حَتَّىٰٓ إِذَا فُتِحَتۡ يَأۡجُوجُ وَمَأۡجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٖ يَنسِلُونَ
تا آنگاه که [راهِ] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر بلندی شتابان سرازیر گردند.
تفسیر آیهٔ ۹۶ سورهٔ انبیاء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۳۲۶ تا ۳۲۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/21/96/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «حَتّٰي إِذٰا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ » (تا آن زمان که راه یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر بلندی و پشتهای شتابان سرازیر گردند). «حَدَب» (با دو فتحه) یعنی برآمدگی و بلندیِ زمین میان دو پستی، و «نُسول» به معنای شتابان بیرون آمدن است و از همین ریشه است تعبیرِ «نَسَلانُ الذِّئْبِ» (دویدن پرشتاب گرگ). سیاق کلام اقتضا میکند که فرمودهٔ الهی: «حَتّٰي إِذٰا فُتِحَتْ » تا آخر آیه، فرجام و غایتِ تفصیلِ بیانشده در سخن پیشین باشد؛ یعنی از آیهٔ «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّٰالِحٰاتِ » (انبیاء: ۹۴) تا پایان آن دو آیه. همچنین اقتضا دارد که ضمیر جمع («هُمْ») به یأجوج و مأجوج بازگردد.
معنای آیه چنین است: کار جهان همواره بر همین روال پیش میرود که کارهای شایستهٔ مؤمنان را ثبت میکنیم و از تلاششان قدردانی مینماییم، و آبادیهای ستمگر را نابود میسازیم و بازگشتشان را پس از هلاکت ناممکن میشماریم، تا زمانی که یأجوج و مأجوج گشوده شوند؛ یعنی سدّ آنان یا راهِ بستهشان باز شود و آنان (یأجوج و مأجوج) از بلندیهای زمین شتابان بهسوی دیگر مردمان سرازیر گردند. این رخداد از نشانهها و پیشآمدهای رستاخیز (اشراط الساعه) است؛ همانگونه که خدای متعال با این کلام بدان اشاره میکند: «فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكّٰاءَ وَ كٰانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا وَ تَرَكْنٰا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنٰاهُمْ جَمْعاً» (کهف: ۹۸-۹۹: پس چون وعدهٔ پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم کوبد و وعدهٔ پروردگارم همواره حق است؛ و در آن روز برخی از آنان را رها میکنیم تا در میان برخی دیگر موج زنند، و در صور دمیده شود و همه را گرد هم آوریم). ما بحث دربارهٔ یأجوج و مأجوج و سدّ کشیدهشده در برابرشان را در تفسیر سورهٔ کهف بهطور کامل بیان کردهایم.
و برخی گفتهاند: ضمیر جمع («هُمْ») به همهٔ مردم بازمیگردد و مقصود، بیرون آمدنِ آنان از گورهایشان بهسوی صحرای محشر است.
اشکال این دیدگاه آن است که سیاقِ پیش از این جمله («حَتّٰي إِذٰا فُتِحَتْ ») و سیاقِ پس از آن («وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ ») با این معنا سازگار نیست؛ خودِ این جمله نیز به جهت آنکه بیانگر حالت (حال) است، با آن نمیخواند. افزون بر این، «نُسول از هر حَدَب» (شتابان سرازیر شدن از هر بلندی) که در آیه آمده است، بر بیرون آمدن از گورها صدق نمیکند. از همین رو، صاحب این دیدگاه یعنی مجاهد، واژه را بهجای «حَدَب»، «جَدَث» (با جیم و ثاء سه نقطه) خوانده که به معنای قبر است.