إِنۡ هُوَ إِلَّا رَجُلُۢ بِهِۦ جِنَّةٞ فَتَرَبَّصُواْ بِهِۦ حَتَّىٰ حِينٖ
او جز مردی نیست که نوعی دیوانگی دارد؛ پس تا مدتی دربارۀ او درنگ کنید و منتظر بمانید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۳ تا ۲۵ با هم
بنابراین، سخن نوح (ع) به قوم بتپرستش: « اُعْبُدُوا اللّٰهَ » (خدا را بپرستید) به این معناست که گفته شود: خدا را یگانه بپرستید، چنانکه در سورهٔ هود آمده است: « أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ » (که جز خدا را نپرستید)؛ و سخن او: « مٰا لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ » (معبودی جز او برای شما نیست) به این معناست که گفته شود: هیچ معبودی جز او ندارید؛ زیرا پروردگار دیگری جز او نیست که کارهای شما را تدبیر کند تا او را بپرستید خواه به امید رحمتش باشد یا از بیم خشمش. و اینکه نوح در نتیجهگیری از این سخن فرمود: « أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ » (آیا پروا نمیکنید؟)، یعنی اگر جز او پروردگاری ندارید که کارهایتان را تدبیر کند، پس آیا از عذابش پروا نمیکنید که او را نمیپرستید و به او کفر میورزید؟ خدای متعال میفرماید: «فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ -إِلٰي قَوْلِهِ- حَتّٰي حِينٍ» (پس اشرافِ قومش که کافر شدند گفتند: این جز بشری مانند شما نیست... تا آنجا که فرمود: تا مدتی). «ملأ»یِ یک قوم، بزرگان و اشرافِ آنها هستند. و توصیف آنان با عبارت « اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ » (کسانی از قومش که کافر شدند)، وصفی توضیحی است نه احترازی (توضیحِ حالِ آنان است، نه برای جدا کردن اشراف مؤمن از کافر)؛ چراکه احدی از اشرافِ قومش به او ایمان نیاورد، به دلیل سخن خودشان که خدا بازگو کرده است: «وَ مٰا نَرٰاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِيَ الرَّأْيِ» (و نمیبینیم جز فرومایگان ما و آن هم در نگاه نخستین از تو پیروی کرده باشند؛ هود: ۲۷).
تفسیر آیههای ۲۴ و ۲۵ با هم
سیاق آیات نشان میدهد که اشراف با مضمون این دو آیه، تودهٔ مردم را مخاطب قرار میدادند تا توجه آنان را از نوح برگردانند، آنان را علیه او بشورانند و به آزار دادن و ساکت کردنش برانگیزند. و آنچه خدای متعال در این دو آیه از سخنانِ آنان حکایت کرده، چهار یا پنج وجه از دروغبافی یا مغالطههایی ساختگی است که سر هم کرده بودند و با آنها بر بطلان دعوت نوح دلیل میآوردند.
اینها دلایلی ساختگی بود که اشراف و بزرگانِ قومش به تودهٔ مردم القا میکردند، یا هر گروهی از آنان یکی از این بهانهها را بر زبان میآوردند. این دستاویزها گرچه استدلالهایی جدلی و سست و خدشهدار بودند، اما سران قوم هنگام القای آنها به مردم از آنها بهره میبردند و روی مردم را از او برمیگرداندند و آنان را علیه وی تحریک میکردند و گمراهیشان را دامن میزدند.
تفسیر آیهٔ ۲۵ سورهٔ مؤمنون، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۷ تا ۲۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/23/25/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
چهارم، سخن آنان است که گفتند: « إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ بِهِ جِنَّهٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّٰي حِينٍ » (او جز مردی نیست که دیوانگی دارد؛ پس تا مدتی دربارۀ او درنگ کنید و منتظر بمانید). واژهٔ «جِنّة» یا مصدر است؛ یعنی در او جنون و دیوانگی است، یا مفردِ «جن» است؛ یعنی جنی در او حلول کرده که از زبان او سخن میگوید؛ زیرا او چیزی را ادعا میکند که خردِ سالم نمیپذیرد و سخنی بر زبان میآورد که جز آسیبدیده در عقل نمیگوید. پس مدتی درنگ کنید و دربارهٔ او منتظر بمانید؛ شاید از حالت جنونش به هوش آید یا بمیرد و ما از او آسوده شویم.