قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ
به مردان باایمان بگو دیدگان خود را [از نگاهِ ناروا] فرو بندند و دامان خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزهتر است؛ بیگمان خدا به آنچه انجام میدهند آگاه است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۳۰ و ۳۱ با هم
و در «کافی»، به سند خود از ابوعمرو زُبیری، از امام صادق (ع) در روایتی که در آن واجبات الهی بر اعضا و جوارح را برمیشمارد، آمده است که فرمود: «و فرض على البصر أن لا ينظر إلى ما حرم الله عليه، و أن يعرض عما نهى الله عنه مما لا يحل له-و هو عمله و هو من الإيمان» (و بر چشم واجب کرده است که به آنچه خداوند بر آن حرام ساخته ننگرد، و از آنچه خدا نهی فرموده و برایش حلال نیست روی برگرداند؛ و این کارِ چشم است و خود بخشی از ایمان به شمار میرود).
پس خداوند تبارک و تعالی فرمود: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ » (به مردان باایمان بگو چشمان خود را [از آنچه حرام است] فرو پوشند و شرمگاههای خویش را حفظ کنند؛ نور: ۳۰)؛ پس آنان را از نگریستن به عورتهای یکدیگر بازداشت، و اینکه مبادا مردی به شرمگاه برادرِ [دینی] خود نگاه کند و شرمگاهش را از اینکه به آن نگاه شود بپوشاند. و فرمود: « وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنٰاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصٰارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ » (و به زنان باایمان بگو چشمان خود را فرو پوشند و شرمگاههای خویش را حفظ کنند؛ نور: ۳۱)؛ از اینکه زنی به شرمگاه خواهرِ [دینی] خود بنگرد، و شرمگاهش را از اینکه به آن نگریسته شود حفظ کند.
و فرمود: «كُلُّ شَيْءٍ فِي الْقُرْآنِ مِنْ حِفْظِ الْفَرْجِ فَهُوَ مِنَ الزِّنَا إِلَّا هَذِهِ الْآيَةَ فَهُوَ مِنَ النَّظَرِ» (هر جا در قرآن سخن از حفظ شرمگاه آمده، مقصود نگهداری از زنا است، مگر در این آیه که مقصود نگهداری از نگاهکردن است).
میگویم: قمی نیز در تفسیر خود، ادامۀ این حدیث را به سند خود از پدرش، از ابنابیعمیر، از ابوبصیر، از امام صادق(ع) روایت کرده است، و مانند آن از ابوالعالیه و ابنزید نیز روایت شده است.
فرمود: «و المجنونه و المغلوبه علي عقلها،و لا بأس بالنظر إلي شعرها و جسدها ما لم يتعمد ذلك»؛ و همچنین زن دیوانه و زنی که عقلش از دست رفته است؛ و نگاه کردن به مو و بدن او مانعی ندارد، تا زمانی که قصد عمدی در کار نباشد.
میگویم: گویا مقصود آن حضرت (ع) از سخن خویش: «ما لم يتعمد ذلك» (تا زمانی که عمدی در کار نباشد)، نگاه با قصد ریبه (لذتجویی یا گناه) است.
تفسیر آیههای ۳۰ تا ۳۲ با هم
میگویم: دربارهٔ معانی پیشگفته، روایات بسیار زیادی از امامان اهلبیت (ع) نقل شده است؛ هر که خواهان آنها باشد، باید به کتابهای حدیث مراجعه کند.
تفسیر آیهٔ ۳۰ سورهٔ نور، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۱۰ تا ۱۱۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/24/30/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِكَ أَزْكيٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُونَ » (به مردان باایمان بگو دیدگان خود را فرو خوابانند و شرمگاههایشان را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است؛ همانا خدا به آنچه میکنند آگاه است). «غَضّ» به معنای برهمنهادن پلک بر پلک دیگر است، و «أبصار» جمع «بَصَر» یعنی اندام بینایی است. از اینجا روشن میشود که حرف «مِنْ» در « مِنْ أَبْصٰارِهِمْ » برای ابتدای غایت (آغاز کردن کار از مبدأ) است؛ نه زائده است، نه برای بیان جنس و نه برای تبعیض (بخشی از چیزی)، هرچند هریک از این احتمالها گویندهای دارد؛ و معنای آیه این است که چشمپوشی را با آغاز از دیدگانشان به جا آورند.
از این رو در سخن خدای متعال: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ » (به مردان باایمان بگو دیدگان خود را فرو خوابانند)، از آنجا که فعلِ « يَغُضُّوا » ترتب دارد؛ ترتب آن بر واژهٔ «قُلْ» (بگو) همانند ترتب جواب شرط بر شرط است؛ و این امر نشان میدهد که «قول» در اینجا به معنای امر و فرمان است. معنای آیه چنین میشود: به آنان فرمان بده تا دیدگان خود را فرو خوابانند؛ و تقدیر سخن این است: به آنان فرمانِ چشمپوشی بده، زیرا اگر فرمانشان دهی، چشم فرو مینهند. بدین ترتیب، این آیه دستوری برای فرو بستن دیدگان است، یا اگر بخواهی بگو: به سبب مطلق بودن حکم، نهی از نگاه کردن به هر آن کسی است که نگاه به او روا نیست، چه نامحرمْ مرد باشد و چه زن.
و این سخن او: « وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ » یعنی به آنان فرمان بده تا شرمگاههایشان را حفظ کنند. «فُرجه» و «فَرْج» به معنای شکاف میان دو چیز است که با آن از شرمگاه (سوءة) کنایه آوردهاند. شیوهٔ قرآن نیز که آکنده از ادب و اخلاق است بر همین کنایه جریان یافته و سپس کاربردش در این معنا چندان زیاد شد که گویی معنای صریح آن گشته است، چنانکه راغب اصفهانی یادآور شده است.
همچنین تقابل میان « يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ » و « يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ » میفهماند که مراد از حفظ فروج، پوشاندن آنها از نگاه دیگران است، نه نگهداشتن آنها از زنا و لواط، آنگونه که برخی گفتهاند.
در روایتی از امام صادق (ع) نیز وارد شده است: «أن كل آيه في القرآن في حفظ الفروج فهي من الزنا-إلا هذه الآيه فهي من النظر» (هر آیهای در قرآن که دربارهٔ حفظ فروج است مقصودش حفظ از زناست، جز این آیه که مقصودش حفظ از نگاه است).
بر این پایه، ممکن است جملهٔ نخست با جملهٔ دوم مقید شود و مدلول آیه نهی از نگاه کردن به شرمگاهها و امر به پوشاندن آنها باشد.
سپس با این سخن خود: « ذٰلِكَ أَزْكيٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُونَ » (این برای آنان پاکیزهتر است؛ بیگمان خدا به آنچه میکنند آگاه است)، به مصلحتِ نهفته در این حکم اشاره فرمود و آنان را به رعایت و مراقبت در این زمینه برانگیخت.
بحث روایی
و در کتاب «کافی» به سند خود از سعد اسکاف روایت کرده است که امام باقر(ع) فرمود: جوانی از انصار در مدینه با زنی روبهرو شد—و در آن روزگار زنان روسریهای خود را به پشت گوشهایشان میانداختند [و گردن و گوشهایشان نمایان بود]—جوان در حالی که زن پیش میآمد به او چشم دوخت؛ هنگامی که زن از کنارش گذشت، همچنان به او مینگریست و وارد کوچهای شد که امام آن را به نام «بنیفلان» نام برد، و پیوسته پشت سر او را نگاه میکرد که ناگاه استخوانی یا تکه شیشهای در دیوار به صورتش خورد و چهرهاش را شکافت. وقتی زن رفت، جوان دید که خون بر لباس و سینهاش جاری شده است؛ پس گفت: «به خدا سوگند حتماً نزد پیامبر خدا(ص) خواهم رفت و او را از این ماجرا باخبر خواهم ساخت».
امام فرمود: پس نزد آن حضرت آمد. چون پیامبر خدا(ص) او را دید، فرمود: «این چه حالی است؟» جوان ماجرا را بازگفت؛ در این هنگام جبرئیل با این آیه فرود آمد: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ-ذٰلِكَ أَزْكيٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا يَصْنَعُونَ » (به مردان باایمان بگو چشمان خود را [از نامحرم] فرو پوشند و شرمگاههای خویش را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزهتر است، همانا خداوند به آنچه انجام میدهند آگاه است؛ نور: ۳۰).
میگویم: در کتاب «الدر المنثور» نیز این روایت از ابنمردویه از علی بن ابیطالب(ع) به همین صورت نقل شده است؛ و ظاهر این حدیث نشان میدهد که مراد از دستور به فرو پوشیدن چشم در آیه، نهی از هر گونه نگاه به زن نامحرم (بیگانه) است؛ چنانکه ظاهر برخی از روایات پیشین نیز این بود که نهیِ آیه فقط متوجه نگاهکردن به شرمگاه دیگری است.
و در کتاب «الخصال» آمده است: پیامبر (ص) به امیر مؤمنان (ع) فرمود: «يا علي أول نظره لك و الثانية عليك لا لك»؛ ای علی، نگاه نخست برای توست [و بازخواستی ندارد] و نگاه دوم به زیان توست، نه به سود تو. میگویم:
و مانند آن در کتاب «الدر المنثور» از شماری از صاحبان جوامع حدیثی به نقل از بُریده از پیامبر (ص) روایت شده که عبارتش چنین است: پیامبر خدا (ص) به علی (ع) فرمود: «لا تتبع النظره النظره-فإن لك الأولي و ليست لك الآخره»؛ نگاه را در پی نگاه میاور؛ چراکه نگاه نخست برای توست و دومی از آنِ تو نیست [و به زیان تو تمام میشود].