کشتن مرد قبطی به دست موسی و تباهکاریاش در سرزمین او، ناسپاسی در برابر نعمتی به شمار میرفت که فرعون بهویژه در حق موسی ارزانی داشته بود، زیرا بر خلاف دیگر نوزادان بنیاسرائیل از کشتن او چشم پوشید و او را در کاخ خود پروراند. افزون بر این، چون موسی از بنیاسرائیل بود و فرعون بنیاسرائیل را بردگان خویش میدید و خود را پروردگار و ولینعمتِ آنان میپنداشت، کشته شدن فردی از قوم فرعون به دست فردی از بنیاسرائیل و تباهکاری در سرزمین او، خروج از مرز بندگی و ناسپاسی در برابر نعمت او بود.
از همین جا سستیِ تفسیر برخی مفسران روشن میشود که کفر را در اینجا نقطهٔ مقابل ایمان دانستهاند؛ با این بیان که معنایش چنین است: «تو خداییِ مرا انکار میکنی» یا «به پندار خودت نسبت به خدا کافری، زیرا سالها با ما درآمیختی و بر آیین ما بودی». همچنین سستیِ سخن دستهای دیگر آشکار میگردد که گفتهاند مقصود این است: «تو تنها نسبت به نعمتی که بر خودت ارزانی داشتم ناسپاسی کردی».