يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِيَسۡتَـٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواْ ٱلۡحُلُمَ مِنكُمۡ ثَلَٰثَ مَرَّٰتٖۚ مِّن قَبۡلِ صَلَوٰةِ ٱلۡفَجۡرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ وَمِنۢ بَعۡدِ صَلَوٰةِ ٱلۡعِشَآءِۚ ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّۚ طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، باید کسانی که برده و مملوک شما هستند، و کسانی از شما که به حد بلوغ نرسیدهاند، سه بار [در شبانهروز برای ورود به خلوت شما] اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و هنگام ظهر که جامههای خود را کنار مینهید، و پس از نماز عشا؛ [این اوقات] سه هنگام خلوت و پوشیدگیِ شماست. پس از این سه وقت، نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست [که بیاجازه وارد شوند، زیرا] پیوسته نزد یکدیگر در رفتوآمدید. خداوند آیات خود را اینگونه برای شما روشن میسازد، و خدا دانای باحکمت است.
تفسیر آیهٔ ۵۸ سورهٔ نور، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۶۳ تا ۱۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/24/58/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ » (ای کسانی که ایمان آوردهاید، باید کسانی که برده و مملوک شما هستند از شما اجازه بگیرند) تا پایان آیه. «وضع الثیاب» به معنای درآوردن و کنار نهادنِ جامههاست، و کنایه از قرار داشتن در وضعیتی است که چهبسا انسان دوست ندارد فردی بیگانه او را در آن حالت ببیند. «الظهیره» یعنی هنگام ظهر؛ و «عورت» به معنای شرمگاه است و از آن رو به این نام خوانده شده که برهنه شدنش برای انسان ننگ و شرمساری در پی دارد؛ و گویا مقصود از آن در آیه، هر چیزی است که سزاوار است پوشیده بماند.
پس این سخن خدای متعال که: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » إلخ (ای کسانی که ایمان آوردهاید...)، پیآمد و دنبالهای است برای سخن پیشین او: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا » إلخ (ای کسانی که ایمان آوردهاید، [به خانههایی جز خانههای خود] وارد نشوید...)؛ همان فرمانی که ورود به خانه را مشروط به اجازه گرفتن میدانست. این آیه، بردگان و کودکان را از آن حکم کلی استثنا میکند؛ بدینگونه که برای آنان، اجازه خواستن در سه وقت از شبانهروز بس است.
و این فرمودهٔ او: « لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ » (بردگانتان باید از شما اجازه بگیرند)، یعنی به آنان دستور دهید که برای ورود از شما اجازه بخواهند. ظاهر تعبیر «الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ» (کسانی که مالکشان شدهاید)، به بردگان مرد اشاره دارد نه کنیزان، هرچند این لفظ بهدلیل قاعدهٔ تغلیب (غلبه دادن صیغهٔ مذکر در کلام) مانع از شمول هر دو گروه نیست؛ و چنانکه خواهد آمد، روایت نیز با همین معنای نخست (ویژهٔ بردگان مرد) وارد شده است.
و این سخن او: « وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ » (و کسانی از شما که به سن بلوغ نرسیدهاند)، مقصود کودکان ممیّز (دارای توانایی تشخیص خوب و بد) پیش از رسیدن به سن بلوغ است. دلیلِ مقید بودن آنان به تمییز، کلام بعدی اوست که میفرماید: « ثَلاٰثُ عَوْرٰاتٍ لَكُمْ » (سه وقت خلوت برای شماست).
و تعبیر « ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ » (سه بار)، یعنی در هر شبانهروز سه بار؛ به دلیل توضیحی که در ادامه داده و فرموده است: « مِنْ قَبْلِ صَلاٰهِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيٰابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَهِ -أي وقت الظهر- وَ مِنْ بَعْدِ صَلاٰهِ الْعِشٰاءِ » (پیش از نماز صبح، و هنگام نیمروز که لباسهایتان را برمینهید —یعنی وقت ظهر— و پس از نماز عشا). و با فرمودهٔ خود: « ثَلاٰثُ عَوْرٰاتٍ لَكُمْ » (سه وقت خلوت برای شماست) به حکمت و جهت این حکم اشاره فرموده است؛ یعنی این سه هنگام، سه وقتِ خلوت و پوشیدگی برای شماست که بهطور طبیعی شایسته نیست فرد دیگری در این زمانها سرزده بر شما وارد شود.
و این فرمودهٔ او: « لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ عَلَيْهِمْ جُنٰاحٌ بَعْدَهُنَّ » (پس از این [سه وقت]، نه بر شما گناهی است و نه بر آنان)، یعنی در غیر این سه هنگام، مانعی نیست که شما به آنان فرمان اذن گرفتن ندهید، و نه مانعی هست که آنان بدون اجازه نزد شما آیند. و جهتِ نفی گناه را با این سخن بیان فرموده است: « طَوّٰافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَليٰ بَعْضٍ » (آنان پیرامون شما بسیار میگردند و به یکدیگر سر میزنید)؛ یعنی آنان برای خدمتگزاری پیوسته نزد شما رفتوآمد دارند و با هم در ارتباطید، بنابراین اگر بنا باشد در هر بار ورود اجازه بخواهند، کار به دشواری و مشقت میکشد؛ پس باید در اجازه گرفتن به همان سه هنگامِ خلوت بسنده کنند.
سپس فرمود: « كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمُ الْآيٰاتِ » (اینگونه خدا آیات را برای شما بیان میکند)، یعنی احکام دینش را که نشانههایی راهنما به سوی او هستند روشن میسازد؛ « وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ » (و خدا داناست)، از احوال شما و آنچه مقتضای تشریع احکام است آگاهی دارد؛ « حَكِيمٌ » (سنجیدهکار است)، در احکامش مصلحتهای شما را رعایت مینماید.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور» آمده است: دربارهٔ سخن خدای متعال: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ » (نور: ۵۸) تا پایان آیه، سعید بن منصور، ابن ابیشیبه، ابو داود، ابن مَردویه و بیهقی در سنن خود از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: آیهای است که بیشتر مردم بدان عمل نکردهاند؛ یعنی آیهٔ اجازه گرفتن. و من حتی به این کنیزم — کنیز کوتاهقدی که بالای سرش ایستاده بود — دستور میدهم که برای ورود بر من اجازه بگیرد.
و در تفسیر قمی آمده است: دربارهٔ این آیه فرمود: خدای تبارک و تعالی نهی فرموده است از اینکه کسی در این سه وقت بر دیگری وارد شود — نه پدر، نه خواهر، نه مادر و نه خادم — مگر با اجازه؛ و این اوقات عبارت است از: پس از طلوع فجر، نیمروز، و پس از نماز عشا. سپس برای غیر از این سه وقت اجازه داد و فرمود: « لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ عَلَيْهِمْ جُنٰاحٌ بَعْدَهُنَّ » (پس از این [سه وقت]، نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست)، یعنی پس از این سه وقت، « طَوّٰافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَليٰ بَعْضٍ » ([زیرا] پیوسته گرد شما در رفتوآمدند و برخی از شما با برخی دیگر در ارتباطید).
و در کتاب «کافی» به سند خود از زراره روایت کرده که امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل: « مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ » (بردگانی که مالک آنها شدهاید) (نور: ۵۸) فرمود: این حکم ویژهٔ مردان است نه زنان. عرض کردم: آیا زنان در این سه ساعت اجازه میگیرند؟ فرمود: نه، بلکه [بدون نیاز به اجازه] وارد و خارج میشوند. و دربارهٔ « وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ » (و کودکانی از شما که به حد بلوغ نرسیدهاند) فرمود: منظور، [کودکانِ آزادِ] خودِ شمایند. فرمود: بر آنان اجازه گرفتن لازم است، همانند اجازه گرفتنِ کسی که به بلوغ رسیده باشد در این سه ساعت.
میگویم: در اینباره روایات دیگری نیز از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده است که مراد از «الذين ملكت أيمانكم»، بردگان مرد هستند نه زنان.
و در «مجمعالبیان» آمده است: دربارهٔ آیه از ابنعباس نقل شده که معنایش این است: به غلامان و کنیزانتان دستور دهید هرگاه خواستند به خلوتگاه شما وارد شوند، از شما اجازه بگیرند. و گفته شده است:
از ابنعمر نقل است که منظور، فقط غلامان (بردگان مرد) است؛
و همین معنا از امام باقر و امام صادق (ع) نیز روایت شده است.
میگویم: با این روایات و با ظاهر خود آیه، ضعیف میشود
آنچه حاکم از علی (ع) دربارهٔ این آیه روایت کرده که فرمود: «منظور، زنان هستند؛ چراکه مردان [در هر حال] اجازه میگیرند».
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است: ابن ابیشیبه و ابن مَردویه از ابنعمر روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: مبادا بادیهنشینان در نامگذاریِ نماز عشایتان بر شما چیره شوند [و نام آن را تغییر دهند]؛ زیرا این نماز در کتاب خدا «عشاء» نامیده شده است، و آنان دوشیدنِ شبانهٔ شتران را «عتمه» مینامند.
میگویم: مانند این روایت از عبدالرحمان بن عوف نیز نقل شده است و عبارتش چنین است که پیامبر خدا (ص) فرمود: «عربهای بادیهنشین در نامگذاریِ نمازتان بر شما چیره نشوند؛ خداوند فرموده است: « وَ مِنْ بَعْدِ صَلاٰهِ الْعِشٰاءِ » (و پس از نماز عشا [نور: ۵۸])، و عَتَمه [تاریکی شب] تنها برای دوشیدن شبانهٔ شتران است.»