قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي
گفت: «پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
خدای متعال میفرماید: «قٰالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي -إلي قوله- إِنَّكَ كُنْتَ بِنٰا بَصِيراً » (گفت: پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان... ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۴ و ۲۵ با هم
و مؤید این مطلب آن است که موسی(ع) این درخواستها را پس از پایانیافتن امر نبوت در سه آیهٔ گذشته طلب نکرد، بلکه تنها پس از آنکه فرمانِ «اذْهَبْ إِليٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغيٰ » (به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است)—که همان دستور رسالت است—به او القا شد، به این درخواستها دست یازید.
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۲۸ با هم
البته چهار آیهٔ نخست یعنی: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » إلخ (پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان تا آخر)، فیالجمله از پیوند با امر نبوت—که همان دریافت عقاید دین و احکام عملی آن از پیشگاه ربوبی است—خالی نیست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۵ و ۲۶ با هم
وجه دلالت این است که کلمه «لِي» (برای من) در چنین مقامی افاده اختصاص میکند و معنایش چنان است که بگوییم: «و کار رسالتی را که بر عهدهام نهادهای، برای من ــ منی که مرا در این جایگاه نشاندهای و این بار گران را بر دوشم گذاردهای ــ آسان ساز». روشن است که مقتضای این درخواست، آسان شدن کار نسبت به اوست، نه آسان شدن خودِ آن کار در ذات خویش. نظیر همین سخن در عبارت «اشْرَحْ لِي » (برایم بگشای) نیز جاری است؛ یعنی برای من ــ منی که مرا به رسالتی فرمان دادهای که در برابرش سختیها و ناگواریهاست ــ «صَدْرِي » (سینهام را) فراخ گردان تا هرگاه آن سختیها بر من هجوم آورند و فرود آیند، تنگ نگردد. اگر گفته میشد: «رب اشرح صدري و يسر أمري» (پروردگارا سینهام را بگشای و کارم را آسان کن)، این نکته از دست میرفت.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
در کتاب «الدر المنثور» آمده است که ابنمَردُویه، خطیب [بغدادی] و ابنعَساکر از اسماء بنت عُمَیس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) را در برابر کوه ثَبیر دیدم در حالی که میفرمود: «أشرق ثبير أشرق ثبير-اللهم إني أسألك بما سألك أخي موسى-أن تشرح لي صدري،و أن تيسر لي أمري-و أن تحل عقده من لساني يفقهوا قولي،و اجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي اشدد به أزري- و أشركه في أمري كي نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا-إنك كنت بنا بصيرا» (بتاب ای ثبیر! ادامه در متن کامل
میگویم: نزدیک به همین معنا از سَلَفی از امام باقر(ع) روایت شده است؛ و نیز در «مجمعالبیان» از ابنعباس، از ابوذر و از پیامبر(ص) روایتی نزدیک به آن نقل شده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۵ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۴۵ تا ۱۵۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/25/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
پس سخن او که گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » (پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان)، «شرح» به معنای بسط و گشودن است. این جمله از قبیل استعاره تخییلیه (تصویرسازی ذهنی) و استعاره کنایی است؛ گویی سینه انسان ــ که دل در آن جای گرفته ــ ظرفی است که آنچه را از راه مشاهده و ادراک بدو میرسد درمییابد و سپس راز را در خود نهان میدارد؛ و هرگاه کاری بس سترگ باشد که بر انسان گران آید یا فراتر از توانش باشد، سینه از گنجاندن آن تنگ میآید و دیگر فراخیِ پذیرش آن را ندارد، و به انشراح (فراخی و گشادگی) نیازمند میشود تا آن را در خود جای دهد.
موسی رسالتی را که پروردگارش بر عهده او نهاده بود بسیار بزرگ و دشوار دید؛ زیرا از شوکت و نیروی قوم قبط آگاه بود و در رأس این امتِ خودکامه، فرعونِ سرکش جای داشت که با خداوند در پروردگاریاش ستیزه میکرد و ندا درمیداد: «أنا ربكم الأعلي» (من پروردگار والاتر شمایم). او به یاد میآورد که بنیاسرائیل در چنگال فرعونیان در چه ضعف و اسارتی گرفتارند و به چه نادانی و انحطاط فکری دچار شدهاند؛ و گویی به چشم میدید که این دعوت چه سختیها و مصیبتهایی به همراه خواهد داشت و مشاهده میکرد که در پی ابلاغ این رسالت چه پیش خواهد آمد؛ چه رویدادهای هولناک و فجایع دردناکی به بار خواهد آمد. افزون بر این، او مردی بود با شکیبایی اندک در برابر ناروا که در راه خدا زود به خروش میآمد؛ ستم را برنمیتافت و زیر بار زور نمیرفت، چنانکه ماجرای کشتن مرد قبطی و آب کشیدنش در کنار چاه مَدین بر این گواه است؛ و در زبانش نیز ــ که تنها سلاح دعوتکننده و رساننده پیام است ــ گرهی بود که چه بسا او را از بیان آنچه میخواست بازمیداشت.
از همین رو از پروردگارش گشودن این دشواریها را خواست؛ پس نخست درخواست کرد که سینهاش را برای بارهای سنگین رسالتی که پروردگارش بر دوش او مینهد و برای رویدادهای سترگ و سختیهایی که در مسیر دعوت پیش رو خواهد داشت فراخ گرداند و گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي» (پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان).